تاریخ: ۸:۰۰ :: ۱۳۹۷/۱۱/۱۸
جدال «انقلاب» و «دولت» چهل سال بعد از انقلاب ایران

سعید الشهابی

القدس العربی (انگلستان)

کشور مسلمان نشین بزرگ ایران چهل سال پیش در چنین روزهایی صحنه تحولی عظیم بود که متخصصان امور راهبردی انتظار آن را نداشتند. در شرایطی که جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا بر حمایت از رژیم محمد رضا پهلوی اصرار داشت و ایران را جزیره ثبات می نامید، مردم در تظاهرات میلیونی سرنگونی این رژیم را خواستار بودند.
روز ١١ فوریه سال ١٩٧٩ راجر اوئنز وزیر امور خارجه انگلیس در مصاحبه ای تلویزیونی گفت «ما به متحدانمان در زمانی که به ما نیاز دارند پشت نمی کنیم». این سخنان با سقوط آخرین دژهای رژیم شاه در تهران در همان روز همزمان شد چرا که کارکنان نیروی هوایی ایران از امام روح الله خمینی و انقلاب او اعلام حمایت کردند و کارکنان شرکت نفت نیز چند هفته پیش از آن دست از کار کشیده بودند.
انقلاب ایران از همان روز نخست پیروزی به تشکیل دولت منجر شد. امام خمینی روز اول فوریه ١٩٧٩ از پاریس به تهران بازگشت و در سخنانی آتشین در بهشت زهرا اعلام کرد «من توی دهن این دولت (دولت شاهپور بختیار) می زنم و خودم دولت تشکیل می دهم». طی ده روز بعد از این سخنرانی ایران دو دولت داشت: یکی را شاه به ریاست بختیار تعیین کرده بود و دیگری را امام خمینی به ریاست مهندس مهدی بازرگان تعیین کرد. طی آن ده روز که به دهه فجر معروف شد نیروهای مردمی در میدان حاضر بودند و همین مسئله موجب شد بختیار با لباس زنانه به فرانسه بگریزد.
انقلاب سال ١٩٧٩ ایران چند ویژگی داشت. نخست آن که رویکرد روشن دینی داشت آن هم در زمانی که هنوز اسلام سیاسی مطرح نشده بود هرچند بیداری اسلامی گام هایی به جلو برداشته و تغییراتی در توازن های سیاسی و ایدئولوژیک در جهان عربی و اسلامی ایجاد کرده بود. دوم این که انقلاب ایران انقلابی مردمی به معنای واقعی بود به طوری که میلیون ها نفر در راهپیمایی های روزانه در اکثر شهرهای بزرگ ایران شرکت کردند. ویژگی سوم انقلاب ایران، فراگیر بودن و اصولی بودن این انقلاب بود به طوری که رهبر آن امام خمینی راه حل های میانه را نپذیرفت بلکه بر سقوط شاه و رژیم او بدون هیچ بحث و چانه زنی اصرار کرد و همین اتفاق هم افتاد. ویژگی چهارم انقلاب ایران این بود که رهبران آن ایدئولوژی خود را به صراحت بیان کردند و بابت پایبندی به دین و تمایل به ایجاد نظام سیاسی دینی از کسی عذرخواهی نکردند. با این حال، انقلاب ایران به رغم دینی بودن، در برگیرنده همه قشرهای سیاسی و اجتماعی و رویکردهای ایدئولوژیک بود به طوری که (دست کم در ابتدای انقلاب) کسی فکر نمی کرد به علت سیطره جریان دینی بر انقلاب، به حاشیه رانده شده است.
انقلاب ایران نخستین نمونه عینی پروژه «اسلام سیاسی» در دوران معاصر بود. نظام برآمده از انقلاب ایران طی چهل سال با چالش های عظیمی مواجه شد. یکی از این چالش ها، دشوار بودن تشکیل دولت بود. بعد از آن موجب حملات تروریستی جان دهها نفر از رهبران انقلاب مانند رئیس جمهور محمد علی رجایی و نخست وزیر محمد جواد باهنر را گرفت. پس از آن نیز جنگ هشت ساله با عراق روی داد که حدود یک میلیون قربانی در دو کشور گرفت. بزرگترین نگرانی به محاصره اقصادی آمریکا مربوط بود که با بحران بازداشت دیپلمات های آمریکایی در سفارت آمریکا در نوامبر ١٩٧٩ آغاز شد. با این حال ایران توانست با شرایط دشوار اقتصادی کنار بیاید و در بخش های مختلف صنعتی و کشاورزی خودکفا شود.
طی چهل سال نه تنها ایران در برابر دشمنانش ایستاد بلکه حضور منطقه ای خود را وسعت بخشید و با بسیاری از جنبش ها و سازمان ها ارتباط برقرار کرد و به موضع خود در خصوص فلسطین پایبند ماند. آمریکایی ها و اسرائیلی ها در شرایطی که ایران را به حمله نظامی یا امنیتی تهدید می کنند، در پشت پرده برای ایجاد پل های ارتباط با ایران می کوشند. ایران به رغم اهمیت راهبردی که با گذشت چهار دهه از زمان وقوع انقلاب به دست آورده است با مشکلات اقتصادی زیادی رو به روست و برنامه ایدئولوژیک و سیاسی این کشور در دوره بعد از بهار عربی در بوته آزمایش قرار گرفت. آینده ایران که شکوفا خواهد بود یا تیره و تار، به سوژه بحث در داخل و خارج جمهوری اسلامی تبدیل شده است و این بحث و جدل ادامه خواهد یافت هرچند «انقلاب» ایران به «دولتی» تبدیل شده است که اکثر ارزش های انقلاب را حفظ کرده و مسیری را در دیپلماسی در پیش گرفته است که «اصلاح طلبان» امیدوارند از فشار رویکردهای انقلابی که دیگران را نگران می کند رها شود.

پاسخی بگذارید