تاریخ: ۱۷:۲۱ :: ۱۳۹۹/۰۱/۲۲
تجار قدرتمند نفتی باید آیندۀ تیره عربستان را مدنظر داشته باشند

لیام دنینگ Liam Denning نویسنده و تحلیلگر شبکۀ خبری بلومبرگ طی مقاله‏ ای با مضمون فوق مورخ ۸ آوریل می نویسد، عربستان هفته ‏ای عادی را سپری میکند:  آنها با روسها به مقابله پرداخته ‏اند و مرتباً با رئیس جمهور امریکا تماس تلفنی دارند تا به کمک یکدیگر بازار نفت را نجات دهند. امروز ریاض همچنین ریاست جلسۀ اوپک را برعهده داشته و روز بعد مقامات سعودی در جلسۀ مجازی وزرای انرژی جی ۲۰ حضور بهم خواهند رسانید.  البته نقش آفرینی عربستان در عرصۀ جهانی هزینۀ سنگینی بهمراه دارد.

سعودی ها مانند بسیاری دیگر از تولیدکنندگان نفت، با کاهش عظیم تقاضا مواجه می باشند.  باید گفت، کمترکشوری به اندازۀ عربستان تحت تأثیر نظام بین‏ المللی تدوین شده توسط امریکا قرار داشته است.  این پادشاهی که جمعیتی اندک داشته و در پی درگیری های قبیله ای بعد از سقوط امپراطوری عثمانی شکل گرفت، اگر بحال خود واگذار می شد مبدل به مردابی ژئوپولیتیک می گردید.  عربستان تنها یک برگ برنده در دست دارد و آن ذخائر عظیم نفتی است.  وجود نفت نیز م توانست این کشور را قربانی رقابت ابرقدرت ها نماید اما ظهور عربستان بعنوان یک کشور تولید کنندۀ عمده نفت با پایان یافتن جنگ دوم جهانی و آغاز جنگ سرد متقارن گردید.  سعودی ها بدین ترتیب شانس آورده و با جهانی مواجه شدند که در آن امنیت اروپا، شرق آسیا و امریکا در بالاترین اولویت قرار داشت.

اکنون دو ستونی‏ که شکل دهندۀ ۹ دهه حضور عربستان در صحنۀ جهانی بودند، یعنی بالا بودن تقاضا برای نفت و حفظ امنیت امریکا، هر دو بخطر افتاده ‏اند و شرائط کنونی رشد تقاضا در درازمدت را امکان ناپذیر می کنند.  پاندمی کرونا وضعیت را بدتر کرده است.  وخامت اوضاع عراق برای نیروهای امریکائی و تولید نفت شیل در امریکا موجب افزایش دلسردی واشنگتن نسبت به منطقه و عدم تمایل آن به حضور در خاورمیانه شده است.  ایالات متحده دیگر نیازی به نفت این منطقه ندارد.  گرچه واشنگتن کماکان نسبت به ایران خصومت می ‏ورزد، اما بی ‏اعتنائی آن به حملۀ ماه سپتامبر علیه تأسیسات نفتی عربستان، یادآور این حقیقت می باشد که اوضاع جهان تغییر یافته است.

عربستان در تلاش است تا خود را با واقعیات روز وفق دهد.  نفت، دو سوم عایدات این کشور را تشکیل می دهد و سعودی ها اکنون شش سال است که مرتباً با کمبود بودجه مواجه می شوند.  بنا بر محاسبات شرکت نفت عربستان، عایدات این کشور از جمله اخذ مالیات، حدود ۲۰۸ میلیارد دلار در سال گذشته بود.  حتی در صورت افزایش تولید نفت توسط این کشور، طی سال جاری عایدات آنها یکصد میلیارد دلار کمتر از سال قبل خواهد بود.

عربستان در عین حال ۷۰۰ میلیارد دلار سرمایه در خارج دارد.  چنین مبلغی تنها برای آنها وقت می خرد، اما مصونیت به حکومت ریاض نخواهد بخشید.  بازارهای مالی توجه به وضعیت سلاطین دارند و ترازنامه‏ های آنها را قبل از تهی شدن خزانه‏ هایشان تصاحب می کنند.  دو سوم افراد محلی شاغل در عربستان در استخدام دولت این کشورند و تأمین جیره و مواجب آنها ۴۰ درصد هزینه ‏های دولت را در بر می گیرد.  بنابراین کاهش بودجه برای ریاض امر آسانی نیست.

نفت همواره ثروت زیادی نصیب کشورهای نفت خیز میکند، لکن دینامیزم اقتصادی آنها را قربانی می‏ نماید. یکی از چشمگیرترین جوانب این مسئله را می توان در این دید که چگونه یارانه ‏های سوخت اثر منفی بر مصرف داخلی انرژی در عربستان داشته ‏اند.  امروز مصرف داخلی انرژی توسط سعودی ها دو برابر مصرف در امریکا و سه برابر میزان مصرف در چین است.  در واقع مقامات سعودی در حال صدور چک هایی هستند که نسل های آتی این کشور قادر به نقد کردن آنها نخواهند بود.  در عین حال حمایت امریکا از ریاض نیز رو به کاهش می باشد.  البته امریکا بکلی صحنه را ترک نکرده بلکه باید گفت، سعودی ها دیگر نمی‏ توانند بر حمایت واشنگتن تکیه کنند و تلاش آنها برای توسعۀ اوپک بی‏ نتیجه باقی خواهد ماند.

البته مشکل عربستان صرفاً مالی نیست. کتاب اخیر پیتر ضیحان تحلیلگر امور ژئوپولیتیک تحت عنوان “ملل فاقد اتحاد” نشان می دهد که بروز پاندمی کرونا، از وجود معضل اساسی ‏تری خبر می دهد و آن اینست که حکومت عربستان سعودی در حال فروپاشی است.  ضیحان این بحث را به پیش کشیده که نظام بین‏ المللی که بعد از جنگ دوم جهانی شکل گرفت عمدتاً تکیه بر رهبری امریکا داشته و این نظام در حال از هم گسستن است.  بعد از هفت دهه تلاش امریکا برای ممانعت از بروز هرج و مرج فراگیر در جهان از طریق پیشبرد تجارت آزاد و ارائه ضمانت های امنیتی، لازم است دیدگاه توماس هابز Thomas Hobbes فیلسوف انگلیسی که معتقد بود یک گزینه باید به طرف مقابل ارائه نمود تا او یا رد کند و یا پذیرد، به اجرا در آید.

(Visited 27 times, 1 visits today)

پاسخی بگذارید