تاریخ: ۹:۴۳ :: ۱۳۹۷/۰۳/۰۹
اگر ایران تسلیم نشود، چه خواهد شد؟

 وزگلیاد (روسیه)


کارشناسان سخنان وزیر امور خارجه امریکا را به عنوان ضرب العجل برای ایران ارزیابی کرده اند.
قبل از آن که دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، رسما، خروج امریکا از توافق هسته ای ایران را اعلام کند، کارشناسان سناریوهای گوناگونی را در رابطه با توسعه رویدادها مطرح می کردند. یکی از بدترین پیش بینی ها مربوط به احتمال آغاز جنگ بزرگ و گسترده با ایران بود. روزنامه نگاران امریکایی جنگ نظامی آینده امریکا در خاور نزدیک را چنین نام گذاری کرده اند: آزادی پارسی.
ترامپ در سخنان خود اشاره کوتاهی به احتمال انجام مذاکرات با تهران در صورت نرمش از سوی این کشور نیز کرد، اما مشخص نشد که شرایط توافق جدید با ایران چگونه خواهد بود. می بایست خاطر نشان کرد که دولت ترامپ با نفوذ تهران در منطقه مشکل دارد و نه، با برنامه جامع اقدامات مشترک سال ٢٠١٥ میلادی. زیرا نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در سوریه، عراق و لبنان حضور دارند. ایران از انقلابیون حوثی یمن و گروه حزب الله حمایت می کند و پایگاه های نظامی خود را در خاک سوریه احداث کرده است.
دونالد ترامپ در دوران تبلیغات پیش از انتخاباتی خود، به خروج از برجام وعده داده بود و اکنون، این وعده خود را عملی کرد. مایک پومپئو، وزیر امور خارجه امریکا، در سخنرانی خود تحت عنوان «بعد از توافق» استراتژی جدید امریکا در قبال ایران و مطالبات امریکا را مطرح کرد که عدم اجرای آن، اعمال تحریم های بسیار دشواری را به همراه خواهد داشت، اما در صورت اجرای آن از سوی تهران، روابط اقتصادی و سیاسی میان دو کشور از سر گرفته خواهد شد. فقط سه مطالبه نخست پومپئو در رابطه با برنامه هسته ای ایران و باقی مطالبات در رابطه با سیاست ایران در منطقه بود.
بسیاری از کارشناسان سخنان وزیر امور خارجه امریکا را به عنوان ضرب العجل برای ایران تعبیر کرده اند. مخالف اصلی برجام اسرائیل است. از سال ٢٠١٢ میلادی، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، مبارزه فعال خود را با طراحی های هسته ای ایران آغاز کرد. او تصریح کرد که تهران طی یک سال و نیم آینده به بمب هسته ای دست خواهد یافت و مذاکرات ایران پیرامون برنامه هسته ای اش فقط برای اتلاف وقت می باشد.

اکنون، معلوم می شود که مساله هسته ای فقط یک بهانه بوده است. از یک سو، با توجه به رویکرد ایران در قبال دولت یهودی، ناخوشنودی تل آویو از تهران کاملا قابل درک است. اما، از سوی دیگر، خود اسرائیل از مدتها پیش، برای آغاز جنگ علیه ایران دست به مفسده جویی می زند و در این زمینه، از سال ٢٠٠٤ میلادی، دولت اسرائیل همواره از واشنگتن آغاز عملیات نظامی علیه تهران را خواسته است.
اوضاع در خاور میانه به طور چشمگیری، پیچیده تر شده است. چهار قدرت منطقه ای – ایران، ترکیه، اسرائیل و عربستان سعودی – درگیر مبارزه برای حکمرانی خود در منطقه هستند. اگرچه، باراک اوباما بارها، تصریح کرد که هدف وی حل و فصل مساله هسته ای است، اما ظاهرا، در پشت توافق با ایران طرح بزرگ تری قرار داشت. اوباما می خواست امریکا را از شر متحدان خود برای آغاز رویارویی با ایران راحت کند. اما، اراده سیاسی وی برای این امر کافی نبود.

در اواسط سال ٢٠١٠ میلادی، روابط وی با نتانیاهو تیره شد. در روز ٣ ماه مارس سال ٢٠١٥ میلادی، نخست وزیر اسرائیل انتقادات تندی از برجام ایراد کرد. در پاسخ، دولت کاخ سفید آشکارا، در انتخابات اسرائیل با هدف راه نیافتن بنیامین نتانیاهو به قدرت مداخله کرد. بنیامین نتانیاهو سر پست خود ماند، اما در عوض، باراک اوباما در ژوئیه سال ٢٠١٥ میلادی در وین توافق هسته ای با ایران را امضا کرد. در این زمینه دو مساله مطرح است: برجام برای امریکا به عنوان توافق بین المللی تمام عیار باقی نماند. برجام به رغم عنوانش، هرگز جامع نبوده است.
رئیس جمهور کنونی امریکا قصد دارد، زمینه ای برای آغاز مناقشات آینده میان نیروهای منطقه ای – ایران و اسرائیل – ایجاد کند. در پشت ضرب الاجل مطرح شده از سوی پومپئو کمترین استراتژی بزرگی وجود ندارد و تنها هدف از آن، ممانعت از ایران و شکست آن است و در رسانه های گروهی امریکا فقط یک مورد تکرار می شود که حکومت ایران در برابر فشار اقتصادی تاب نخواهد آورد و حکومتشان سرنگون خواهد شد. در حال حاضر، نتانیاهو احساس می کند که دستانش بازتر است و علیه پایگاه های ایران در سوریه دست به حمله می زند. اما، اگر ایران در برابر مطالبات امریکا تسلیم نشود، در آنصورت جنگ با نام به اصطلاح «آزادی پارسی» آغاز خواهد شد.

پاسخی بگذارید