برای ترکیه، از دست دادن ادلب ضربه بزرگی خواهد بود

آلفرد هاکنزبرگر

دی ولت (آلمان)

هواپیماهای جنگنده روسی از روز شنبه حملات هوائی خود را بر آخرین مواضع شورشیان در ادلب تشدید کرده اند. هلیکوپترهای ارتش سوریه محموله بمب های بشکه ای خود را بر سر این شهر می ریزند. در همان زمان، سربازان ارتش از توپخانه سنگین استفاده می کنند. هدف اصلی حملات، جنوب منطقه شورشیان است. هنوز نشانه ای از حمله زمینی مشاهده نمی شود. اما به گزارش رسانه های نزدیک به رژیم امکان دارد در چند روز آینده چنین حملاتی از چند محور انجام شوند. از دید آنها، “حمله بزرگ به ادلب” آغاز شده است.
اگر این حمله به واقع انجام شود، برای ترکیه یک ضربه جدی به لحاظ سیاست خارجی خواهد بود. آنکارا قدرت محافظتی شورشیان، چه اسلامگرایان رادیکال و چه میانه رو محسوب می شود. آنکارا از این شورشیان به عنوان مزدورانی برای انجام دو حمله علیه کردها در شمال سوریه استفاده کرده است. تا به امروز نیز شورشیان سوریه در آنجا به عنوان یک قدرت نظارتی ترکیه عمل می کنند.
آنکارا سپس در سال ٢٠١٧ آنها را به “ارتش ملی سوریه” تبدیل نمود. در ادلب اکنون این ارتش کمکی ترکیه نه فقط در معرض شکست قرار داشته، بلکه خطر نابودی آن را تهدید می کند. زیرا روسیه و رژیم سوریه به مقابله با تمام قوا با کسانی که “تروریست” می خوانند، مشهور هستند.
تحولات اخیر در ادلب تعجب آور نیستند. تصویری منتشر شده از نشست بین روسیه، ایران و ترکیه در پایان هفته گذشته در تهران، کاملا گویاست. در این اجلاس رئیس جمهور ترکیه با ولادیمیر پوتین و حسن روحانی، همتایان روسی و ایرانی خود مذاکره کرد.
اردوغان در تهران خواستار آتش بس در ادلب شد. اردوغان تقاضای خود را این گونه توجیه کرد: “حمله به ادلب، به بحران، قتل عام و فجایع انسانی منجر خواهد شد.” اما در واقع، او در پی خریدن زمان به منظور مذاکره با شورشیان بود. او می خواهد آنها را در “ارتش ملی” که توسط آنکارا تاسیس شده، ادغام کند. در آن صورت، آنها می توانستند از ادلب به مناطق شمال سوریه که در اشغال ترکیه است، منتقل شوند. اما روسیه قاطعانه این پیشنهاد را رد کرد.
تاکنون هیچ پاسخی از سوی ارتش ترکیه در ادلب به این حملات وجود نداشته است. ترکیه در مجموع ١٢ ایستگاه نظارتی در سرزمین های شورشیان و در امتداد خط مقدم با ارتش سوریه بنا کرده است. این ایستگاه ها در جریان سال جاری به پایگاه های نظامی ارتقا یافتند. با این حال، به نظر می رسد اردوغان از مقابله با ارتش سوریه و به ویژه روسیه اجتناب می کند.
در نهایت، اردوغان فضای بسیار اندکی برای مانور داشته و همچنین نیروی نظامی کافی برای متوقف کردن این حمله ندارد، مگر اینکه خطر تشدید تنش ها و عواقب غیر قابل پیش بینی چنین وضعیتی را بپذیرد. آنکارا تنها می تواند امیدوار باشد بر گروه های شورشی در ادلب تأثیر بگذارد.
برای ساکنین ادلب، مذاکرات بین روسیه، ترکیه و ایران تا کنون بی نتیجه و مایه ناامیدی بوده است. هزاران نفر از آنها در اواخر هفته گذشته به منظور درخواست از ترکیه برای مداخله به خیابان ها آمده بودند. مردم این شهر می ترسند که مخالف رژیم خوانده شده و در زندان های رژیم برای همیشه ناپدید شوند.
به همین علت استفان دی میستورا، فرستاده ویژه سازمان ملل متحد برای سوریه خواستار ایجاد کانال های فرار برای ساکنین ادلب شده است. دی میستورا به شورای امنیت سازمان ملل گفت این افراد باید بتوانند “مسیر امن و مقصد خود را انتخاب کنند.” در همان زمان، فرستاده ویژه خواستار تعیین مهلت نهایی برای همه جنگجویان، به ویژه اسلامگرایان رادیکال گردید. آنها باید بپذیرند تا پایان این مهلت از همه محله های شهر خارج شوند و تضمین یابند تا آن زمان مورد حمله قرار نگیرند.
چنین چیزی عملی و کاربردی نیست. زیرا برای مثال جبهه النصره نخواهد پذیرفت موقعیت های دفاعی خود را که سال ها برای آنها زحمت کشیده است، از دست بدهد. همچنین این اسلامگرایان رادیکال در ادلب چندان محبوب نیستند.
برای ترکیه، متقاعد ساختن شورشیان به خروج صلح آمیز از ادلب بسیار دشوار خواهد بود. به خصوص که حتی مزدوران عادی نیز می خواهند تا پایان مبارزه کنند. به نظر می رسد مانند حلب، غوطه و درعا، در ادلب نیز هیچ کس و هیچ چیزی مانع روسیه و رژیم سوریه نخواهد شد. اگرچه دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا اطمینان داده که او به دقت بر اتفاقات ادلب نظارت خواهد کرد، اما برای انجام هر گونه ضد حمله، ترامپ باید ابتدا از طریق پنتاگون اقدامات خود را با روسیه هماهنگ کند.
مترجم: عطیه خرّم

 

پاسخی بگذارید