تاریخ: ۱۰:۲۳ :: ۱۳۹۷/۱۱/۲۳
شکست سیاست های آمریکا در قبال ایران، پیشینه ای طولانی در واشنگتن دارد

میشائیل تومان

دی سایت (آلمان)

شکست سیاست های آمریکا در قبال ایران، پیشینه ای طولانی در واشنگتن دارد. از زمان انقلاب ایران در ٤٠ سال پیش، آمریکا بارها تلاش کرده است تا ایران را رام خود کند و تقریبا هر بار این کشور پیروزمندانه از تنگنا فرار کرده است. علاوه بر آن، آمریکا کاملا برخلاف قصد و نیت اصلی خود، با هر بار مداخله در خاورمیانه ایران را تقویت کرده است. برتری امروز تهران در منطقه نتیجه سیاست های آمریکا می باشد.
مثال اول: در جنگ علیه صدام حسین در سال ٢٠٠٣، نیروهای مسلح آمریکا فقط دیکتاتور عراق را برکنار نکردند، بلکه در عین حال، طبقه حاکم سنی مذهب را نیز به حاشیه راندند. این نکته به ایران اجازه داد تا با کمک مشاوران نظامی و سیاستمداران وابسته به خود، به تدریج عراق را به سوی پیروی از تهران هدایت کند. اگر دولت بغداد امروزه با حضور نیروهای نظامی آمریکا به منظور “پاییدن” ایران مخالفت می کند، به این علت است.
مثال دوم: از زمان آغاز جنگ سوریه، موضوع اصلی نه بر سر دیکتاتور بشار اسد، بلکه در مورد موقعیت آینده ایران در منطقه بود. تهران با کمک های خود در جنگ، اسد را به طور کامل وابسته به خود کرده است. در حال حاضر نیز دونالد ترامپ در پی خروج نیروهای آمریکایی از این کشور می باشد. چنین وضعیتی کاملا به نفع ایران و اسد است.
رئیس جمهور آمریکا  بر اساس استراتژی های کوتاه مدت خود، باور داشت که پایان دادن به توافق هسته ای ٢٠١٥ ضربه محکمی به ایران خواهد بود. اما حقیقت چیز دیگری می باشد. این اقدامات باعث شده اند تا در ایران دشمنان آمریکا و اروپا، تندروها، محافظه کاران و سپاه پاسداران تقویت شوند؛ دقیقا همان جناحی که از سال ١٩٧٩ تا کنون در پی صدور انقلاب، گسترش نظامی و توسعه برنامه موشکی بوده است.
کورنلیوس آدبهر، کارشناس علوم سیاسی در کتاب خود “در داخل ایران”، به طرز استادانه ای تعامل میان تندروها در واشنگتن و تهران را به نمایش می گذارد. آدبهر یک نوع همدلی را در میان تندروهای آمریکایی و ایرانی می بیند. هر دو اردوگاه مایل به بهره برداری از دین به عنوان توجیهی برای سیاست های رادیکال  خود هستند. نزدیکی متناقض رادیکال های آمریکایی و ایران را می توان با نقاط عطف رابطه فی ما بین توجیه نمود. آمریکا نمی تواند گروگان گرفته شدن کارکنان سفارت خود را در ٤٠ سال پیش نادیده بگیرد. ایرانیان نیز به نوبه خود نمی توانند سرنگونی محمد مصدق، نخست وزیر ایران توسط سرویس های مخفی آمریکا و انگلیس در سال ١٩٥٣ را فراموش کنند.
اما تشدید احساسات خصمانه در روابط دو طرف، تنها به نفع تندروهای ایرانی است. در حالی که ترامپ نشان داده هیچ برنامه ای فراتر از پایان دادن به توافق هسته ای نداشته، تندروهای ایرانی پیروزی های پیاپی به دست می آورند: در سوریه، عراق و یمن.
تنها رئیس جمهور آمریکا که توجه داشت این سازوکار تشدیدکننده در حقیقت به نفع تهران است، باراک اوباما بود. توافق هسته ای سال ٢٠١٥ نیز یک گام مهم در جهت خنثی سازی این روند بود که در حال حاضر با شکست مواجه شده است.

پاسخی بگذارید