تاریخ: ۱۰:۳۷ :: ۱۳۹۷/۱۱/۲۱
ناتو همچنان گسترش می یابد لیکن این مسأله اکنون برای  اروپا  یک مشکل به شمار می آید

لورنتزو ویتا

ایل جورناله (ایتالیا)


این تصمیم کاملاً با آنچه طی دهه های پس از فروپاشی اتحاد شوروی رخ داده، همخوانی دارد. همواره فرماندهی آتلانتیک از ارادۀ سیاسی و قبل از آن نیز راهبردی  لازم برای در بر گرفتن  کشورهایی که در مدار مسکو قرارداشتند برخوردار می باشد تا یک اروپای شرقی به شدت وابسته  به ارادۀ بروکسل و واشنگتن بسازد و پایان وتوی یونان در مورد جمهوری مقدونیه ورود اسکوپیه را به ناتو رقم زد.
لیکن این خط مشی گسترش به سمت شرق همراه با بازگشت جنگ افروزی میان غرب و شرق، ممکن است با پیامدهای مهمی بر حال و آیندۀ قارۀ اروپا همراه گردد و به همین علت است که بسیاری از افراد از خود در بارۀ نقشی که ناتو باید در درون این قاره ایفاء نماید، از خود می پرسند. آن هم در زمانی که روابط میان آمریکا و روسیه بار دیگر متخاصمانه  گردیده و هر دو قصد تعلیق عضویتشان را در پیمان Inf دارند.
اروپا خود را در میان این جنگ سرد که بر پایۀ تحریم ها و توسعه طلبی استوار است، می یابد و از زمانی که اکثر کشورهای عضو ناتو روابط محکمی با روسیه برقرار کرده اند، ناتو با سیاست کاملاً متخاصمانۀ خود در قبال روسیه ممکن است مانعی بر سر راه این قاره به شمار آید. هم به عنوان اتحادیۀ اروپا و هم به عنوان کشورهای عضو آن به صورت انفرادی.
ایتالیا از این لحاظ یک نمونه است. تحریم های ضد روسیه پس از الحاق کریمه ضربه بسیار سنگینی برای شرکت های ایتالیایی که به انجام صادرات با روسیه می پرداختند، وارد آورد. البته تحریم ها مشکل اصلی به شمار نمی آیند. تأثیرات سیاست های مربوط به تحریم در قبال روسیه تنها بخشی مهم از یک مشکل عمیق به شمار می آیند که ممکن است از سوی افکار عمومی اروپا به طور روشن درک نشود. مسأله فقط تحریم ها نیستند بلکه شامل وزنه ای است که ناتو در تصمیمات سیاسی و اقتصادی دولت های اروپا دارد.
فروپاشی شوروی می توانست برای روسیه و نیز اروپا یک فرصت باشد. نزدیکی مسکو به غرب می توانست دقیقاً به لطف مبادلات مداوم میان ابرقدرت روسیه و کشورهای اروپای غربی صورت گیرد.
اتحاد آتلانتیک با ضرورت ایجاد یک جبهۀ ضدشوروی به وجود آمد. با از بین رفتن بلوک شوروی راهبرد آن همواره گسترش به سوی شرق به منظور بیرون کشاندن کشورهای اروپای شرقی از مدار مسکو بوده است. کاملاً آشکار است که شرط لازم برای انجام این کار اجتناب از داشتن هرگونه رابطۀ راهبردی میان اعضای ناتو و فدراسیون روسیه است.
لذا ناتو به سبب یک سری مسائل همچنان بزرگترین مانع میان اروپا و روسیه به شمار می آید. تا زمانی که فرماندهی آتلانتیک وجود داشته باشد کرملین باید یک دشمن یا در بهترین فرض یک آیتم بیرونی به شمار آید.
یک مشکل راهبردی به این امر اضافه می شود و آن عدم امکان ساخت یک سامانۀ دفاعی جایگزین حضور نظامی آمریکا برای اروپا است. در حال حاضر برای بسیاری از کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا این گونه بهتر است. مقدمات ساخت یک دفاع واقعی اروپایی  و نه فرانسوی- آلمانی به مرور زمان توسط پرچمداران اروپاگرایی یعنی مرکل و مکرون کنار نهاده شد. به همین علت است که ایتالیا تصمیم به انتقال کانون منافع میان مدیترانه و اقیانوس اطلس گرفت تا فرانسه و آلمان را به چالش بکشد.

پاسخی بگذارید