ایران از برگ کرۀ شمالی بهره می جوید: این گونه می خواهد ترامپ را به زانو در آورد

لورنتزو ویتا

ایل جورناله (ایتالیا)

ری یونگ هو، وزیر خارجۀ کرۀ شمالی به زودی و بلافاصله پس از سفر به سنگاپور به منظور شرکت در نشست آسه آن عازم تهران خواهد شد. خبرگزاری رسمی کرۀ شمالی نیز به اعلام این خبر پرداخته بود. سفری که در این برهه از روابط میان آمریکا، کرۀ شمالی و ایران مفهومی بسیار عمیق به خود می گیرد. به عقیدۀ دولت ترامپ این دو پرونده در یک سطح قرار دارند و اغلب هر یک برای ارسال پیام هایی به دیگری مورد استفاده قرار گرفته است. لیکن چنانچه به نظر می رسد میز مذاکره برای کرۀ شمالی آغاز شده باشد، میز تهران به نظر الزام آورتر می آید.
ایران، کرۀ شمالی نیست و بر خلاف کیم یونگ اون، سیاست ایران دشمنان بسیاری در سراسر منطقه به ویژه اسرائیل و عربستان سعودی دارد. بنابراین چنانچه همگان خواستار صلح با کره بودند در مورد ایران این امر به نظر مبهم تر می آید. اهمیت سیاسی، اقتصادی و نظامی تهران قابل مقایسه با پیونگ یانگ نیست و به ویژه برنامۀ هسته ای ایران بسیار با برنامۀ کره تفاوت دارد زیرا دومی به توان هسته ای دست یافته بود در حالی که اولی به توافقاتی در این خصوص دست یافته بود.
این همترازی مداوم دو پرونده اغلب ترامپ را به بازی در دو میز متفاوت لیکن اساساً واحد وادار نمود. از کرۀ شمالی و تهدیدات و گشایش ها در قبال کیم برای ارسال پیام هایی یکسان و مخالف آقای روحانی و آیت الله خامنه ای بهره جست و زمانی که می خواست رهبر کرۀ شمالی را به زانو درآورد از تهدید علیه ایران و نظام سیاسی اش استفاده کرد. این یک بازی آشکار است که البته اکنون ممکن است به ضرر خودِ رئیس جمهور آمریکا باشد.
زیرا چنانچه کاخ سفید این رویکرد واحد را برگزیده، اکنون این دو کشور دشمن واشنگتن هستند که متوجه شده اند که می توانند در یک سطح بازی کنند و این بار ممکن است ایران و کرۀ شمالی با هم متحد شوند تا پیام های کاملاً آشکاری را برای واشنگتن ارسال کنند.
سیاست ترامپ می تواند منجر به دو گزینه شود: یا ایران را به ترک برنامۀ هسته ای وادار نماید یا زمانی که این کشور تضمین های لازم اروپا را دریافت نکند ممکن است اهداف اتمی خود را دنبال کند. مسأله این است که رفتار ترامپ پس از نشست سنگاپور باعث شد که کرۀ شمالی بتواند به یک مخاطب قابل اعتماد در برابر جامعۀ بین الملل تبدیل گردد دقیقاً بدون توجه به دستیابی به توافق تا زمانی که به امکان برخورداری از یک زرادخانۀ هسته ای دست یافته باشد و این می تواند معمایی باشد که در میان سران محافظه کارتر و نظامی گرتر تهران به طور جدی در نظر گرفته شده باشد: چرا ما همین کار را انجام ندهیم؟
دیگر برای ایران گزینۀ کره نباید به عنوان آخرین راه چاره در نظر گرفته شود. هم اکنون به نقطۀ نزدیک به قطع رابطه رسیده ایم. تحریم ها اقتصاد ایران را هدف قرار داده اند، تهدیدات ادامه دارند و دشمنان تمامی نمایندگان ایران در خاورمیانه را هدف قرار داده و در راهبرد سیاسی آیت الله ها خدشه وارد می سازند. در میان جناح های تندروی جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به یک الگوی کرۀ شمالی می اندیشند. یعنی تولید بمب اتمی، برخورداری از توان هسته ای و نشستن بر سر میز نه به عنوان قدرت متساهل بلکه به عنوان قدرت هسته ای.
در ضمن پایبندی به توافقات سال ٢٠١٥ در برابر جامعۀ بین الملل دستاوردهای چندانی به همراه نداشته است. آمریکا که از آن خارج شد و دولت آقای روحانی احساس می کند که مورد خیانت قرار گرفته است.
البته ممکن است در آن پیام دیگری باشد. به عبارتی یک بلوف. کرۀ شمالی و ایران ممکن است نشان دهند با هم متحد هستند دقیقاً برای اینکه به آمریکا بفهمانند که زمان در نظر گرفتن مجدد سیاست های تندرویانه تر فرا رسیده است. ایران تاکنون ثابت کرده است که می تواند مانند سه سال پیش هنگام امضای برجام، مصالحه کند لیکن اکنون ممکن است به یک کرۀ شمالی در خاورمیانه تبدیل شود.

مترجم: مریم شرکاء

 

پاسخی بگذارید