تاریخ: ۱۵:۰۹ :: ۱۳۹۷/۰۴/۱۷
جنگ نفت در آستانه انفجار

مصطفی السعید

با توجه به قریب الوقوع بودن وقوع انفجاری بزرگ در منطقه  خلیج فارس و تهدید جهان با بحران اقتصادی خطرناک و جنگ نظامی بر اثر تشدید تنش بین آمریکا و ایران بعد از اعلام ترامپ مبنی بر ممانعت و به صفر رساندن صادرات نفت ایران و واکنش سریع رئیس جمهور ایران مبنی بر ممانعت از صدور نفت کل منطقه با اشاره ضمنی به بستن تنگه هرمز و اتخاذ موضع صریح تر و شفاف تر در این خصوص از سوی فرمانده سپاه پاسداران مبنی بر اینکه تنگه هرمز یا برای همه است یا هیچ کس و بقیه فرماندهان سپاه پاسداران و در راس آنها ژنرال قاسم سلیمانی با تاکید بر آمادگی نیروهای سپاه پاسداران برای اجرای دستورات رهبری سیاسی برای ممانعت از صدور نفت منطقه در صورت اقدام آمریکا در جلوگیری از صادرات نفت ایران بر طبل جنگ کوبیدند و در مقابل شاهد اعلام آمادگی ناوگان دریایی آمریکا برای تامین امنیت دریانوردی در خلیج فارس و تنگه هرمز بودیم.

رویکرد خشمگینانه چین و تماس ها بین رئیس جمهور ایران و صدراعظم آلمان و رئیس جمهور فرانسه برای مهار بحران نیز بسیار حائز اهمیت است. ابعاد قدرت نظامی ایران در خلیج فارس شامل قایق های تندرو و موشک های زمین به دریای ایران قادر به  خسارت زیاد به ناوگان آمریکا و سابقه اختلال در دریانوردی در خلیج فارس در دوره جنگ عراق و ایران، زمانی که قدرت نظامی موشکی و دریایی ایران به درجه ای نرسیده بود که همسایگانش را تهدید کند یا برد موشک هایش به اروپا نرسیده بود.

در صورت بروز جنگ بین آمریکا و ایران ترکش های آن به همه سو  پرتاب خواهد شد و آتش بزرگی منطقه را خواهد بلعید و دولت آمریکا ترجیح می دهد که شرایط به این حد نرسد و واشنگتن درصدد اجتناب از وسائل نظامی در برخورد با ایران و بسنده کردن بر وسائل دیپلماتیک و اقتصادی با درخواست از کشورهای وارد کننده نفت ایران برای توقف واردات خود در مقابل تضمین افزایش تولید توسط کشورهای خلیج فارس است.

اما به نظر نمی رسد کشورهایی مثل چین پیشنهاد آمریکا را بپذیرند، زیرا سرنوشت خود را در دست ترامپی قرار می دهند که درصدد سیطره بر تولید و صادرات نفت است. به خصوص که ترامپ جنگ تجاری گسترده ای را اعلات کرده و بر واردات کالاهای چین و اروپا و کانادا و مکزیک به آمریکا محدودیت هایی را وضع کرده است که منجر به بی اعتمادی بیشتر بین آمریکا و بسیاری از متحدانش قبل از دشمنانش شده است.

به همین دلیل این کشورها به آمریکا اجازه توقف صادرات نفت ایران را نمی دهند و این امر نه از روی دوستی با ایران، بلکه برای ابراز مخالفت خود با سیاست بحران افروزی ترامپ مستمر از روز نخست به قدرت رسیدنش می باشد. بنابراین کشورهای اروپایی در حال بررسی دادن تضمین های اقتصادی به ایران  در مقابل تداوم التزام این کشور به توافق اتمی هستند که آمریکا از آن خارج شده و در صدر این تضمین ها استمرار خرید نفت ایران است.

تاثیرگذاری بالای آمریکا بر سطح صادارت نفت ایران دشوار است و در سایه بازدارندگی متقابل و با وجود ائتلاف ایران – روسیه – چین و در تنگنا بودن اروپا از سیاست آمریکا، جنگ و تحریم اقتصاددی نیز هم امکان پذیر نیست.

به احتمال زیاد اعلام ممانعت از صدور نفت ایران توسط رئیس جمهور آمریکا به سرنوشتی شبیه اظهارات وی در مورد حمله به نیروهای سوریه در صورت هدف قرار گرفتن گروه های مسلح در جنوب سوریه منتهی خواهد شد که در نهایت ترامپ از حرف خود در حمایت از گروه های مسلح علیرغم پیش روی ارتش سوریه تا مرز اردن عقب نشینی کرد.

سیاست های ترامپ از انتقال سفارت آمریکا به قدس گرفته تا خروج از توافق اتمی با ایران و اعلام جنگ تجاری و تعامل بد با مهاجران و حتی اعلام جنگ نفتی، جهان را به هم ریخته و دچار مشکل کرده است، اما خسارت و ضرر این سیاست ها در وهله اول به خود ایالات متحده وارد می شود و خسارت این سیاست ها با از دست دادن متحدان و تقویت صفوف و نزدیک شدن بیشتر دشمنان آمریکا و تضعیف نفوذ این کشور به خود ایالات متحده وارد خواهد شد و با ظهور سریع قطب های متعدد  قدرت در عرصه جهانی، شاهد کاهش نفوذ و پایان بخشیدن به دوره یکجانبه گرایی آمریکا بر جهان هستیم.

پاسخی بگذارید