تاریخ: ۱۰:۴۳ :: ۱۳۹۸/۰۴/۰۵
شطرنج بازی با کبوتر

پاسکال ریشه

 نوول ابزرواتور (فرانسه)

شطرنج بازی کردن با کبوتر” در زبان فرانسه کنایه از “گفتگو کردن با یک احمق است. مذاکره کردن با ترامپ ، به قول برخی دیپلمات ها، اندکی مانند شطرنج بازی کردن با کبوتر است. کبوتر در آن سوی صفحه شطرنج بال بال می زند و دور خودش می چرخد، همه مهره ها را به هوا می فرستد، روی صفحه خرابکاری می کند، آخر کار نیز طوری ژست می گیرد که گویی برنده شده است. در پرونده ایران، ترامپ همین گونه عمل می کند. توافق هسته ای سال ۲۰۱۵ را پاره می کند، شب و روز در توئیتر بال بال می زند، تهدید می کند، خشمگین می شود، یک روز مهربان است یک روز جلاد. یک روز اعلام می کند ایران و آمریکا می توانند بهترین دوستان هم در دنیا باشند، دوباره اعلام می کند ایرانی ها تروریستند، از مذاکره سرباز می زند، الزام می کند که مذاکره صورت پذیرد، وعده ” نابودی کامل” می دهد، دستور حمله صادر می کند، دستور حمله را لغو می کند.
و او دارایی های مالی ایرانی ها را مسدود می کند… از جمله دارایی های وزیر امور خارجه ایران محمد جواد ظریف را، تا به بهترین شیوه ممکن هیچ بختی به دیپلماسی نداده باشد. ترامپ به این ترتیب تمام مهره هایی را که دیپلمات های ورزیده و با تجربه قبلا با دقت در صفحه شطرنج با ایران چیده بودند، بر هم می زند، اما بی آنکه معلوم باشد وی می خواهد ما را به کدام سو ببرد. آیا به سوی جنگ می رود؟ پیشاپیش پاسخ این سوال منفی است؛ وی جنگ دوست ندارد، مگر از نوع تجاری آن را؛ وی به اندازه کافی به رای دهندگانش قول داده است که هرگز آنها را به سوی یک ماجراجویی نظامی سوق نخواهد داد و از سوی دیگر انتخابات نیز در آمریکا نزدیک است. با این حال اوضاع آنچنان تلاطم دارد که بگوییم خطر بروز مناقشه صفر نیست.
آنانی که مدعی اند می توانند حرکات بی نظم و حساب رئیس جمهور آمریکا را تفسیر کنند، با اعتماد بنفس بالا به ما کتاب ” هنر مذاکره” (The Art of the Deal) را نشان می دهند که ترامپ در سال ۱۹۸۷ زمانی که تاجر بود نوشته است یا برای وی نوشته اند. خلاصه کتاب از دیدگاه این افراد این است که برای مذاکره کردن نخست خشونت به خرج دهید، گلویتان را پر باد کنید، بترسانید. سپس وقتی که طرف مذاکره شما لرزان و رنگ از رخ پریده شد، به وی معامله ای را پیشنهاد کنید که خیلی به نفع خودتان است، معامله ای که به طرف مقابلتان اجازه دهد کمابیش سرش را بالا بگیرد. این ترامپ شناسان به شما می گویند که این دقیقا شیوه ای است که ترامپ در قبال کره شمالی کیم جونگ اون به کار برده است و اکنون می کوشد در قبال رئیس جمهور چین شی جینپینگ به کار بگیرد ( وی اخیرا شرکت هواوی را از معامله با شرکت های آمریکایی بدون چراغ سبز خودش منع کرده است).
فرض کنیم که حق با آنهاست و ترامپ یک کبوتر بازیگر این شطرنج فرضی نیست بلکه یک استاد حسابگر است که بر اساس یک راهبرد مشخص عمل می کند. این فرض چیزی عاید ما نمی کند، زیرا در موضوع ایران، چنین محاسبه ای هیچ معنایی ندارد. ترامپ ضمن امضای فرمان مسدود سازی دارایی های رهبران ایرانی در روز دوشنبه، خواسته هایش را نیز بیان کرده است. این خواسته ها بر یک اصل استوارند: وی پیشنهاد می کند که ایران هر گونه تلاش برای دستیابی به بمب هسته ای را کنار بگذارد. باید به وی بگوئیم: خسته نباشید. این همان هدفی است که آمریکا و اروپا قبل از حضور ایشان در کاخ سفید دنبال می کردند. وی می خواهد مذاکره را به صورت مستقیم پیش ببرد، اما واقعا در این صورت ترامپ فراتر از آنچه که به دست آمده است، چه دستاوردی می تواند داشته باشد.

جامعه بین المللی بعد از تلاش های سخت دیپلماتیک، چارچوبی برای دستیابی به این هدف پی ریزی کرد: برنامه اقدام مشترک، مذاکره شده میان ایران و آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان؛ اما ترامپ با این بهانه که این توافق ” خیلی بد” است، در اردیبهشت سال گذشته از آن خارج شد، بی آنکه بگوید چگونه می خواهد این توافق بد را بهتر کند. هدف توافق وین ۲۰۱۵ چیست؟ بر اساس این توافق ایران متعهد شد هرگز سلاح هسته ای نسازد و نداشته باشد. در این میان یک سیستم بازرسی که تا قبل از آن هیچ کشور دیگری آن را قبول نکرده بود، اجازه می دهد تعهدات به عهده گرفته شده، راستی آزمایی شود. این توافق کمیت اورانیومی را که ایران مجاز به غنی سازی است، و شمار سانتریفیوژ هایی را با آنها باید به این اورانیوم غنی شده دست یابد، محدود می سازد. بر اساس این توافق، رئاکتور تولید پلوتونیوم ( نوعی سوخت که می تواند استفاده نظامی داشته باشد) باید از بین برود و به جای آن یک رئاکتور انرژی با اهداف غیرنظامی برقرار شود. تمامی این طرح و برنامه، در تمامی ابعاد آن، امروز به خاطر خروج آمریکا از برجام در خطر است. ترامپ توضیح نمی دهد که وی می خواهد چگونه فراتر از این توافق حرکت کند؟ آیا وی فکر می کند می تواند از ایرانی ها تعهد بگیرد که اصلا اورانیوم غنی سازی نکنند؟ این رویایی بود که جرج بوش پسر در سر می پروراند و واشنگتن برای رسیدن به آن فشار شدیدی را بر ایران آورد اما به نتیجه ای نرسید. در آن زمان با وجود حضور بیش از ۱۵۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه و البته با وجود جنگ طلبان دو آتشه در کاخ سفید، تهران مقاومت کرد و حتی شمار سانتریفیوژهایش را افزایش داد. واقعا چه کسی می تواند تصور کند ایران امروز بیش از آن زمان تحت تاثیر فشارهای آمریکا قرار بگیرد؟ انتخاب دوم احتمالی برای ترامپ این است که محدودیت های شدیدتری برای میزان اورانیوم غنی شده تولیدی و شمار سانتریفیوژها اعمال شود. برای رسیدن به این هدف ( که قطعا اروپایی ها نیز آن را تایید می کنند) باید از طریق بازرسی ها عمل کرد… و البته از طریق همان پیمانی که ترامپ آن را پاره کرده است. تحسین کنندگان ” هنر مذاکره” باید منطقی باشند: مسیر در پیش گرفته شده توسط رئیس جمهور آمریکا به هیچستان می رود، اگر نگوییم بازگشت به خانه اول ( بهترین سناریو) یا حرکت به سوی جنگ است. واقعا هرگز خوب نیست با کبوتر شطرنج بازی کنیم.

(Visited 77 times, 1 visits today)

پاسخی بگذارید