تاریخ: ۸:۵۰ :: ۱۳۹۷/۱۱/۱۷
بی اعتنایی جامعه جهانی به ونزوئلا مقدمه جنگی خونین در این کشور است

تمر پوراس پونسلون

گاردین (انگلستان)

بی اعتنایی جامعه جهانی به دو قطبی عمیق موجود در ونزوئلا و به رسمیت شناختن رهبر مخالفان به عنوان رئیس جمهوری موقت می تواند زمینه ساز به راه افتادن جنگی خونین در این کشور شود.
مشکلات اخیر در ونزوئلا، جدید ترین پرده از بحران سیاسی است که پس از مرگ هوگو چاوز گریبان گیر ونزوئلا شده است. پس از ادای سوگند مادورو در دومین دوره ریاست جمهوری اش در ماه ژانویه، خوان گوایدو، رئیس پارلمان، خود را به عنوان رئیس جمهوری موقت این کشور معرفی کرد. گوایدو، بلافاصله از سوی آمریکا، کانادا و گروهی از دولت های محافظه کار آمریکای لاتین به رسمیت شناخته شد. این کشورها از ارتش ونزوئلا خواستند در برابر مادورو بایستد. و امروز انگلیس، فرانسه، اسپانیا، آلمان و سایر کشورهای اروپایی، پس از مخالفت مادورو با درخواست آنها برای برگزاری انتخابات جدید، گوایدو را به رسمیت شناختند.
از زمانی که گوایدو، خود را رئیس جمهور موقت ونزوئلا خواند، دولت ترامپ تحریم های جدیدی را ضد دولت مادورو اعمال، دارایی های ونزوئلا را در خاک آمریکا به ارزش چندین میلیارد دلار ، ضبط و به طور آشکار تهدید به دخالت نظامی کرده است. تردیدی نیست که شرایط سیاسی و اجتماعی در ونزوئلا فاجعه بار است اما پیش از آن که سایر کشورها با اتخاذ اقدامات مشابه، ونزوئلا را به سمت جنگ داخلی سوق دهند، باید دید که چگونه شرایط این کشور به چنین وضع بحرانی رسید.
پس از رشد صنعت نفتی ونزوئلا در اوایل قرن ۲۰، مهمترین شاخه توسعه سریع این کشور نابرابری اجتماعی بود. اما در دوران هوگو چاوز، که در سال ۱۹۹۹ به عنوان رئیس جمهوری ونزوئلا انتخاب شد، این دو قطبی عمیق اجتماعی به تدریج به ظهور چاویسم منجر شد، جنبش گسترده و سازمان یافته ای که به دنبال عدالت برای محرومین از طریق اصلاحات گسترده بود.
چاوز  شخصیتی کاریزماتیک داشت که مورد احترام بیشتر فقرا بود اما تقریبا اغلب طبقه متوسط شهری، نخبگان جامعه و احزاب سیاسی سنتی از وی متنفر بودند. با این حال رهبری مقتدرانه وی توانست با وجود مخالفت های جدی در داخل و خارج ونزوئلا، ثبات سیاسی در این کشور را حفظ کند.
در آوریل ۲۰۱۳ و هنگامی که مادورو یک ماه پس از مرگ چاوز به عنوان رئیس جمهور ونزوئلا انتخاب شد، این کشور در حالی دو قطبی سیاسی دوران چاوز را به ارث برد که از رهبری وی به عنوان عاملی ثبات ساز بی بهره بود.
خوان گوایدو که به اشتباه از وی به عنوان چهره ای جدید نام برده می شود، اولین بار در سال ۲۰۰۷ و در میان گروهی از دانشجویان ظاهر شد که رهبری اعتراضات به سوسیالیسم چاوز را با وجود پیروزی چشم گیر وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۶، برعهده داشتند. گوایدو، به گروهی از مخالفان تعلق دارد که هرگز دست از به چالش کشیدن مشروعیت مردمی چاوز حتی در اوج محبوبیش اش دست برنداشتند و طبیعتا حملات خود را به جانشین وی دو چندان کردند.
به چالش کشیدن مشروعیت مادورو، بلافاصله پس از انتخاب وی آغاز شد. انریکه کاپریلس، رقیب انتخاباتی وی، بدون ارائه هیچ مدرک مستدلی، مدعی تقلب در انتخابات سال ۲۰۱۳ شد. کاپریلس از طرفداران خود خواست خشم خود را در خیابان ها به نمایش بگذارند، اقدامی که موجب کشته شدن تعدادی از چاویست ها شد. در ژانویه ۲۰۱۴، حزب اراده ملت، حزب متعلق به گوایدو، شورشی سراسری را با هدف برکناری مادورو آغاز کرد. این درحالی بود که تنها ۹ ماه از آغاز ریاست جمهوری مادورو گذشته بود و این کشور هنوز با مشکلات اقتصادی و اجتماعی دست و پنجه نرم نمی کرد. در حقیقت، در اوایل سال ۲۰۱۴، بهای نفت بالا بود و ونزوئلائی ها هنوز بیشترین درآمد را بر پایه سرانه تولید ناخالص داخلی داشتند.
با این همه وقتی مشکلات اقتصادی ونزوئلا پدیدار شدند، سیاست های غیرموثر مادورو، اوضاع را بدتر کرد. در سال ۲۰۱۳، راهبرد دولت برای استفاده از درآمد نفتی به منظور تقویت سرمایه گذاری عمومی و توزیع مجدد درآمد، با چالش های جدی روبرو شد. ونزوئلا نتوانست تولید نفت خود را با هدف تامین هزینه های گسترش حقوق اجتماعی، افزایش دهد. اقتصاد این کشور نیازمند اصلاحات فوری بود، مساله ای که مادورو از آن غفلت کرد.
و پس از آن در ژوئن سال ۲۰۱۴، سقوط بهای نفت، این کشور را در وضعی دشوار قرار داد. استانداردهای زندگی در ونزوئلا پایین امد و جنبش چاویسم با وجود این که همچنان نیروی سیاسی بزرگ و سازمان یافته بود، تسلط خود را از دست داد. مادورو در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۵ با شکستی تحقیر آمیز روبرو شد و ائتلاف مخالفان توانست ۲ سوم کرسی های مجمع ملی این کشور را به دست اورد.
در چنین شرایطی تقابل سیاسی در ونزوئلا، به تقابلی نهادی تبدیل شد چرا که نهاد قانونگذاری روی برکناری رئیس جمهور متمرکز شد و قوه مجریه و قوه قضاییه حامی دولت، تلاش کردند قدرت مجمع ملی را از بین ببرند. در کنار کاهش بیسابقه استانداردهای زندگی در ونزوئلا، نه تنها تلاش برای گفتگوی سیاسی راه به جایی نبرد، بلکه در مواردی این کشور صحنه خشونت های مرگبار شد. برخورد مستبدانه دولت با مخالفانی که به طور روزافزونی از ارزشها دموکراتیک فاصله می گرفتند، به بی اعتمادی و ناخوشنودی میان دو طرف دامن زد. نبود توافق سیاسی، انتخابات ریاست جمهوری می ۲۰۱۸ را به انتخاباتی کاملا قانونی اما از منظر سیاسی بی اثر تبدیل کرد چرا که مخالفان از حضور در این انتخابات سرباز زدند.
در این میان، گردش به راست در کشورهای اصلی آمریکای لاتین و انتخابات دونالد ترامپ در امریکا نیز نقش اساسی در تعمیق دو قطبی سیاسی در ونزوئلا بازی کرد. آمریکا و متحدانش با جنبش چاویسم نه به عنوان یک سازمان سیاسی بلکه به عنوان یک سازمان جنایی برخورد کردند و دولت ونزوئلا را نه به چشم یک رقیب بلکه به عنوان دشمن دیدند.
تحریم ها ضد ونزوئلا اعمال و در اوت ۲۰۱۷ این کشور از دسترسی به بازار مالی جهانی محروم شد و این مساله بحران در صنعت نفت ونزوئلا را تشدید کرد. با این حال این رویکرد تقابلی نتوانست به اهداف خود دست یابد چرا که ادعای مادورو را مبنی بر این که که وی هدف هجمه امپریالیسم قرار گرفته  است، تایید کرد و به جای این که موجب به چالش کشیده شدن وی در میان چاویست ها و به ویژه در میان ارتش شود، موقعیت وی را تقویت کرد.
اقدام اخیر گوایدو که خود را رئیس جمهوری موقت ونزوئلا خوانده است می تواند عواقب فاجعه باری برای این کشور داشته باشد. جامعه جهانی اگر نمی خواند شاهد شعله ور شدن اتش جنگ در قاره آمریکا باشد، باید فورا شرایط گفتگوی ملی با هدف دستیابی به توافق سیاسی در ونزوئلا را فراهم کند. این بدان معنا است که هم به رسمیت شناختن وضع موجود و هم تایید ادعای گوادیو از منظر ارزش های دموکراتیک قابل قبول نیست و صلح و ثبات در این کشور را تضمین نمی کند.
این عقیده که مادورو با استفاده از زور و فساد توانسته است ظرف ۶ سال گذشته بر ونزوئلا حکومت کند، کاملا نادرست است. چرا که این مساله را نادیده می گیرد که، ورای رئیس جمهور، جنش اجتماعی چاویسم از حمایت میلیون ها نفر به ویژه فقرا برخوردار است و قویا با ارتش ونزوئلا گره خورده است.
برگزاری انتخابات سراسری برای حل اختلاف کنونی باید تنها از دل توافق میان گروه های داخلی این کشور بیرون بیاید، توافقی که جامعه جهانی می تواند شرایط دستیابی به ان را تسهیل کند. باید به طور جدی از راهکار مکزیک و اروگوئه برای میزبانی کنفرانس بین المللی در هفته جاری در کنار تصمیم اتحادیه اروپا برای رهبری گروه تماس کشورهای اروپایی و آمریکای لاتین، حمایت شود. مردم ونزوئلا از حق همزیستی مسالمت امیز برخوردارند و باید به آنها اجازه داد مشکلات خود را به روشی دموکراتیک، مسالمت امیز و در چارچوب حاکمیت ملی این کشور حل کنند.

(Visited 27 times, 1 visits today)

پاسخی بگذارید