تاریخ: ۱۳:۲۴ :: ۱۳۹۸/۰۲/۰۴
از سایکس پیکو تا معامله قرن

طلال سلمان

الشروق (مصر)


در سال ١٩١٧ لرد آرثر بالفور وزیر امور خارجه بریتانیای کبیر اعلامیه مشهور خود را در خصوص ایجاد تشکیلاتی سیاسی برای جنبش صهیونیسم در فلسطین و به زیان ساکنان عرب این سرزمین اعم از مسلمانان و مسیحیان و اقلیت یهودی صادر کرد. جنبش صهیونیسم‏، گروهی تازه تاسیس بود و نخستین کسی که تشکیل آن را اعلام کرد تئودور هرتزل بود که این جنبش را با هدف ایجاد کشوری برای یهودیان جهان در فلسطین تاسیس کرد.
در آن زمان همه عرب ها در رویای انقلاب بزرگ عربی به سر می بردند که آن را هم انگلیس برنامه ریزی کرده بود و شریف حسین امیر مکه در سال ١٩١٥ مامور شد عرب ها را در برابر اشغالگری عثمانی که بعد از شکست در جنگ جهانی اول در آستانه سقوط قرار داشت، متحد کند.
به این ترتیب دو کشور انگلیس و فرانسه فرصت یافتند منطقه مشرق عربی شامل لبنان، سوریه، فلسطین و عراق را بین خود تقسیم کنند. لبنان و سوریه به فرانسه رسید و فلسطین و عراق سهم انگلیس شد. اما انگلیس سرزمینی به نام اردن را از سوریه جدا کرد و شاهزاده عبدالله فرزند شریف حسین را پادشاه آن اعلام کرد. همچنین فرانسه به منصوب شدن شاهزاده فیصل فرزند دیگر شریف حسین به عنوان پادشاه سوریه اعتراض کرد و ارتش خود را از لبنان به دمشق فرستاد و فیصل را شکست داد. انگلیسی ها به فیصل پناه دادند و او را پادشاه عراق کردند در حالی که اکثر عراقی ها که شیعه بودند به این اقدام اعتراض داشتند که انقلاب سال ١٩٢٠ نتیجه آن بود. پس از آن نیز قیام ها و کودتاهای نظامی در سوریه ادامه یافت تا این که حافظ اسد در نوامبر ١٩٧٠ قدرت را در این کشور به دست گرفت.
اکنون نیز ایالات متحده آمریکا به ریاست جمهوری دونالد ترامپ طرح «معامله قرن» را اعلام کرده است که به معنای تجزیه هرچه بیشتر سرزمین های عربی به منظور محکم کردن جای پای رژیم اسرائیل در سراسر خاک فلسطین و ضمیمه کردن جولان و احتمالا مزارع شبعا است. این در حالی است که سوریه به جنگی که علیه این کشور به راه افتاده مشغول است و آمریکا نیز جنگی را علیه حزب الله لبنان که دوبار ارتش اسرائیل را شکست داده، آغاز کرده است.
اکنون سران اسرائیل می توانند به این مسئله فخر بفروشند که عرب ها را شکست داده و آنها را مجبور به صلح کرده اند به ویژه آن که کشورهای عربی متعددی رژیم اشغالگر را به رسمیت شناخته و با آن روابط علنی یا پشت پرده برقرار کرده اند و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر آن با افتخار می گوید کشورهای عربی دیگری او را به سفر به آن کشورها دعوت کرده اند که به زودی انجام خواهد شد.
رئیس جمهور آمریکا نیز با رفتار متکبرانه اش با نخست وزیر اسرائیل از «معامله قرن» و به رسمیت شناختن جولان به عنوان بخشی از خاک اسرائیل سخن می گوید.
معامله قرن در وهله نخست به معنای سیطره مطلق آمریکا بر جهان به استثناء چین و روسیه و همچنین سیطره مشترک آمریکا و اسرائیل بر منطقه کشورهای عربی به نظر می رسد که اکثر کشورهای آن به مستعمرات‌ آمریکا تبدیل شده اند. اما چه کسی قرار است به این چالش جدید پاسخ دهد که سلطه آمریکا و اسرائیل را بر کشورهای عربی و سپس به بخش های وسیعی از جهان تثبیت می کند؟
قطعا دولت های عربی در این بازی جایی ندارند. اما اسرائیل به عنوان شریک آمریکا که روابطی نزدیک با روسیه تحت سلطه پوتین دارد از معامله قرن که موجودیت کشورها و ملت هایی را در جهان سوم از بین می برد، بهره می برد.
با این حال ما با فضای جدیدی مواجه هستیم که قیام مردمی علیه حکومت بوتفلیقه در الجزایر که به کناره گیری او منجر شد ایجاد کرده است. در واقع‏، تا زمانی که اراده تحول خواهی وجود دارد و مردم با خشم و برای درخواست تغییر به خیابان ها می ریزند، معامله قرن آن گونه که رئیس جمهور آمریکا و شریک اسرائیلی او بنیامین نتانیاهو می خواهند پیش نخواهد رفت. ملت ها پویا هستند و می توانند آینده بهتری برای خود رقم بزنند.

مترجم: اکبر زارع زاده

اداره کل رسانه های خارجی

(Visited 110 times, 1 visits today)

پاسخی بگذارید