12

دولتهای ناکام و رژیمهای مجازی

از اواخر هزاره پیشین و اوایل هزاره جدید، پدیده ای به نام دولتهای ناکام بطور بی سابقه ای پا به عرصه گذاشت به گونه ای که امنیت و صلح بین المللی را در معرض تهدید قرار داد. از آفریقا تا آسیا صحنه  جولان این پدیده گشته و سبب ناتوانی بسیاری از کشورها در اعمال حاکمیت بر همه خاک خود شد. بنابراین زمینه برای رهبران جنایات سازمان یافته بمنظور گسترش نفوذ و عرضه اندامی کاملا فراهم گردید.
جهان نسبت به رواج چنین پدیده ای در کشورهای فقیر آفریقایی که فاقد توان لازم برای اعمال حاکمیت در داخل مرزهای خود هستند، عادت کرده است اما ابعاد خطرناک و مصیبت بار داستان زمانی نمایان می شود که کشور پیشرفته ای مثل بلژیک بطور فزاینده ای به سمت ناکامی دولتی پیش رفته و تبدیل به مأمنی برای تندروهای اروپایی می گردد. همانند مكزیک که نیروهای امنیتی آن قادر به رویارویی و از بین بردن گروهکهای جنایتکار نیستند.
این وضعیت ژئوسیاسی جدید، متخصصان را بر آن داشته تا تقسیم بندی جدیدی از کشورها و بر اساس دوری و یا نزدیکی آنها به ناکامی، ارائه دهند. طبق این تقسیم بندی، کشورهای عربی در گروه کشورها و دولتهای ناکام مثل عراق، لیبی، سوریه و یمن و یا رو به ناکامی گنجانده می شوند زیرا آنها شاهد چالشها و خطرات امنیتی بسیاری هستند که بدنبال درگیریهای منطقه ای حاصل شده است. علاوه بر آن کشورهای عربی با آسیب های اقتصادی هم در نتیجه سیاستهای بین المللی مرتبط با جهانی سازی از یک سو و هم با چالش تنوع سازی در اقتصاد و کاهش اتکا به درآمدهای حاصل از صادرات منابع طبیعی از جمله نفت از سویی دیگر، گریبانگیر هستند.
تحلیلگران بر این باورند که دنیا از پایان جنگ جهانی دوم دچار پیامدهای ناشی از پیدایش چنین پدیده ای شده است به گونه ای که از میزان جنگهای سنتی و مرسوم در حد زیادی کاسته شده و متقابلا درگیریها و جنگهای داخلی رو به افزایش گذاشته است. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تجزیه آن به چند کشور کوچکتر، ناشی از ورود ان به مسیر پیچیده ای از تحولات بود که نتیجه آن عبارت بود از کاهش تسلط دولت مرکزی و پیدایش هویتهای ملی گرایانه کوچکتر که در پی احیای مجدد جغرافیایی واحدهای سیاسی قبل از نیمه اول قرن گذشته بودند.
می توان گفت که این تحول مصیبت بار که گریبانگیر بسیاری از دولتهای ملی شده و با تحت عنوان  سومالیزاسیون، بسیاری از نوشته های سیاسی را به خود اختصاص داده است، به علت تزلزل و فروپاشی نهادهای دولت مرکزی و همچنین ضعف نخبگان سیاسی و اجتماعی در ارائه یک ایده و الگوی فراگیر بوده که بتواند همه طیف های نژادی و مذهبی را در بر بگیرد.
بنابراین مشکل دولتهای ناکام و ضعیف صرفا هویت سیاسی که در سطح منطقه ای و جهانی به رسمیت شناخته شوند، نیست بلکه قطعا به موضوع تسلط و اعمال حاکمیت دولتها در ابعاد مختلف مربوط می شود. جرج بلاندی در این رابطه می گوید: جامعه بدون حاکمیت سیاسی نمی تواند موجودیت داشته باشد و حاکمیت نیز بدون سازمان بندی و روابط سازمان یافته بین افراد و گروههای اجتماعی نمی تواند حیات داشته باشد. بنابراین بحث اجتماعی و سیاسی نمی تواند بدون توجه به حاکمیت و صرفا حول محور روابط اجتماعی مطرح گردد. بلکه باید شروط مرتبط با تعیین و سازماندهی حاکمیت و اعمال قدرت، مد نظر قرار گیرد. طبق نظر ماکس وبر حاکمیت بر سه نوع مشروعیت استوار است:
1- مشروعیت سنتی
2- مشروعیت کاریزماتیک
3- مشروعیت عقلی – قانونی (حقوقی)
مشکل حاکمیت در دولتهای ناکام و ناکارامد مربوط می شود به ناتوانی آنها در انتقال از دو مشروعیت سنتی و کاریزماتیک به مشروعیت عقلی و قانونی که لازمه یک دولت پایدار و نهادمند است.
به اعتقاد بسیاری از فعالان عرصه سیاست، بزرگترین خللی که دولتهای ناکام از آن رنج می برند مربوط است به طبیعت و نوع وظائف اصلی آن دولتها. صاحبان نظریه های سیاسی بر این باورند که یک دولت جدید دو وظیفه اصلی بر عهده دارد:
1- ترویج سازوکارهای مسالمت آمیز در روابط سیاسی از آن حیث که افراد رفتنی اند اما دولت و کشور ماندنی است. امری که سبب می شود تا دستیابی بر قدرت در روال قانونی پیش بینی شده خود و مورد احترام همه طرفها صورت پذیرد.
2- ترویج سازوکارهای مسالمت آمیز در روابط اجتماعی زیرا در صورتیکه دولت در پی اعمال حاکمیت و قدرت از طریق صرفا اکراه و زور باشد، بتدریج افراد منتقد دولت خواهند شد و بتدریج برخورد فیزیکی را ناکافی خواهند دانست. برخورد با این اکراه و واکنش در برابر آن در فرایند ساختن تمدن خود را نشان می دهد امری که معیار و ارزش مشترک هر جامعه ای است.
در همین راستا می توان گفت که گرایشات مستبدانه ی دولتهای ناکام و ناکارآمد معمولا یکی از عوامل اصلی عدم تمایل و اهتمام مردم در دفاع از آن کشور است.
همچنین تعدد اشکال اعمال سیاست خود نیازمند تکثر و جنبشی صریح و آشکار در میان نخبگان سیاسی است تا عرصه فعالیت سیاسی کسالت آمیز نشود و جامعه را قادر به انتخاب نخبگانی جدید کند که بتوانند با چالشهای جدید و متعارض مقابله کنند.
خلاصه آنکه رسیدن دولتهای ملی به مرحله ناکامی حاکمیتی و سازمانی، زمینه را برای ظهور گروهکهای سرطانی که اصطلاحا (حکومتهای در سایه) و یا رژیم های مجازی خوانده می شوند فراهم میکند که عبارتند از گروهکهای جنایتکار و تندرو و امرای جنگی که در صدد هستند تا خلأ ناشی از ضعف و ناکامی دولتها را پر کنند.
علی رغم اهمیت عوامل داخلی که از آن صحبت کردیم، نباید از عامل خارجی یعنی نقش کشورهای قدرتمند در تضعیف و ناکارآمدی این دولتها غافل شد. به عنوان نمونه هیچ کس نمی تواند نقش خطرناک و مشکوک آمریکا را در تضعیف دولت عراق و ایجاد ناامنی در آن، فراموش کند.

نویسنده: حسین الزاوی، روزنامه الخلیج، 95.3.8
ترجمه: علی ساجد – کارشناس ارشد مطالعات غرب آسیا




cyber_6

سایبر تروریسم

عصر دیپلماسی: تروریسم سایبری به معنای حمله یا تهدید به حمله علیه رایانه‌ها، شبکه‌های اینترنتی و اطلاعات ذخیره‌شده در آن‌ها، به منظور ترساندن یا مجبور کردن دولت­ها یا اتباع آن­ها و سازمان­های بین‌المللی، برای پیشبرد اهداف سیاسی یا اجتماعی می‌باشد.

تروریسم سایبری یکی از پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین انواع جرایم اینترنتی است، و فرایندی است که در آن، مجموعه‌ای از برنامه‌ریزی‌ها و تهدیدها به وسیله اینترنت منجر به ایجاد آسیب و تخریب در جهان واقعی و از بین رفتن امنیت روانی و فیزیکی افراد جامعه می‌شود.

به دلیل رشد روزافزون ساختار اقتصادی و خدمات‌رسانی بسیاری از کشورها، مبتنی بر فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، دنیای ما به قدری به دادوستد اطلاعات وابسته شده است، که اختلال یا وقفه در آن، چرخ صنعت و زندگی روزمره را از حرکت بازمی‌دارد. در این رابطه ایجاد خلل در رآکتورهای هسته‌ای، سیستم‌های اطلاعاتی فرودگاه‌ها و ترمینال‌ها و تأسیسات عمومی مثل برق، آب و فاضلاب، می‌تواند بسیار فاجعه‌آمیز باشد.

تروریسم سایبری، حاصل تلاقی تروریسم و فضای مجازی است. در این روش، تروریست‌ها با هزینه کم و با استفاده از یک رایانه شخصی متصل به اینترنت می‌توانند به اقدامات تروریستی دست بزنند. همچنین فضای مجازی این امکان را برای تروریست‌ها فراهم می‌کند که همانند دیگر کاربران اینترنت، به عنوان کاربر مهمان و با استفاده از اسامی مستعار وارد سایت مورد نظرشان شوند و با پنهان سازی هویت، دست به اقدامات تروریستی بزنند، بدین گونه امکان ردیابی آن‌ها برای نیروهای پلیس و امنیتی دشوارتر خواهد بود. مزیت دیگری که فضای مجازی، برای تروریست‌ها ایجاد کرده است، امکان هدایت از راه دور می‌باشد که آموزش فیزیکی، فشار روانی و خطر مرگ کمتری را به همراه دارد.

همچنین فضای مجازی، امکان جدیدی برای تروریست‌ها فراهم کرده است که می‌تواند جایگزین حمایت دولتی شود. تروریست‌ها می‌توانند برای تأمین نیازهای خود از قبیل اعتبارات مالی، آموزش یا پناهگاه امن به این فضا مراجعه کنند و حیات مجازی هدف خود را تهدید یا تخریب نمایند.

گسترش استفاده از رایانه و شبکه‌های اینترنتی باعث شده است تا تروریست‌ها با حمله به سیستم‌های رایانه‌ای، با هزینه کم‌تر و ریسک پایین‌تر، نتایج سریع‌تر، بزرگ‌تر و بادوام تر کسب کنند.

سایبرتروریسم و تهدید امنیت ملی ایران

جمهوری اسلامی ایران که از بزرگترین قربانیان تروریسم می باشد مورد هجمه و حمله حملات سایبری نیز قرار دارد. استفاده گسترده از بدافزارهای خرابکاری و جاسوسی از نمونه های این حملات هستند. استفاده از انواع کدهای برنامه نویسی به قدری گسترده است که که یقیناً از حد و اندازه حملات انفرادی یا حتی گروهی خارج بوده و پشتیبانی اطلاعاتی و تکنولوژیکی قدرت‌های بزرگ و صاحب تکنولوژی را می‌طلبد. به طوریکه گاهی خود دولت‌ها غیر از آمریت در حملات، نقش عامل را نیز بر عهده می‌گیرند و در برخی از موارد حاضر نیستند این ابزار یا علم را به هر دلیلی در دست گروه‌های مزدور قرار دهند. زیرا از یکسو ذات چنین تروریسمی نیز به دلیل پایین بودن هزینه‌های سیاسی و حقوقی آن نیازی به برون‌سپاری دولت‌ها برای پنهان‌سازی نقش مستقیم ندارد؛ به عبارت دقیق‌تر عدم امکان تشخیص دقیق مهاجمان و هویت واقعی آنها و مشکل بودن ارزیابی زمان و محل حملات و همچنین ضربه به زیرساخت‌های کشور هدف، از قبیل سیستم‌های مالی و بانکداری، کارخانجات و حتی شبکه‌های خدمت‌رسانی شهری از دلایل تمایل دولت‌ها در مدیریت و اجرای مستقیم این نوع هجمه‌ها است. از سوی دیگر نیز می‌توان به ارزش علمی و تکنولوژیکی این پدیده را درنظر گرفت که با برون سپاری آن به گروه‌ها و سازمان‌ها مزدور حتی می‌تواند در شرایطی مخل امنیت خود کشورهای صادر کننده و منافع آنها باشد!

برای ذکر نمونه‌های آشکار شده در این عرصه باید به حملات صورت گرفته علیه تاسیسات هسته‌ای، زیرساخت‌های نفت و گاز و صنایع دفاعی ایران اشاره کرد. از ویژگی‌های این حملات می‌شود به تعدد و اجرای سریالی آنها اشاره کرد؛ زیرا با توجه به ویژگی‌های عرصه نرم‌افزار و ویروس‌های رایانه‌ای هر بار در مقایسه با دفعات قبل، حملات از شدت بالاتر و پیچیده‌تری برخوردار شده، زیرا ویروس‌های رایانه‌ای در هر نوبت با بهره‌گیری از سابقه نفوذهای گذشته با شناخت بیشتری طراحی و تولید می‌شوند و منطبق‌تر با ایرادات سیستم‌های امنیتی هدف، کار می‌کنند.

به عنوان مثال بدافزار «استاکس‌نت» که برای حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران تولید و نفوذ داده شد، به گونه‌ای طراحی شده بود که قابلیت شناسایی و تخریب تجهیزات سیستم‌های هسته‌ای از قبیل سانتریفیوژ‌ها را داشت. بعد از آن نسل دومی از ویروس‌ها نفوذ داده شدند که زیرساخت‌های حیاتی صنعتی را هدف قرار می‌دادند و نسل سوم که آخرین حمله اعلام‌شده علیه جمهوری اسلامی ایران است، نرم‌افزاری به نام «شعله» بود که نزدیک به 40 برابر استاکس‌نت قدرت داشت و در اولویت اول مأموریتش برای جمع‌آوری و ارسال اطلاعات یا همان جاسوسی سایبری طراحی شده بود؛ اما ساختار پیچیده این بدافزار به آن اجازه می‌داد با دریافت دستورات جدید وارد مرحله تخریب شود! این تخریب‌ها نیز در صورت موفقیت می‌توانست بدون کمک به یک عامل خارجی، برای استفاده از ظرفیت کاهش ضریب امنیتی کشور، به تنهایی خسارات جانی و مالی ایجاد نماید. به عنوان مثال با ضربه به شبکه توزیع و انتقال انرژی الکتریکی در مرحله اول کشور را به خاموشی‌های منطقه‌ای کلان یا به عبارت دیگر روشنایی‌های جزیره‌ای بدل کرده و غیر از ایجاد تهدید امنیت ملی، فعالیت تجهیزات حیاتی کشور از قبیل پزشکی و بیمارستانی را مختل نموده و خسارات جانی و مالی بر جای گذارد؛ مواردی که قطعاً در طراحی دستاوردهای مأموریت این گونه ویروس‌های رایانه‌ای دیده شده است!

مسئله ورود مستقیم دولت‌ها در حوزه حملات سایبری سبب شده که در عین برانگیختگی واکنش‌های متقابل از سوی کشور‌های هدف و همچنین برخورداری از جنبه‌های دیگر مانند جاسوسی، این اقدامات در حوزه مطالعات امنیت بعضاً به نام‌هایی همچون جنگ سایبری یا جنگ الکترونیک نیز خوانده شود. اما این تعریف هیچ‌گاه از بار تروریستی آن کم نکرده و همانطور که گفته شد ویرانی‌‌های حاصل از حملات سایبری با ضربه به زیرساخت‌های کشور در پاره‌ای از موارد خسارات جانی و مالی را نیز در پی داشته است.

واکنش ایران به تهدید سایبرتروریسم

اساساً تهاجمات تروریستی و تخریبی در هر سطح و قالبی زمینه‌ساز ظهور توانمندی‌های کشور هدف در دفاع و مقابله با منشأ تهدید است. همانطور که در دکترین امنیت ملی جمهوری اسلامی مبتنی بر فرامین مقام معظم فرماندهی کل قوا بیان شده، ایران به هر گونه تهدید و تهاجم واکنش نشان داده و شدت این واکنش نیز متناسب با سطح تهاجم دشمن خواهد بود. به همین دلیل برخی از کارشناسان آمریکایی اصولاً مخالف شدید حملات سایبری علیه تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران هستند، زیرا که به اعتقاد آنها چنین اقداماتی در نهایت منجر به واکنش متقابل جمهوری اسلامی خواهد شد و با توجه به ضعف‌های موجود در حوزه دفاعی این عرصه از مخاصمات و گستردگی شبکه‌های اینترنتی آمریکا، می‌تواند نتایج فاجعه‌باری رقم بزند. در گزارش این کارشناسان حوزه امنیت و سایبر به کمیته امنیت ملی مجلس نمایندگان به صراحت از سرمایه‌گذاری و تدارک ایران بعد از حمله ویروسی به تاسیسات هسته‌ای خود در سال 1389 سخن رفته و بابت عواقب سنگین این اقدامات هشدار داده شده است.

نویسنده : مریم اسلامی




sat-daesh

جزئیاتی از شبکه ارتباطاتی ماهواره ای داعش و همکاری های بین المللی با این گروه

عصر دیپلماسی: در پی گزارش خبرگزاری آلمانی اشپیگل درباره نحوه اتصال داعش به اینترنت برای پیشبرد تبلیغات خود و همچنین ارتباط بین نیروهایش که در تاریخ 4 دسامبر منتشر شد به این نکته اشاره شده بود که با توجه به تخریب تمامی زیرساخت های مخابراتی در اکثر نقاط سوریه، داعش از اینترنت ماهواره ای استفاده می کند. در آن گزارش از چند شرکت اروپایی به عنوان تامین کننده خدمات این نوع اینترنت نام برده شده بود. این گزاش همچنین تاکید می کند که در رقه به عنوان اصلی ترین مرکز داعش در سوریه، اینترنت ماهواره ای تنها راه ارتباطی داعش است.

شرکت های تامین کننده اینترنت ماهواره ای داعش

بنابر گزارش اشپیگل ماهواره هایی که داعش از آن ها استفاده می کند، از سوی چند اپراتور اروپایی مدیریت می شوند. این روزنامه آلمانی شرکت Eutelsat فرانسوی، SES که متعلق به لوکزامبورگ است و همچنین شرکت انگلیسی Avanti را به عنوان اصلی ترین تامین کنندگان خدمات اینترنت ماهواره ای داعش می داند. هرسه این شرکت ها گفته اند که با کاربران خود ارتباط ندارند و تنها ماهواره ها را مدیریت می کنند و خدمات را به تامین کنندگان اتصال به اینترنت و توضیع کنندگان می فروشند.

اشپیگل در ادامه گزارش خود به نحوه تامین تجهیزات مورد نیاز اتصال به این نوع اینترنت را توضیح می دهد؛ تروریست ها ابزارهای مورد نیاز را در استان ختای ترکیه و از شهر آنتاکیه خریداری می کنند. دو شرکت Eutelsat و SES تایید کرده اند که با ترکیه مبادلات تجاری دارند. این در حالی است که خبرگزاری لوموند نیز با این دو شرکت ارتباط برقرار کرده اند و مدیران هر دو شرکت خاطرنشان کرده اند که هیچ مشتری در عراق و سوریه ندارند. در مقابل شرکت انگلیسی Avanti هیچ نظری درباره گزارش اشپیگل ارائه نکرده و به ذکر این نکته بسنده کرده است که آوانتی به عنوان یک تامین کننده بزرگ اینترنت ماهواره ای هویت و مختصات کاربرانش در انتهای شبکه را نگه نمی دارد!

ترکیه حلقه اتصال داعش به اینترنت ماهواره ای

تجهیزات و لوازم اتصال به اینترنت ماهواره ای در استان ختای که هم مرز با سوریه است قرار دارند و شهر انتاکیه مرکز تامین تجهیزات مورد نیاز داعش است. یکی از فروشندگان تجهیزات اینترنت ماهواره ای در انتاکیه گفته است که مردانی با ریش های بلند و جیب های پر پول می آمدند و از تجهیزات ما خرید می کردند.

 

شرکت آلمانی Sat Internet یکی از واسطه های پخش خدمات شرکت فرانسوی Eutelsat است . گفته می شود که این شرکت آلمانی واسطه تحویل این تجهیزات به ترکیه است. بین سال های 2013 و 2014 این شرکت آلمانی بیش از 6000 دیش ماهواره اینترنتی تحویل ترکیه داده است و بنابر گزارش اشپیگل هیچ کدام از این دیش ها در ترکیه باقی نمانده و به سوریه ارسال شده است. مشخص نیست که شرکت های اروپایی مستقیما قصد کمک به داعش را داشته اند اما در هر صورت از مقصد آن ها و مکانی که از آن ها استفاده می شود با خبر بوده اند. لازم به ذکر است که به علت گرانی این نوع از اینترنت، گسترش آن در ترکیه به کندی پیش رفته است. در ضمن استفاده از این نوع اینترنت در ترکیه منوط به مجوز مخابرات این کشور است.

چرا فروش این تجهیزات متوقف نمی شود؟

فرستادن هریک ماهواره های اینترنتی و قرار دادن آن در مدار 300 تا 400 میلیون دلار هزینه برای شرکت ها در بر دارد. مدت عمر فعالیت هر ماهواره هم به طور متوسط در حدود 15 سال است. یقینا شرکت های تامین کننده خدمات اینترنت ماهواره ای با یک کلیک می توانند دسترسی گروه های تروریستی به شبکه را قطع کنند. این شرکت ها تنها به دنبال سود بیشتر و جذب مخاطبان بیشتر برای شبکه های خود هستند و کاربران این نوع خدمات برای آن ها چندان اهمیتی ندارد. گفته می شود که 2500 کاربری که در سوریه از این نوع خدمات استفاده می کنند 100،000 دلار در ماه برای دو شرکت تامین کننده این خدمات سود به ارمغان می آورند.

البته این احتمال هم وجود دارد که سازمان های اطلاعاتی برای رشد و گسترش داعش با این شرکت ها همکاری می کنند. از سوی دیگر پذیرش این امر برای دولت فرانسه ساده نیست که Eutelsat برای تروریست ها در سوریه تامین خدمات می کند چرا که 26 درصد سهام این شرکت در اختیار بانک دولتی Caisse des Dépôts است.

تحریریه عصر دیپلماسی – شمس الدین نژاد




saudi

ای نویسندگان سعودی …در دیدگاه های خودتان تجدیدنظر کنید !

عصر دیپلماسی: روزنامه الاهرام در مقاله ای به قلم مرسی عطالله با عنوان «ای نویسندگان سعودی …در دیدگاه های خودتان تجدیدنظر کنید !» با اشاره به علاقه اکثر مردم مصر به عربستان و احترام به رهبران آن و درک مولفه های مذهبی و فرهنگی و اجتماعی این کشور می نویسد : اما این باعث نمی شود که مردم مصر با برخی سیاست های سعودی در پافشاری و اصرار بر کناره گیری بشار اسد حتی به قیمت نابودی بقیه کشور سوریه و ایجاد زمینه به قدرت رسیدن اخوان در دمشق همراهی کنند. به صراحت و شفافیت می گویم که مزاج و خواست عمومی در مصر همواره در مخالفت با کلیه اقدامات نظام بشار اسد در ده سال گذشته بوده و هست، اما این امر به معنی حمایت از ایده سرنگونی بشار اسد بعنوان تنها راه حل بحران سوریه نیست تا فاجعه و مصیبتی که بر سر مردم عراق در نتیجه سیاست ریشه کنی حزب بعث و اعدام صدام حسین آمد ، تکرار نشود . دو نظام بعثی عراق و سوریه – علیرغم همه اشتباهات و خطاهای شان – دارای قواعد و ریشه هایی است که ریشه کنی آن سخت است و شاید خارهای تیزی بر پشت نظام جایگزین خود وارد نماید و واقعیت عراق در بیش از 12 سال گذشته بهترین شاهد است! مساله ابهام و رمز و راز آلود بودن موضع رسمی مصر نیست آنطور که یکی از نویسندگان منسوب به نظام سعودی نوشته و عدم تطابق موضع مصر با سعودی در قبال بحران سوریه را مورد انتقاد و عتاب قرار داده است ، بلکه مساله مربوط به اهتمام نظام مصر در هماهنگی با خواست عمومی مردم بعنوان رکن اساسی دوام و ثبات نظام است. گمان می کنم که ناشایست و غیرقابل قبول باشد که نویسنده برجسته ای مثل خالد الدخیل در روزنامه سعودی الحیات در روز یکشنبه گذشته بنویسد که مصر درصدد احیای نقش رهبری خود در منطقه و نگران از مخالفت سعودی است ، زیرا مساله مربوط به آرزوها و رویاها نیست . مصر از جنبه اقتصادی و سیاسی و حتی توسعه و علم در صدر کشورهای منطقه قرار ندارد. بلکه برادر الدخیل به باتلاقی از منت می غلطد وقتی می گوید که رویکرد سیاسی مصر در راستای عدم به رسمیت شناختن رهبری منطقه ای سعودی به ضرر خود در منطقه می باشد و مصر خواستار کمک های مالی سعودی و شورای همکاری خلیج فارس (ن) است ، اما نمی خواهد بهای این کمکها را در چارچوب معادله منافع متقابل عربی بپردازد که این امر با بقای بشار اسد امکان پذیر نیست. با کمال عشق و صداقت به عربستان و مردم آن می گویم – نه تنها من – ای نویسندگان و نخبگان فرهنگی سعودی در دیدگاهای خود تجدیدنظر کنید تا دوستی جاری بین ما استمرار یابد! خیر الکلام اینکه اگر زمان به تو خندید ، هوشیار باش که زمان زیاد نمی خندد !

 

 

 




بولتن خبری

اهم اخبار جهان در ۲۴ ساعت گذشته تاریخ : نهم آذر ۱۳۹۴



بازتاب نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپایی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی؛


– آسوشیتدپرس: رهبر ایران حملات پاریس را”تروریسم کور” خواند.

– تایمز اسرائیل: رهبر ایران اسرائیل را وحشی‌تر از تروریست‌ها خواند.

– خبرگزاری فرانسه: رهبر ایران آمریکا را حامی تروریسم خواند. 
–         رادیو فردا: رهبر ایران مبارزه با تروریسم درد مشترک دنیای اسلام و کشورهای غربی خوانده است و درعین‌حال غرب را به تضاد سیاسی و برخورد دوگانه با تروریسم متهم کرده است.
–         شبکه العربیه: رهبر ایران در نامه‌ای به جوانان، استانداردهای دوگانه غرب را محکوم کرد.
–         دیلی میل: آیت‌الله «علی خامنه‌ای»، حملات پاریس را یک «تروریسم کور» خواند.
–         واشنگتن‌پست: اولین واکنش آیت‌الله خامنه‌ای به حملات پاریس است که 130 کشته و صدها زخمی برجای گذاشت.
–          واشنگتن‌تایمز: آیت‌الله خامنه‌ای، در پیامی ویژه به «جوانان جهان»، احساسات ضدآمریکایی بیشتری را ابراز کرد و این رهبر شیعه ایران، آمریکا را به خلق و حمایت از القاعده و طالبان متهم کرد.
–         نیویورک‌تایمز: آیت‌الله علی خامنه‌ای حوادث اخیر پاریس که به کشته شدن 129 نفر و زخمی شدن صدها نفر دیگر منتهی شد را «تروریسم کور» خواند.
اخبار شبکه‌های اجتماعی؛
–         پایگاه خبری اینترنشنال بیزینس تایمز با اشاره به مسئله پی ام دی گزارش داد که ممکن است زمان اجرای توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 طبق پیش‌بینی‌ها پیش نرود.
v    اخبار داعش و تحولات عراق:
اعترافات ژنرال آمریکایی به اشتباهات راهبردی کشورش در عراق؛
بر اساس خبری که پایگاه خبری عرب‌زبان «ایران الیوم» وابسته به مرکز سایبر دیپلماسی وزارت خارجه ایران منتشر کرد، «مایکل فلین» فرمانده عملیات اطلاعاتی امریکا در جنگ عراق اعتراف کرد که حمله به عراق یک اشتباه فاحش بود و جزای سختی را برایمان به دنبال خواهد داشت.
این ژنرال آمریکایی اظهار داشت: اگر امریکا به عراق حمله نکرده بود گروه تروریستی به نام داعش نیز پدید نیامده بود. براندازی صدام حسین یک اشتباه بود و این امر در مورد معمر قذافی نیز صدق می‌کند.
فلین گفت: اشتباه آمریکا در این بود که ابوبکر البغدادی را دستگیر و سپس در سال 2004 آزاد کرد؛ خیلی احمق بودیم که نفهمیدیم طرف حسابمان کیست.
وی افزود: در هر کشور اروپایی هسته‌ تروریستی وابسته به داعش وجود دارد و احتمالاً این در مرود خود امریکا نیز صدق می‌کند، اما ما هنوز آن را پیدا نکرده­ایم.
لینک
درخواست سناتورهای آمریکایی برای ارسال نیروی زمینی به عراق و سوریه؛
سناتور مک‌کین و گراهام از استراتژی اوباما در مقابله با داعش بشدت انتقاد کردند و اعلام کردند که داعش تنها با حملات هوایی نابود نمی‌شود. بنابراین، خواستار اعزام 10 هزار نیروی زمینی برای سوریه و 10 هزار نیروی زمینی دیگر برای عراق شدند.
لینک
اخبار شبکه‌های اجتماعی؛
–         هلاکت یک عامل انتحاری پیش از منفجر شدن در میان زائران حسینی؛
یک عامل انتحاری داعش که قصد انجام عملیات انتحاری، در میان زائران کربلای معلی را در داشت، شناسایی و پیش از آنکه اقدام به انتحار کند، به هلاکت رسید. این عامل انتحاری در جنوب بغداد و در مسیر بغداد به کربلا شناسایی شد. وی کمربند انتحاری خود را برای انجام یک کشتار وسیع آماده کرده بود که با هشیاری به‌موقع نیروهای امنیتی حاضر در محل، از این اقدام خرابکارانه و هولناک جلوگیری شد.
منابع امنیتی عراق از استقرار بیش از ۳۰ هزار نیروی امنیتی در مسیرهای منتهی به کربلای معلی و شهرهای نجف، کربلا و کاظمین خبر داده‌اند. با اجتماع انبوه شیعیان و عشاق اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در ایام اربعین حسینی در شهر مقدس کربلا، تهدیدات جدی‌ای از سوی گروه‌های تروریستی نسبت به انجام اقدامات خرابکارانه و تروریستی صورت می‌گیرد. 
   
 
 
–        آمادگی ارتش عراق برای حمله به رمادی؛
ارتش عراق در حال آماده شدن برای حمله نهایی به مرکز شهر الرمادی و آزادسازی آن است؛ دیروز یگان‌های زرهی ارتش عراق هم در منطقه الرمادی مستقر شدند.
 پاک‌سازی حومه الرمادی تقریباً تکمیل‌شده است و باید منتظر آغاز عملیات نهایی در این شهر باشیم. 
–         النشره : عراق از قریب‌الوقوع بودن عملیات موصل خبر داد
–         وزارت دفاع عراق، امروز -یکشنبه- اعلام کرد عملیات آزادسازی موصل به‌زودی از سه محور آغاز خواهد.
–         النشره :  شماری از نمایندگان مجلس عراق با انتقاد از موافقت مقام‌های عراقی با بازگشایی سفارت عربستان در بغداد ، در خصوص پیامدهای منفی ناشی از آن هشدار دادند.
–         رئیس‌جمهور جمهوری چک در تلویزیون پریما گفت: دیر یا زود اقلیم کردستان عراق اعلام استقلال خواهد کرد.
–         وی افزود: مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کُردستان در دیدار با وی گفته است روزی خواهد رسید که فرمان برگزاری رفراندوم استقلال را صادر خواهد کرد.
v    سوریه:
اسرائیل خریدار نفت داعش؛
روسیه الیوم نوشت که تسلط داعش بر چاه­های نفتی در عراق و سوریه حساب‌شده است و آن‌ها اصلاً به چاه­های شرکت‌های بریتانیایی و آمریکایی و شمال عراق کاری نداشته‌اند. آن‌ها نفت را از شهر زاخو در کردستان به شرناخ ترکیه می‌فرستند و 70 تا 100 تانکر حمل سوخت آن‌ها را به اسرائیلی­های با تابعیت یونان در شهر اسلوبی ترکیه تحویل می‌دهند و از سواحل مرسین و دورت بول و جیهان به اسرائیل منتقل می‌شود.
لینک
اخبار شبکه‌های اجتماعی؛
–        وضعیت غوطه شرقی دمشق ،تظاهرات در دوما؛
غوطه شرقی دمشق وارد مرحله‌ی جدیدی از درگیری‌های ارتش و مسلحین شده است.
در این مرحله به‌طور واضح ازنظر نظامی دست برتر با ارتش سوریه است. غوطه شرقی پیش از بحران سوریه حدود 800 هزار نفر جمعیت داشت که بخش بزرگی از این جمعیت در سال‌های اخیر به دلیل جنگ مجبور به ترک خانه‌های خود و مهاجرت به مناطق دیگر ازجمله شهر دمشق شدند.
اما مردمی که به دلایل مختلف در غوطه شرقی ماندگار شدند با شرایط سختی مواجه شدند. شهر دوما بزرگ‌ترین شهر غوطه شرقی، مانند عدرا البلد شهری عموماً کارگر نشین و کارمند نشین واقع در حومه‌ی شرقی دمشق است که باوجوداینکه عده زیادی از اهالی، شهر را ترک کردند، همچنان جمعیت زیادی (شاید بیش از50 هزار نفر) را در خود جای‌داده است. در ابتدای بحران و قبل از ظهور گروه‌های مسلح تظاهرات مسالمت‌آمیز هم در این شهر با پرچم رسمی سوریه و بدون شعارهای تحریک‌آمیز (برخلاف درعا و حمص) برگزار می‌شد که با سرکوب نیروهای دولتی و ظهور گروه‌های مسلح کار به خشونت و درگیری کشید و پس از دست‌به‌دست شدن بین دولت و مسلحین نهایتاً به دست گروه‌های مسلح ازجمله جیش الاسلام سقوط کرد و به‌عنوان پایگاه اصلی جیش الاسلام برای عملیات به‌منظور فتح دمشق بدل شد.
بعد از مصالحه‌هایی که سال 2014 در اطراف دمشق صورت گرفت و آرامش به بعضی مناطق بازگشت، امید می‌رفت مصالحه‌ها به غوطه شرقی هم امتداد پیدا کند. اما جیش الاسلام با رد هرگونه مصالحه گذرگاه‌های امن خروج مردم عادی به سمت شمال دوما (اردوگاه وافدین) را مسدود نموده و خمپاره باران و موشک‌باران شهر دمشق را شدت بخشیدند.
همین امر باعث شد ارتش برای چند هفته یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین راه‌های امدادرسانی به دوما را قطع کند و بحران در غوطه در آن مقطع زمانی تشدید گردد.
آگوست امسال هم جیش الاسلام بعدازاینکه جنگنده‌های ارتش سوریه بازار دوما را هدف قراردادند، در اقدامی بلند پروازانه حمله بزرگی را به سمت تل کردی، زندان عدرا و بزرگراه دمشق-حمص ترتیب داد و باعث شد درگیری‌ها تشدید شود.
در روزهای اخیر مردم دوما خسته از جنگ و کشتار و همچنین اختناقی که جیش الاسلام در این شهر و روستاهای اطراف حاکم کرده است، تظاهراتی را در حمایت از آتش‌بس در کل غوطه شرقی برگزار کردند و روی پلاکاردها خواسته‌های خودشان را نوشتند.
بخشی از اهالی غوطه هم از این منطقه خارج‌شده و برای مبارزه و طرد مسلحین از محل زندگی‌شان به ارتش پناه آوردند. خانم دارین فضل گزارشی از پیوستن تعداد زیادی از مردان غوطه به ارتش برای تشکیل دفاع مردمی در این منطقه تهیه‌کرده است. در چند روز اخیر با افزایش فشار ارتش، دو گروه از مسلحین جیش الاسلام با تسلیم سلاح به ارتش، خواستار تسویه وضعیتشان و بازگشت به زندگی عادی شدند<



HF_Icon_Speciality_Diplomacy

کارکرد جدید دولت در دیپلماسی قرن ۲۱

کارکرد همزمان، موازی و مکمل دو فرآیند «جهانی شدن» و «انقلاب در فناوری ارتباطات و اطلاعات» تغییرات مهمی در همه ابعاد زندگی بشری بوجود آورده است. دگرگونی های مهمی از جمله: فشردگی زمان و مکان، کم رنگ شدن مرزهای ملی، کاهش اقتدار دولت – ملت ها، افزایش تعاملات بین المللی، اهمیت افکار عمومی، قدرت نرم، افزایش رسانه های نوین، گسترش مشارکت عمومی در روابط بین الملل، موضوعات پیچیده فرامرزی، محیط و نظام بین الملل را بشدت تحت تاثیر قرار داده و طبعا موجب تغییر در رفتار دولت ها و سازمان های بین المللی و ایجاد شیوه های نوین دیپلماسی شده است. واقعیت آن است که در عصر حاضر دیپلماسی شکل و قواره و ترتیبات جدیدی پیدا کرده است.

تغییرات چشمگیر در دستور کار بین المللی، دیپلماسی را نیز تغییر داد و آن گونه که برایان وایت Brian White می گوید: دیپلماسی قرن بیست و یک، جهانی تر، پیچیده تر و پاره پاره شده است . این تغییرات در دیپلماسی به طور مشخص در دخیل شدن بازیگران متعدد و متنوع در همکاری های بین المللی مشهود است. توسعه روز افزون نظام بین الملل، ورود بسیاری از بازیگران جدید از جمله : سازمان های بین المللی ، شرکت های فراملی و گروه های ذینفع مهم به صحنه را امکان پذیر کرد. با این تحولات، دیپلماسی که آخرین حوزه انحصاری دولت ها به شمار می رود امروزه نه تنها در دسترس افراد و سازمان های غیر دولتی قرار گرفته بلکه توسط آنها به اجرا در می آید. تغییر نقش دولت ها در اجرای دیپلماسی در واقع از روی ناچاری و واکنشی بود به تغییرات سریع محیط بین المللی و ورود بازیگران جدید به عرصه روابط بین الملل.

واقعیت این است که امروزه دیپلماسی در تعریف سنتی اش با دو چالش عمده روبرواست:
1- گسترش دستورکار سیاست خارجی کشورها (طرح مسائلی نظیر: محیط زیست، جمعیت ، فقر، مهاجرت، جرایم سازمان یافته فراملی، تروریسم، امنیت، مواد مخدر، توسعه پایدار، تغییرات اقلیمی، حقوق بشر، انرژی، سلامت و…)
2- نقش آفرینی بازیگران متعدد غیر دولتی در حوزه روابط بین الملل. علاوه بر دو چالش فوق آنچه که در قرن بیست و یکم ذات و جوهر دیپلماسی را تغییر می دهد «فناوری های پیشرفته اطلاعات و ارتباطات» است.

امروزه گردش سریع، دسترسی آسان و ماهیت کاربردی اطلاعات، پویایی دیپلماسی را تغییر داده و نیازمند واکنش های سریع است. دولت ها و دفاتر و موسسات اجرایی زیرمجموعه آن از جمله دستگاه سیاست خارجی در برابر شرایط جدید و تغییر و تحولات بوجود آمده ناچارند خود را با محیط جدید سازگار نمایند و در ساختار، نقش و روش های خود بازنگری کنند. بدون تردید رسیدگی به موضوعات متعدد و متنوع موجود در دستور کار نظام بین الملل در صلاحیت علمی و ظرفیت کاری دیپلمات های جنرالیست Generalist (در تعریف سنتی و کلاسیک) نیست و کارشناسان و متخصصان خود را می طلبد. لذا دستگاه های سیاست خارجی به ناچار باید روش ها و ساختارهای خود را متناسب با مقتضیات جدید دوره جهان گستری و عصر اطلاعات هماهنگ کنند در غیر این صورت، با روش ها و ساختارهای قدیمی، اقدامات آنها ضعیف، کند و کم اثر خواهد بود.

با این حال اگر ورود بازیگران جدید به حوزه روابط بین الملل را معادل پایان کار دیپلماسی رسمی دولت ها بدانیم، دچار خطای بزرگی شده ایم. دولت ها همچنان نقش اصلی و مهمی در اجرای دیپلماسی برعهده دارند. مذاکرات پنهان واشنگتن و هاوانا در مدت 18 ماه برای از سر گیری روابط دیپلماتیک رسمی و نیز برگزاری چند دور مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و نمایندگان 1+5 در خصوص فعالیت های هسته ای ایران دو نمونه از نقش دولت ها در پیشبرد دیپلماسی به شمار می رود. هرچند باید پذیرفت که در هر دو مورد، بسیاری از بازیگران غیر دولتی نقش آفرینی کردند.

بسیاری از دولت ها به ویژه دولت های اروپایی که از تجربه موفقی در زمینه همگرایی منطقه ای برخوردارند در بازتعریف از نقش خود در محیط جدید بین المللی و به منظور پیشبرد اهداف خود در جهان امروز به مفهوم و شکل جدیدی از دیپلماسی روی آورده اند. در دیپلماسی مدرن یا دیپلماسی هماهنگ کننده، وزارت خارجه عضوی از یک شبکه اقدام ملی به شمار می رود. اجرای دیپلماسی منحصر و محدود به وزارت خارجه نمی شود بلکه ظرفیت سایر دستگاه های اجرایی دولت و ظرفیت بخش خصوصی برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی به کار گرفته می شوند.

وزارت امورخارجه برای آنکه بتواند همپای این تحولات به پیش برود و از آن جا نماند، و برای نوآفرینی نقش خود در محیط قرن 21 باید حداقل سه اقدام مهم انجام دهد. البته باید در نظر داشت که نمی توان یک نسخه واحد برای تمام دولت ها تجویز کرد و دستگاه های سیاست خارجی به تناسب شرایط خود احتمالا باید اصلاحات بیشتری انجام دهند.
اول – دستگاه سیاست خارجی باید همکاری های فرا نهادی Trans-institutional و شبکه های هماهنگی در سطح ملی و فرا ملی بوجود آورد. این کار مستلزم بکارگیری فناوری های پیشرفته اطلاعات است.

دوم – دستگاه سیاست خارجی باید بخشی از کار را به سایر بازیگران واگذار کند که می توانند به طور سازنده در پیشبرد اهداف سیاست خارجی موثر واقع شوند. این امر نباید به کاهش اهمیت وزارت خارجه معنا و تفسیر شود.

سوم- دستگاه سیاست خارجی برای رسیدگی به موضوعات متنوع و پیچیده بین المللی باید متخصصان جدید تربیت کند و در وزارت خارجه میان دیپلمات های عمومی Generalist و دیپلمات های متخصص Specialist توازن برقرار شود.

در تعریف جدید از دیپلماسی که می توان آن را «دیپلماسی هماهنگ کننده» نامید سه وظیفه اصلی و سنتی دیپلماسی که در کنوانسیون روابط دیپلماتیک 1961 وین به آن اشاره شده، دست نخوره باقی می ماند اما چگونگی اجرای آن به گونه ای تغییر می کند که پاسخگوی نیازهای عصر حاضر باشد.

1. نمایندگی Representation
امروزه تعداد بازیگران یا کنشگران صحنه دیپلماسی افزایش یافته است این بازیگران به طور روزافزون جزئی از شبکه های متنوعی هستند که در چارچوب یک نظام سلسله مراتبی سنتی قرار ندارند. حوزه های متعددی از روابط بین الملل امروز مثل حقوق بشر، توسعه و همکاری، سلامت، توسعه پایدار، و… بدون مشارکت فعال سازمان های غیر دولتی NGO و سایر بازیگران غیر دولتی Non-State Actors غیر قابل تصور است. امروزه بحث حکمرانی جهانی Global Governance بدون ایفای نقش و مسئولیت قدرت های نوظهور دست نیافتنی است. این بازیگران جدید منافع مشترک زیادی با یکدیگر دارند و از طریق شبکه های فراملی بهم مرتبط و متصل اند. تلاش های دیپلماسی سنتی برای حذف یا نادیده گرفتن آن ها از صحنه بازی صرفا یک کوته اندیشی است. و راهکار توصیه شده استفاده از ظرفیت آنها و گنجاندن آنها در ترکیب هیات های نمایندگی دولتی و رسمی است.

2. ارتباط و اطلاع رسانی Communication
امروزه کانال های ارتباطی افزایش یافته است به ویژه ابزارهایی که مثل شبکه عمل می کند. شبکه جهانی اینترنت اثرات زیادی روی مشاغلی که تا حد زیادی با کلمات و ارتباط متکی است برجای گذاشته است. همان گونه که گذشته نیز اختراع تلگراف به عنوان اولین ابزار اطلاع رسانی در لحظه Real Time نیز نقش تعیین کننده ای در انتقال اخبار و اطلاعات و ایجاد ارتباط میان نمایندگی های سیاسی و دولت های متبوع ایفا کرد. ابزارهای رسانه ای و مطبوعات و دیپلماسی باید مکمل یکدیگر باشند. دیپلمات ها باید با خبرنگاران و رسانه ها کار کنند. دیپلماسی عمومی اهمیت زیادی پیدا کرده و دیپلمات ها باید به جایی بروند که مردم هستند.

3. مذاکره Negotiation
موضوعات زیادی وجود دارد که دیپلمات ها و وزارت خارجه ها دیگر تنها بازیگران آن نیستند. بلکه عضوی از یک شبکه اقدام ملی هستند که در یک ساختار افقی و نه ساختار عمودی (سلسله مراتبی) با سایر بازیگران غیر دولتی در ارتباطند. در بسیاری از موضوعات کارشناسان سایر وزارتخانه ها یا نهادهای دولتی با همتایان خارجی خود در سایر کشورها یا سازمان های بین المللی از طریق شبکه های ارتباطی تماس دارند. دیپلماتهای مدرن بایدیاد بگیرند که ظرفیت خود را با دیگر کارشناسان، دانشمندان و مسئولین دولتی و بخش خصوصی به اشتراک بگذارند و با یکدیگر کار کنند. دیپلمات ها امروزه نقش مدیریت پیچیدگی ها Management of Complexity را دارند آنها باید قادر باشند تا ادارک و فهم سیاسی را در مشکلات و مسایل پیچیده و بغرنج وارد کرده و بتوانند میزان انسجام و سازگاری منافع با ارزش ها را بالا ببرند. دیپلمات های قرن 21 هماهنگ کننده ، تسهیل کننده و همکار یک کار جمعی هستند.

منابع و ماخذ:
1- Challenges Facing the 21st Century Diplomat, (October 2011). Conference Report, College of Europe.
2- Kennon H. Nakmura and Susan B. Epstein (2007). Diplomacy for the 21st century: Transformational Diplomacy, Congressional Research Service.
3- Lindstrom Gustav, (2002). Diplomats and Diplomacy for the 21st Century, Rand Graduate School.

علیرضا قزیلی