تاریخ: ۲۰:۰۹ :: ۱۳۹۶/۱۲/۲۶
از ایران گرفته تا نزاع های مربوط به کرۀ شمالی، این گونه رکس تیلرسون سقوط کرد

فدریکو رامپینی

لارپوبلیکا (ایتالیا)

پس از چندین نزاع و سوءتفاهم میان این دو، سرانجام ترامپ وی را از سمت خود برکنار کرد. وزیر خارجۀ سابق آمریکا از همان روز نخست در دولت آمریکا غریب بود. وی در جلب اعتماد رئیس جمهور و تأثیرگذاری بر سیاست خارجی ناتوان بود
آخرین قطره ایران بود حداقل از نظر دونالد ترامپ. رئیس جمهور این گونه ماجرای اخراج وزیر خارجه را بازگو می کند: «وی برای من دوست داشتنی بود لیکن در خصوص برخی مسائل با هم اتفاق نظر نداشتیم. من تصور می کنم که توافق هسته ای با ایران وحشتناک باشد، ولی از نظر او خوب بود. من قصد دارم آن را لغو کرده یا از نو تنظیم کنم ولی او نظرات متفاوتی داشت». به طور قطع  وجود اختلاف در مورد ایران حائز اهمیت است لیکن در واقع این فقط یکی از چندین مورد درگیری میان رئیس جمهور آمریکا و رئیس «فرضی» دیپلماسی اش است.

تیلرسون هرگز به راستی نقش خود را پیدا نکرد، از همان روز نخست غریب بود. قادر نبود اعتماد رئیس جمهور را جلب کند و دست کم بر سیاست خارجی کشور تأثیرگذار باشد. به همان اندازه قادر نبود زمام وزارت خارجه را به دست گیرد. جایی که فرارها، سلسله استعفاها ادامه می یابد و بسیاری از مناصب مهم ماه هاست که بدون منصب می باشند.
درگیری میان او و ترامپ آنقدر تکرار می شد که تقریباً دیگر خبرساز نبود. آنها  همواره در یک سطح بودند: آنجا که تیلرسون پیشنهاد در پیش گرفتن یک خط مشی میانه روتر، سنت گراتر و در تداوم سختگیری اسلافش (جمهوری خواهان یا حتی دمکرات ها) می داد، ترامپ به شدت و به طور مداوم با مخالفت هایی آن را رد می کرد. به عنوان مثال تیلرسون در خصوص نقش ناتو یا روابط با ولادیمیر پوتین کوشید از همان ابتدا به متحدان تاریخی اطمینان دهد در حالی که ترامپ با حملات و تهدید به عدم دفاع از کشورهایی که به اندازۀ کافی برای بودجه نظامی هزینه صرف نمی کنند، آنها را به وحشت می انداخت. در رابطه با منطقۀ خاورمیانه یا کره تیلرسون سعی کرد چیزهایی از سیاست خارجی اوباما را نجات دهد در حالی که ترامپ با قدرت تمام آن را خراب می کرد. در رابطه با کره ترامپ سرانجام با پذیرش انجام دیدار با کیم به طور تلویحی حق را به وی داد  لیکن کاملاً مراقب بود ابراز نکند که تیلرسون حامی گفتگو بوده است. در ضمن رئیس جمهور در خصوص پذیرش دعوت کرۀ شمالی به شدت اعلام آمادگی کرد بدون آنکه حتی ذره ای با دیپلمات های کارشناس این منطقه به رایزنی بپردازد.
به طرز ضد و نقیضی، اگر چه تیلرسون یک نفتکار است (وی تمام دوران حرفه ای اش به عنوان مدیرعامل شرکت اکسون سپری کرد) حتی در خصوص توافقات پاریس در خصوص مقابله با تغییرات اقلیمی، وزیر خارجه می توانست نقشی کمتر نفی گرایانه و بیشتر صلح طلبانه نسبت به رئیسش داشته باشد. در ضمن حادثۀ شاید سرنوشت ساز به وجود آمد، فرار اخبار که می بایست روابط میان این دو را به شکل جبران ناپذیری درگیر ساخته باشد. هنگام برگزاری اجلاسی در سطح عالی در کاخ سفید همراه با رئیس جمهور و وزیر خارجه، فرماندهان نظامی نیز حضور داشتند. زمانی که ترامپ از آنجا رفت، تیلرسون او را «moron» به معنای ابله خوانده بود. نظرات به اندازۀ کافی مشابهی سپس در کتاب مایکل وولف به نام «آتش و خشم» نیز سربرآورد. تیلرسون مدیر ارشدی بود که به مطالعۀ پرونده ها عادت داشت. به طور قطع اطاعت از رئیس جمهوری که از مطالعۀ حتی یک گزارش دو صفحه ای سازمان اطلاعات امتناع می ورزید، باعث خشم، رنجش و آزردگی وی می شد. لیکن قبل از اینکه او تسلیم شود، ترامپ خود را از شر او خلاص کرد تا فردی بسیار وفادار همچون مایک پمپئو را که در رأس سازمان سیا گذاشته شده بود، تا آن را «عادی» سازد، جایگزین وی کند. وی البته به میزان چندانی در این کار موفق نشد. خدا می داند که آیا قادر خواهد بود با دیپلمات ها، آنهایی که باقی خواهند ماند، چنین کند.

 

پاسخی بگذارید