­سلمان و بن سلمان در خصوص فلسطین دو رویکرد متناقض دارند

خالد الجیوسی

رأی الیوم (انگلستان)

محافل سیاسی تصاویر کاملاً متفاوتی از عربستان سعودی ارائه می دهند. تصویر نخست از رسانه ها منتشر می شود که براساس آن اسرائیل از رگ گردن به برخی مقامات سعودی نزدیکتر شده است. نظیر انور عشقی و کسانی که طریقت او را می پیمایند. البته در این میان عده ای نیز از منافع ملت فلسطین سخن می گویند. آنها معتقدند نزدیک شدن رهبر جهان اهل سنت به رژیم اشغالگر موجب شده است بتواند حقوق از دست رفته فلسطینی ها را بازیابد. طرفداری آنها از این رویکرد به حدی رسیده است که از محمد بن سلمان شاهزاده جوان سعودی بخواهند به اسرائیل سفر کند و به شیوه انور سادات رئیس جمهوری اسبق مصر در کنست اسرائیل سخنرانی کند…اما به نظر می رسد بن سلمان دستکم تاکنون این درخواست ها را جدّی نگرفته یا مطلبی در رد آن نگفته است.
طرفداران سازش شیوه های متنوعی برای رسیدن به اسرائیل مطرح می کنند. تریبون های تبلیغاتی از هر موضوعی برای تاکید بر ضرورت نیاز به سازش استفاده می کنند. آنها برای تاکید بر این موضوع به اظهارات بن سلمان مبنی بر لزوم برخورداری اسرائیلی ها از حق زندگی در صلح در سرزمین شان استناد می کنند.اظهارات مبهم بن سلمان در یک مصابحه تلویزیونی که برخی نتوانستند محتوای آن را درک کنند. البته ممکن است عده ای آن را به معنای همگرائی وی با اسرائیل تفسیر کرده باشند. ممکن است این موضوع در چارچوب تلاش بن سلمان برای تحقق صلح برای فلسطینی ها و توجه وی به آنها بوده باشد…
طرفداران سازش با اسرائیل می گویند اوضاع بر وفق مراد است و همه آماده ورود به مرحله بعدی هستند و فقط اعلام ساعت صفر باقی مانده است تا عربستان سعودی روابط علنی و رسمی خود را با اسرائیل آغاز کند و با رها کردن اسلام وهابی تندرو با اهل کتاب اعم از یهودی و مسیحی (آمریکا و اسرائیل) سازش کند. از این پس دیگر آنها کافر نیستند…این شمارش معکوس آغاز شده بود تا اینکه ناگهان متحمل ضربه سختی شد. نخستین ضربه را اهالی غزه با به آتش کشیدن عکس بن سلمان در برابر دوربین های تلویزیونی وارد کردند…این نخستین بار نبود که عکس بن سلمان به آتش کشیده می شد. پیش از آنها نیز مردم یمن در اعلام همبستگی با مردم فلسطین و در اعتراض به تجاوزگری های تحت رهبری بن سلمان به خاک کشورشان عکس او را به آتش کشیده بودند. پس از آن نیز در دیگر پایتخت های عربی شاهد این رویداد بودیم. در برخی موارد نیز عکس بن سلمان در کنار پدرش و در کنار دونالد ترامپ به آتش کشیده شد…شهرت و جایگاه عربستان سعودی در میان عربها به تدریج در حال از بین رفتن است.
گروه دوم معتقدند شاه سعودی نماد پرده دوم از این نمایش است. برخی رسانه ها می گویند او زمام امور پرونده فلسطین را به دست دارد و اوست که نقش تعیین کننده دارد و همان چیزی را می پذیرد که فلسطینی ها بپذیرند و آنچه را که آنها رد کنند رد می کند. در این نگرش، اسرائیل همچنان به عنوان دشمن شناخته می شود و خودداری یک دانشجوی سعودی از حضور در کنار پرچم اسرائیل در المپیاد شیمی و دور کردن پرچم سعودی از پرچم اسرائیل و اقدام اعضای تیم بدمینتون عربستان سعودی در رقابت های اوکراین در خودداری از دست دادن با اعضای تیم اسرائیل در تائید این گرایش است…
کارشناسان امور عربستان سعودی تئوری های متعددی را در خصوص رویکرد این کشور درخصوص اسرائیل و بیداری ناگهانی آن مطرح می کنند. یکی از تئوری های مطرح، وجود پرونده های بدنام است. تئوری دیگر احتیاط سعودی ها به علت تجربیات قبلی رژیم های عربی درخصوص فلسطین است. به طور مثال حسنی مبارک رئیس جمهوری مصر گفته بود من نتوانستم یاسر عرفات را درخصوص قدس به عنوان پایتخت فلسطین مجبور به عقب نشینی کنم. زیرا فلسطینی های خشمگین در روز روشن به خیابان خواهند ریخت و خواهند گفت مصر فلسطین را فروخت!
در هر صورت با شنیدن اظهارات هریک از طرفداران این دو رویکرد نمی توان گفت که این کشور در کدام یک از آنها جدّی تر است. شاید در واقع میان بن سلمان و پدرش در خصوص فلسطین اختلاف وجود داشته باشد و شاید آنها با یکدیگر هماهنگ هستند تا اوضاع را مدیریت کنند. در هر صورت طی روزهای اینده مشخص خواهد شد که کفه ترازو به نفع کدامیک از این دو رویکرد سنگین تر است….

پاسخی بگذارید