از بارسلون تا واترلو … انرژی های هدر رفته ای که می توانست در خدمت تقویت وحدت اتحادیه اروپا قرار گیرد ولی نگرفت

لوفیگارو (فرانسه)

یک سال پیش اروپا شاهد بادهای لرزه بر انگیزی بود که از جنوب می وزیدند. یک باور اعتقادی به نام ” دولت ملت” در اثر این مطالبات به خطر افتاده بود و دست نخوردنی بودن مرزها با تهدید مواجه شده بودند.

استقلال طلبان منطقه ” کاتالان” خواهان برگزاری همه پرسی بودند که قانونی نبود و همه کشورهای اتحادیه اروپایی نیز آنرا محکوم می کردند. وضعیت میدانی در محل ( کاتالان ) به وضعیتی غیر قابل تحمل تبدیل شده بود و بارسلون فشار فراوانی را از سوی نوعی از دیکتاتوری که به شکل اندیشه های ” ژنرال فرانکو” رمزگذاری شده بود، تحمل می کرد.

دوازده ماه بعد از این موضوع، این پرونده همچنان بی نتیجه مانده است. استقلال اعلام شده منطقه کاتالان از سوی اتحادیه اروپای رد شده است و مادرید نیز آنرا نپذیرفته است و با خلع پارلمان این منطقه ، رئیس آن یعنی”پوییج دمون”را هم خلع کرده و برخی از دیگر رهبران این جنبش را نیز پشت میله های زندان فرستاده است.

برخی دیگر از رهبران این جنبش از جمله رئیس آن به بلژیک پناهنده شده اند و همه این داستان نشان می دهد که چقدر اوضاع وخیم است و از سوی دیگر تا چه اندازه رهبران جنبش استقلال طلبان کاتالانی، برای وقایع جاری آمادگی نداشته اند.

امروزه”کارل پوییج دومون” به منطقه واترلو پناهنده شده است و از این شهر حاشیه ای بروکسل، از جایی به اسم”خانه جمهوری” مبارزاتش را دنبال می کند در حالیکه آرمان استقلال طلبی کاتالان حتی یک قدم هم پیش نرفته است. به نظر می رسد که این جنبش الان قطب نمای خود را از دست داده و سرگردان به دور خود می چرخد.

در درون این جنبش آنهایی که عمل گرا تر هستند می خواهند مبارزات شان را در طول زمان تعریف کنند و پذیرفته اند که این”ماجرا” آنطور که باید”پخته” نبوده است.  تندروتر های این جریان و از جمله اطرافیان”پوییج دومون” خواهان یک مبارزه دائمی هستند. سرجایشان ایستاده اند و به هر طرف که می خواهند مسلسل وار شلیک می کنند.

در این میان، مادرید هم نظاره گر است و از خوشحالی دست هایش را به هم می مالد. نبود یک استراتژی کاری از سوی استقلال طلبان باعث شده است که مادرید از آن برای خواباندن تنش ها استفاده کند. دولت مرکزی با نظارت بر حفظ وحدت ملی اسپانیا، روی از بین رفتن مطالبات این جنبش در طول زمان سرمایه گذاری کرده است.

در حال حاضر نتیجه این اوضاع این شده است که به سوی تخریب چهره ای برای اسپانیا و کاتالانی پیش می رویم. می بینیم که چقدر انرژی برای هیچ از بین رفته است. انرژی هایی که اروپا می توانست آنرا صرف مقابله با تروریسم اسلام گرا، مهاجرین غیر قانونی و یا فشارهای یک جانبه گرایی آمریکا شود که چالش های اصلی هستند که اروپا باید به مقابله با آنها برود. در حالی که اروپا می توانست از این نوع ” پراکندگی ها و تفرقه ها” اجتناب کند.

پاسخی بگذارید