تاریخ: ۱۴:۵۹ :: ۱۳۹۹/۰۱/۲۱
چرا كمپين هاى ضد تحريم ایران بسيار مهم هستند؟

پس از شيوع كرونا يك كمپين مشترك بين المللي بر عليه تحريم هاى آمریکا علیه ايران به راه افتاد كه سه ضلع اصلى داشت. نخست كشورهاى خارجى بطور خاص چين و پاكستان و بعدتر نامه چند كشور به دبيركل سازمان ملل، دوم دولت ايران با محوريت وزارت خارجه و همراهى رييس جمهور محترم و سوم بخشهايي از جامعه نخبگانى ايران.

پس از به راه افتادن اين دسته كمپين هاى همپوشان، دو نوع واكنش از دو سر طيف بر عليه كمپين رخ داد. كسانى بخش دولتى آن را صرفا سيگنال دهى از سر ضعف براي باز كردن باب مذاكره با آمريكا دانستند. ديگرانى تمسخر كردند كه چطور كسانى در ايران فكر مى كنند با نامه نگارى و طومار نويسي ممكن است قلب ترامپ به رحم آيد و در تحريم هاى چند لايه ايران تخفيف قائل شود. احدی تصور نمى كند گفتگو با افكار عمومى آمريكا يا جهان بدون ترکیب با واقعیتهای روی زمین اساسا مفيد باشد اما بطور خاص این کمپین بسیار قابل دفاع است. در زمان درست و با هدف گذاری درست.

برای توصیف اثر این کمپین باید به دو ماه قبل بازگردیم. آمریکا با دو ابزار موازی در حال برداشتن گامهای نهایی برای کنترل تجارت خارجی ایران بود. نخست کانال سوییس که ضمن تلاش برای گرفتن هر چه بیشتر اختیار پول حاصل از صادرات گاز و برق ایران، کلیه راههای موازی این کانال را هم از انتفاع می انداخت. همچنین به طور صریح در پی صفر کردن انباره کالاهای اساسی ایران بود. دوم قانون تحریم همه اقتصاد ایران که می کوشید هزینه تخطی از تحریم ها را برای طرفهای تجاری محدود ایران حداکثر کند. به نحوی که خود این هزینه بخشی از ابزار فشار آمریکا به کشورهای طرف تجاری ایران در مذاکرات دو جانبه باشد. آمریکا مطمئن بود که موفق شده است.

ناگهان کرونا آمد. مهمتر از آن، یک محور گسترده از کشورهای تولید کننده نفت سقوط آزاد تقاضای نفت را برای رفع تهدیدات امنیتی ناشی از گسترش نفت شل غنیمت شمردند. ضربه ترکیبی به اقتصاد آمریکا که پیش از آن هم در حداکثر بسط اعتباری به سر می برد. آمریکا به اجبار درون نگر شد و جهان پر شد از سیاستمدارانی که احتمال ناتوانی آمریکا در خروج از رکود بعد تابستان را در محاسباتشان لحاظ می کردند یا برای تقویت این احتمال می کوشیدند.

پیش بینی ضعف آمریکا ( زودگذر یا دیر گذر) اندازه هزینه تخطی از تحریم ها را در ذهن سران کشورهای متعددی کم کرد. از طرف دیگر نیازهای انسانی برآمده از کرونا و بی معنا بودن کنترل شیوع کرونا در یک کشور بدون کنترل آن در سایر کشورها، باعث شد همه تلاش های آمریکا برای اجماع سازی روی کانال سوییس فراموش شود. هواپیماهای مختلف از کشورهای مختلف با یا بدون مجوز اوفک کالاهای بهداشتی و نیازهای ضروری را به تهران می رسانند. همان گروه کالاهایی که یک ماه قبل سفیر سوییس با لبخند چسب کارتن آن را به عنوان هدیه اوفک به ایران باز می کرد و از لزوم کنترل کلیه مصارف و نیازهای ایران در چارچوب این کانال حرف می زد.

آیا کشورهای تخطی کننده از تحریم های آمریکا علیه ایران بدلیل حس انساندوستی چنین آشکارا تلاش های اوفک را زیر پا می گذارند؟ واضح است که نه. آن ها علاوه بر روابط فی مابین با ایران( که به جای خود مهم است.) به هدف بزرگتری فکر می کنند. آنها خود “ تحریم” را هدف گرفته اند. چرا که به خوبی می دانند ابزار تحریم های مبتنی بر تغییرات قانون پاتریوت که در سیسادا به یک بلوغ جدید رسید،چگونه به عنوان یک سلاح موثر توسط آمریکا در دهه دوم قرن بیست ویکم با موفقیت علیه همه رقبای راهبردی آمریکا استفاده می شود. هدف به صراحت آن است که قبل از آنکه آمریکا خودش را پیدا کند، اندازه و مصادیق تخطی از تحریم آنقدر زیاد شود که تخطی به شورش بدل شد.

بزرگترین نقطه ضعف تحریم های آمریکا، خود تحریم هاست. به این معنا که وقتی تعداد تخطی از تحریم زیاد می شود آمریکا بر سر دوراهی کاهش حدود تحریم تا حدودی که تخطی از آن تبدیل به شورش نشود یا حفظ آنها قرار می دهد. اولی حدود تحریم را عمیقا کم می کند و دومی آن را فرو می پاشاند. برای آمریکا خود “ تحریم” از اثر آن مهم تر است. نمونه بارز این تجربه در عقب نشینی آمریکا از NDAA2012 به قانون TRA در موضوع بخش بانکی تحریم نفت ایران است.

واکنش آمریکا به این تهدید چه بوده؟ عقب نشینی های حقوقی بر مبنای چارچوب جنرال لایسنس هشت برای آن که بصورت نمادین نشان دهد در شرایط کوید ۱۹ تخفیفاتی برای ایران در نظر گرفته است. معافیت گسترده به انتقالات هواپیمای قطر به ایران و تکمیل تراکنش ماهها در راه مانده اینستکس. آمریکا جدا امیدوار است با همین عقب نشینی مختصر بتواند قضیه را رفع و رجوع کند.
هر چند که خودش هم نمی داند این عقب نشینی با توجه به اثر درون گرایی ناگهانی آمریکا بر محاسبات دیگران تا چه حد کافی است.

چرا کمپین ضد تحریم ها مهم است؟ چون هزینه تخطی رامی کاهد. چون شانس آمریکا را برای اعمال فشار روی تخطی کنندگان کم می کند. چون مصالحی واقعی برای جلوگیری از طرح پرونده ایران به عنوان یک ابزار فشار در پرونده های دو جانبه را فراهم می آورد. هدف واقعی کمپین ضد تحریم به رحم آوردن دل ترامپ نیست، محدود کردن گزینه های اوست. به نحوى كه آمريكا را وادارد براي حفظ تحريم بيش از حدود فوق عقب نشيني كند.

آیا بند قبل به این معناست که ایران در حال مظلوم نمایی یا رها کردن بیماری با هدف کم کردن تحریم هاست؟ قطعا خیر. همه آنچه در این کمپین مطرح می شود واقعی است. تحریم ها بطرز موثری هر نوع انتقال بشر دوستانه را شدیدا آزار می دهد. بر کمک کنندگان به ایران هزینه می سازد. توان ایران برای ارائه یک بسته مالی مکمل اقدامات بهداشتی ایران را می کاهد. اعمال تحریم ها بر علیه ایران در شرایط كويد ١٩ واقعا غير انساني است.

تلاشهاي گسترده براي به شكست كشاندن اين روند پلكاني كاهش حدود و مصاديق اعمال تحريم( بدون آنكه هدف واقعا تغيير قواعد حقوقي آمريكا باشد.) از داخل و خارج از ايران با جديت شروع شده. آمريكا با اضافه كردن دائمي اسامي تحريمي مي كوشد نشان دهد چيزي تغيير نكرده در حالي كه در عمل خيلي چيزها فرق كرده.

آيا سه كمپين همپوشان فوق موفق مي شوند؟ نمى دانم. همه چيز به زمان بستگي دارد. توان عربستان براي مواجهه با تهديد گمرك ستاني از نفت وارداتي از عربستان به آمريكا ومسئله جانشيني خاندان سعودى، سرعت بازگشت اقتصاد آمريكا به روند معمول و از اين همه مهمتر مدت زمان اثر گذاري ويروس كوچك بر اقتصادهاي بزرگ نقش مهمى در سرعت و اندازه تحليل رفتن ساختار تحريم ها دارد. درست به همين اندازه توان بدنه دولت در توقف اين نحو كاهش تحريم كه آنرا مطلوب نمي داند هم مهم است.بدون آنكه وزير محترم خارجه يا رييس جمهور موافق چنين تخريبى باشند.

اين كه بتوان با موفقيت دايره تخطي را از كالاهاي بشردوستانه و اساسي به مصاديق ديگر گستراند عملا تابع زمان است اما هرگز شانس تا اين حد زياد نبوده.

(Visited 75 times, 1 visits today)

پاسخی بگذارید