تاریخ: ۲۲:۳۰ :: ۱۳۹۹/۰۲/۳۱
کووید -۱۹ و روندهای بنیادین ژئوپلیتیک

دومیک مویسی (Dominique Moisi)، مشاور ویژه موسسه روابط بین الملل پاریس (Institut Montaigne)

نشریه استراتژیک(the Strategist) وابسته به موسسه سیاست راهبردی استرالیا(ASPI)

جهانی شدن کووید -۱۹ (Covid-19) اساسا قادر است که سه روند ژئوپلیتیکی بنیادین (fundamental geopolitical trends) را تسریع نماید. :

ظهور آسیا (rise of Asia)،

افول ایالات متحده(the decline of the United States)

و تقویت آلمان(strengthening of Germany)

در اروپا شکل گیری این تغییرات ممکن است به صورت ترکیبی، جهان ۲۰۳۰ را از قبل ترسیم نماید.اما پیش از آن، رهبران سیاسی باید بر بحران فعلی غلبه کنند و خطاهای فاجعه آمیز (catastrophic errors) یک قرن پیش را نیز تکرار ننمایند.

امروز، به نظر می رسد آینده و گذشته در حال اضمحلال و فروپاشی می باشد. اکنون که کووید -۱۹ بخش های اعظمی از کشورهای جهان را به طور بیرحمانه ای وارد معاملات مرتبط با اقتصاد دیجیتالی (digital economy) کرده است، بسیاری از مردم آرزو می کنند که دیگر به دنیای پیش از پندمیک شدن کووید – ۱۹ بازنگردند، گویا آنچه که ما اکنون تجربه می کنیم صرفا یک پژواک ساده بوده است.

شیوع و پندمیک شدن این ویروس یقینا موید پایان جهانی شدن (end of globalisation) نمی باشد، اما احتمالاً این یک عارضه بسیار خوفناکی برای انواع خاصی از آن به شمار می رود.

به عنوان مثال، آیا رهبران برجسته جهان هنوز هم مایلند تا در نشست سالانه مجمع جهانی اقتصاد(World Economic Forum’s annual meeting) در داووس (Davos) حضور یابند و در مواجهه با این ویروس  مهلک، به جای رعایت نرم های فاصله گیری اجتماعی (social-distancing norms) در جمع متراکم همتایان خود حضور یافته و در این اجلاس شرکت نمایند؟

اما مهمتر از همه اینکه، پندمیک شدن کووید ۱۹ بدون تردید موجب خیزش آسیا (ascent of Asia) – نه فقط چین – (not just China) و افول غرب (decline of the West)، به ویژه ایالات متحده آمریکا  خواهد گردید.

ایالات متحده آمریكا به عنوان نیرومندترین قدرت نظامی جهان (world’s strongest military power)، هنگام رویارویی با کروناوایروس به طور شگفت انگیزی خلع سلاح شد. سیستم مراقبت های بهداشتی (healthcare system) این کشور نمی تواند مقابله با این مقیاس از بیماری پندمیک (اگرچه ایالات متحده آمریکا از این نظر تنها کشور محسوب نمی گردد)، در حالی که افراد در صف های بسیار طولانی با صبر و تحمل مدت  زمان زیادی را برای دریافت بسته های مواد غذایی در انتظار می مانند، یقینا تصاویری از افسردگی شدید را در میان این مردم در مقایسه با گذشته، به وضوح قابل مشاهده می باشد.

اکنون ترسیم برخی از کاریکاتورها از ماهیت صبوعانه و فرصت طلبانه رهبران سیاسی آمریکا، اوضاع را برای آنان وخیم تر از گذشته نموده و این روند از مدیریت موجب گردیده است تا چهره بین المللی این کشور در این رابطه نیز بسیار تیره و تار شود.

درست است که آمریکا با کنار گذاشتن رئیس جمهور دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر، احتمالا می تواند بخشی از عزت و انسانیت (dignity and humanity) (از دست رفته) خود را تا حدودی اعاده نماید. اما این امر بدون تردید مستلزم همت و تلاش دموکرات و حمایت همه جانبه از نامزد خود جو بایدن متحد (Joe Biden)، است همانگونه که رئیس جمهور پیشین باراک اوباما حمایت از وی را مورد تأیید و تأکید قرار داد.

آقای جو بایدن شانس واقعی برای پیروزی در این انتخابات را دارد. رأی دهندگان آمریکایی ممکن است جمهوریخواهان را بخاطر واکنش و اشتباه بزرگ نسبت به  کووید -۱۹ و در نتیجه ویرانی اقتصادی (economic devastation) سرزنش کنند، درست همانطور که اخیراً رأی دهندگان کره جنوبی به دنبال تلاش های موفق دولت مون جای این (Moon Jae-in) برای مهار کروناوایروس در این کشور، به حزب حاکم با اکثریت مطلق پارلمانی پاداش دادند.

در عین حال باید در نظر داشت که حتی اگر دونالد ترامپ در انتخابات آتی نیز شکست بخورد، ایالات متحده آمریکا بدون تردید در جایگاه و محوریت قدرت جهانی خود را که به مدت سه چهارم قرن در اشغال داشته است، بهبودی حاصل نخواهد شد.

با این حال، افول ایالات متحده آمریکا به معنای این نیست که چین مشعل جهانی (global torch) را حمل خواهد کرد.  کووید -۱۹  به شکلی بیرحمانه در خصوص خطا های چین، از جمله عدم شفافیت (lack of transparency) دولت این کشور، پرده برداشته است.

از طرف دیگر، شیوع و گسترش کروناوایروس در این کشور نیز در حد وسیعی موجب فروپاشی اقتصادی (economic collapse) در سه ماهه اول سال ۲۰۲۰  گردید و این کشور در برابر موج دوم  این بیماری پندمیک نیز بسیار آسیب پذیر می باشد. همه اینها  موید آن است که جهان  احتمالا به جای دو قطبی (bipolar) شدن به سمت غیر قطبی( non-polar) شدن حرکت خواهد کرد.

نه دولت روسیه و نه اتحادیه اروپا نیز یقینا قادر نخواهند بود تا این خلاء قدرت را پر نمایند. روسیه نیز بمانند (جمهوری اسلامی) ایران و ترکیه ممکن است در مواجهه با این بحران ضعیف تر از گذشته ظاهر شود. در حقیقت، شاید رئیس جمهور ولادیمیر پوتین در شرایط کنونی باید خیلی بیشتر از کووید -۱۹ بترسد تا احزاب مخالف وی در این کشور.

پس از یک واکنش اولیه بسیار نامشخص به کرونا وایروس، به نظر می رسد که اتحادیه اروپا به لطف رهبران زنان: آنگلا مرکل صدراعظم آلمان(German Chancellor Angela Merkel)، اورسولا فون دره لیین (Ursula von der Leyen)، رئیس کمیسیون اروپا و کریستین لاگارد (Christine Lagarde) رئیس بانک مرکزی اروپا  همواره تلاش می نماید تا به نحوی اعتبار از دست رفته خود را مجدد بدست آورد. اما باید در نظر داشت که مقابله با این بحران عمدتا حاکی از قدرت آلمان می باشد و نه مقاومت و یا انعطاف پذیری اروپا.

علیرغم اینکه آلمان پرجمعیت ترین کشور اروپا محسوب می گردد،  اما تا کنون میزان مرگ و میر ثبت شده حداقل سه برابر کمتر از همسالان اصلی این کشور در اتحادیه اروپا  می باشد. در حالی که مرکل که تا همین اواخر به عنوان یک رهبر تقریبا از دور خارج شده و یا اردک لنگ  (lame-duck leader) در صحنه سیاسی دیده می شد، اکنون از رأی اعتماد بسیار بالاتری نسبت به دیگر رهبران اروپایی برخوردار است.

آنگلا مرکل ثابت کرده است که یک سیاستمدار نیز می تواند -همانگونه که در باز کردن مرزهای آلمان در سال ۲۰۱۵ برای مهاجران انجام داد- از غرایز اخلاقی (ethical instincts) پیروی کند و پس از گذشت پنج سال هنوز هم به عنوان بهترین فرد در مقابله با ترس و عدم اطمینان (fear and uncertainty) شناخته شود.

اگر در واقع تاریخ به دلیل پیامد های کووید -۱۹  شتابان در حال تغییر و تحول می باشد، ما باید به گذشته بگردیم تا درس های درستی را ترسیم کنیم و در این رابطه باید ضروتا به پیامدهای سال ۱۹۲۰ توجه خاص مبذول داشته باشیم.

یک قرن پیش، درست پس از جنگ جهانی اول، بدنبال جهانی شدن ویروس مهلک آنفولانزای اسپانیایی& (Spanish flu) رهبران سیاسی نتوانستند پاسخ های درستی را در خصوص چالش های بزرگی که با آنها روبرو بودند دست یابند. در نتیجه، جهان ابتدا به سمت یک رکود بزرگ (Great Depression) و سپس  در گیر جنگ جهانی دوم شد.

رهبران امروز با چالش های متفاوت اما به همان اندازه دلهره آور روبرو هستند. آنها به ویژه، باید نه تنها میان حفاظت و حمایت از زندگی شهروندان خود که منجر به یک شروع مجدد اقتصادی یک تعادل و توازن ظریف برقرار سازند، بلکه تامین  امنیت و آزادی (liberty and security) را نیز در کنار یکدیگر مد نظر داشته باشند.

اگر دولتها در اولویت بندی های خود وضعیت اقتصادی بر سلامت عمومی (public health)  ترجیح و یا بیش از حد بر آن تاکید نمایند، خطر موج دوم  کوید – ۱۹ عواقب مخربی را در جهان در بر خواهد داشت،  و هر دو وضعیت را با خطر بسیار جدی روبرو خواهند ساخت.

در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، پاسیفیسم (pacifism) در اثر جنگ های هولناک متولد شد که نهایتا به پیروزی فاشیسم (victory of fascism) و ​​حتی درگیری وحشتناک تر جهانی کمک کرد. امروز، ما نباید اجازه دهیم حرص و طمع اقتصادی (economic greed) یا آزادی خواهی (libertarianism) ما را به همان میزان  به سمت یک مسیر فاجعه بار (disastrous path) دیگری سوق دهد.

(Visited 30 times, 1 visits today)

پاسخی بگذارید