تاریخ: ۲۰:۰۰ :: ۱۳۹۸/۰۲/۲۴
خصومتی که پایان نمی یابد

پل آنتون کروگر

تاگس آنسایگر (آلمان)

اگر سخنان دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را جدی بگیریم، بحران کنونی بین ایران و آمریکا را می‌توان به سادگی حل و فصل نمود: او پنج شنبه شب در کاخ سفید گفت، “[ایرانیان] تنها کاری که باید بکنند، این است که با من تماس بگیرند و بر سر میز مذاکره بنشینند.” او در حالی این سخنات را به زبان آورد که ناو هواپیمابر یو اس اس لینکلن در حال حرکت به سمت خلیج فارس بوده و چندین بمب افکن B-٥٢ نیز در پایگاه العدیده در قطر مستقر شده اند. البته او تاکید کرد احتمال درگیری های نظامی را نمی توان نادیده گرفت.
او تهدیدهای شدید و سختگیرانه را با پیشنهادی همراه ساخته که بسیار مناسب و قابل توجه است. اگرچه از دید ترامپ به عنوان یک تاجر چنین وضعیتی فقط یک‌ نتیجه واضح می تواند داشته باشد، اما ۴۰ سال تاریخچه رابطه تیره و‌ تار بین ایران و آمریکا که با ضربه های متعدد همراه بوده، باعث می شود نتیجه نهایی چندان هم آشکار و واضح نباشد.
ایران تجربیات تلخی از فعالیت های پیشین آمریکا دارد: در سال ۱۹۵۳، سازمان سیا محمد مصدق، نخست وزیر منتخب را از طریق کودتا سرنگون ساخت. آمریکا حامی قدرتمند محمدرضا شاه نیز بود. همچنین طی هشت سال جنگ ایران و عراق، آمریکا از صدام حسین، دیکتاتور عراق حمایت می کرد. بدین ترتیب ضدیت و خصومت با عراق به هسته اصلی ایدئولوژی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
کنار گذاشتن یا نادیده گرفتن این تاریخچه که تقریبا ۷۵ سال را در بر می گیرد، در نتیجه گیری از مناقشه های جاری بین ایران و آمریکا در منطقه بسیار دشوارتر از قبل شده است.  امروزه حزب الله قدرتمندترین گروه شبه نظامی در جهان و بازوی ایران در سوریه به شمار می رود. آمریکا که از زمان جنگ خلیج [فارس] در سال ۱۹۹۰ قدرت ناظر و برقرار کننده نظم در خاورمیانه به شمار می رفت، اکنون این جایگاه خود را از دست داده است. چنین چیزی نه در نتیجه توافق هسته ای، بلکه به خاطر حمله سال ۲۰۰۳ این کشور به عراق حاصل شده که با دروغ هایی که بعدا فاش گردید، توجیه شده بود.
طی تحقیقی که ارتش آمریکا دراین باره تهیه و منتشر کرده، جنگ عراق “پیامدهای بسیار گسترده و عمیقی به لحاظ ژئوپلتیک” در بر داشته است: “تنها برنده واقعی، ایرانی جسور است که نفوذ و سلطه خود را بسیار گسترش داده است.” مبارزه علیه جهادگرایان دولت اسلامی نیز نفوذ ایران را تقویت کرده است.
بدین ترتیب ایران توانست به نتیجه ای دست یابد که اسرائیل و متحدان سنی مذهب آمریکا در منطقه از آن هراس داشتند: دستیابی به جایگاه قدرت منطقه ای در سوریه و در کنار روسیه قرار گرفتن و همچنین ایجاد یک هلال شیعی متشکل از ایران، عراق، لبنان و ‌سوریه. علاوه بر آن، ایران به حمایت از گروه های فلسطینی در نوار غزه و حوثی ها در یمن نیز می پردازد.
سران کشورهای عرب تنها به علت اختلافات عقیدتی نگران ایران نیستند، بلکه ایدئولوژی انقلابی اسلامی ‌این کشور و تلاش ها برای صدور آن را تهدیدی برای مشروعیت و موجودیت خود می بینند. اگر در نهایت ایران بتواند بر مواضع خود استوار بماند، این امر موازنه استراتژیک را به نفع این کشور سنگین خواهد کرد.

مترجم: عطیه خرم

اداره کل رسانه های خارجی

 

(Visited 51 times, 1 visits today)

پاسخی بگذارید