آمریکا به صورت ما عربها سیلی می زند و ما همچنان در صدد جلب رضایت آن هستیم.

اسامه الفرا

­رأی الیوم (انگلستان)

اظهارات اخیر خانم نوال السعداوی نویسنده عرب در نمایشگاه کتاب سوئد طوفان به پا کرد. وی گفت هیلاری کلینتون را در میدان التحریر قاهره دیده بود که میان جوانان مصری دلار توزیع می کرد تا به اخوان المسلمین رأی دهند. کلینتون اواسط مارس ۲۰۱۱ از تجمع جوانان مصری پس از برکناری حسنی مبارک رئیس جمهوری اسبق این کشور در میدان التحریر دیدن کرده بود. اثبات مداخله آمریکا در امور کشورهای عربی کار سختی نیست. زیرا کلینتون در آن زمان صراحتاً گفته بود دولت آمریکا نمی خواهد حسنی مبارک در حکومت مصر باقی بماند.

نیاز نبود خانم السعداوی، هیلاری کلینتون را به مثابه یک کارمند دون پایه یک انجمن خیریه به تصویر بکشد که حین برگزاری انتخابات برای جلب نظر رأی دهندگان به آنها کمک مالی و خواربار می دهد… این اظهارات السعداوی موجب باز شدن پنجره [نظریه] توطئه می شود. ما بجای آنکه به تحلیل علمی و منطقی بپردازیم همواره علاقمندیم که شکست و ناتوانی خود را از منظر [تئوری توطئه تفسیر کنیم]… آیا حقیقتاً آمریکا علیه عربها توطئه گری می کند و برای فرسایش توانمندی های آنها نقشه می کشد؟ آمریکا هیچ گاه دوست عربها یا ملت های عربی و رژیم های حاکم بر این کشورها نبوده است. حتی کمک های آمریکا به برخی کشورهای عربی با هدف وابسته نگه داشتن آنها به خود بوده است… آمریکا همواره دشمن واقعی امت عربی بوده است و چهره واقعی آن نیز همواره آشکار بوده است و تلاش نکرده است چهره واقعی و زشت خود را از کسانی که توهّم دوستی آمریکا را در سر می پرورانند پنهان سازد.

اما ما همچنان تلاش می کنیم چهره ای محترم از آمریکا ببینیم. کسانی که تلاش می کنند آمریکا و در پشت آن اسرائیل را که دشمن و توطئه گر علیه امتی عربی هستند مبرا کند در واقع به مانند کسی هستند که تلاش می کند قاتلی را از جرمش تبرئه کند… آمریکا علیه ما توطئه گری نمی کند بلکه دشمن ماست و شبانه روز در حال دشمنی با ماست. ما را با سلاح خود به قتل می رساند و ما در سرزمین خودمان  برایش پایگاه می سازیم. با وتوهای خود به صورت ما سیلی می زند و برایش لبخند می زنیم. دارائی های ما را نابود می کند و ما برای او له له می زنیم و می خواهیم از دست ما عصبانی نشود… قدس را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت می شناسد و ما جرأت نداریم از دستش عصبانی شویم. آیا همه اینها برای این که بپرسیم «چرا» کافی نیست؟

پاسخی بگذارید