پس از معامله قرن!

حسن نافعه

الحیات (انگلستان)


آمریکا تاکنون هیچ سند رسمی منتشر نکرده است که توضیح دهنده محتوای «معامله قرن» باشد که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از نخستین لحظه ورود به کاخ سفید با اصرار در حال آماده کردن آن است. ولی دکتر صائب عریقات دبیرکل کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین و رئیس اداره امور مذاکرات در تشکیلات خودگردان فلسطین، در گزارشی سیاسی که اخیرا به شورای مرکزی فلسطین ارائه شد و روزنامه «الحیات» بخش هایی از آن را منتشر کرد، مهم ترین بندهایی را که به فلسطین مربوط می شود فاش کرد که می توان آنها ر این گونه خلاصه کرد:
١-فراهم آوردن این امکان برای اسرائیل که شهرک های یهودی نشین احداث شده در کرانه باختری از جمله شرق قدس را ضمیمه خاک خود کند. در شرایطی که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل اصرار دارد کل مساحت سرزمین های فلسطینی که رسما به اسرائیل ضمیمه می شود از ١٥ درصد کل مساحت کرانه باختری کمتر نباشد؛ گفته می شود دونالد ترامپ همچنان تلاش می کند نتانیاهو را متقاعد کند سرزمین هایی که به اسرائیل ملحق می شود از ١٠ درصد مساحت کرانه باختری بیشتر نباشد! به این ترتیب کشور فلسطینی که قرار است تشکیل شود در چارچوب مرزهای پیش از جنگ سال ١٩٦٧ یا طبق برداشت کشورهای عربی از متن و روح قطعنامه ٢٤٢ شورای امنیت نیست که بعد از این جنگ منتشر شد.
٢-خارج کردن موضوع حاکمیت بر شهر قدس از چارچوب مذاکرات درباره مرزهای کشور آینده فلسطینی که عملا به معنای مجبور کردن فلسطینی ها به یافتن پایتخت دیگری برای کشوری است که احتمال دارد تشکیل شود، به این شرط که این پایتخت خارج از چارچوب مرزهای کنونی شهر قدس باشد. آمریکا و اسرائیل توافق کرده اند که قدس را پایتخت ابدی و یکپارچه کشور یهودی بدانند. به نظر می رسد آمریکا و  اسرائیل منطقه ابودیس در حومه شهر قدس را به عنوان پایتخت جایگزین برای فلسطین در نظر گرفته اند.
٣-اعلام تشکیل کشور بدون ارتش فلسطین در مرزهای موقت در مرحله نخست که مرزهای نهایی آن به تدریج طبق جدول زمانی تعیین خواهد شد که مدت زمان آن به عملکرد تشکیلات خودگردان فلسطین بستگی دارد. این کشور از اختیارات لازم برای تشکیل نیروی کافی پلیس به منظور محافظت از امنیت داخلی خود برخوردار خواهد بود و حق خواهد داشت از بخش هایی از بنادر اشدود و حیفا و فرودگاه بن گورین برای تامین نیازهای شهروندانش استفاده کند و در مدیریت گذرگاه های بین المللی که این کشور را به سایر کشورهای جهان ارتباط می دهد سهیم باشد. اما تامین امنیت این کشور در برابر خطر خارجی برعهده اسرائیل با همکاری آمریکا و مصر و اردن و هر کشور یا کشورهایی خواهد بود که درباره آنها توافق شود. البته در این خصوص ضوابطی وجود خواهد داشت که شامل به رسمیت شناختن حق اسرائیل برای حفظ یگان های نظامی در امتداد رود اردن و در منطقه کوه های میانی و سیطره انفرادی بر گذرگاهی امن که برای ارتباط بین کرانه باختری و نوار غزه تشکیل می شود و سیطره بر قلمرو دریایی و حریم هوایی و امواج الکترو مغناطیسی در مناطق فلسطینی (با در نظرگرفتن نیازهای کشور فلسطین بدون هیچ اجحافی) می شود.
٤-حل مسئله آوارگان بر این اساس که اصولا به آنها اجازه داده شود به داخل مرزهای کشور فلسطین که قرار است تشکیل شود بازگردند نه این که بر اساس قطعنامه ١٩٤ مجمع عمومی سازمان ملل متحد مصوب سال ١٩٤٩ به سرزمین اصلی خود بازگردند یا به آنها غرامت پرداخت شود. البته ورود آوارگان به کشور جدید فلسطین با توجه به توانایی و امکانات پروژه های توسعه ای صورت خواهد گرفت که به تدریج پس از اعلام تشکیل کشور فلسطین اجرا خواهد شد.
این پیشنهادها آن گونه که صائب عریقات در گزارش خود توصیف کرده است «معامله ای حذفی و دیکته شده است که اوضاع را آن گونه که اکنون هست حفظ می کند و عملا موجب تشکیل یک کشور با دو نظام می‌شود که در آن آپارتاید و شهرک سازی با معیارهای آمریکا و ازطریق خودمختاری ابدی، جنبه قانونی پیدا می‌کند». به همین علت است که تشکیلات خودگردان فلسطین- طبق گزارش عریقات- تصمیم گرفته است معامله پیشنهادی را به طور کامل و نهایی و قاطع رد کند و دولت ترامپ نیز در واکنش‏، فشار شدیدی بر تشکیلات خودگردان  وارد می کند که شامل بستن دفاتر سازمان آزادیبخش فلسطین در واشنگتن و مخالفت با تمدید فعالیت آن و قطع کمک ها به ملت فلسطین از طریق خودداری از مشارکت در تامین مالی فعالیت های آژانس امدادرسانی و اشتغال آوارگان (آنروا) می شود. عریقات معتقد است امکان از سرگیری روابط با دولت ترامپ وجود ندارد مگر این که این دولت تصمیم خود را برای به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت یکپارچه اسرائیل و تلقی کردن سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان سازمانی تروریستی لغو کند. با توجه به بعید بودن چنین اقدامی از سوی دولت ترامپ، عریقات در گزارش خود خواستار «توقف هرگونه تماس با دولت آمریکا و خودداری از پذیرفتن آن به عنوان میانجی یا سرپرست روند صلح» شده است.
اگر آنچه در این گزارش آمده است درست باشد –که به احتمال زیاد درست است و علتی وجود ندارد که موجب تردید در اعتبار آن شود-  در آینده با سه احتمال زیر مواجه هستیم:
نخست: دولت ترامپ عقب نشینی کند و طرح «معامله قرن» را رسما برای طرف های ذیربط لغو کند. تشکیلات خودگردان فلسطین در این زمینه تلاش می کند و معتقد است موفقیت در به شکست کشاندن اجرای این معامله قطعا موجب کاهش زیان های فراوان آن در آینده خواهد شد. ولی این سناریو عملا به معنای حفظ وضع موجود است و باید این نکته را در نظر داشت که اسرائیل از مخالفت تشکیلات خودگردان با این طرح به عنوان بهانه ای برای حرکت به سوی یهودی سازی کامل شهر قدس و گسترش شهرک سازی بدون هیچ حد و مرزی استفاده خواهد کرد و چه بسا آمریکا را به سمت به رسمیت شناختن حق اسرائیل برای ضمیمه کردن همه شهرک های یهودی نشین به خاک خود سوق خواهد داد. چنین احتمالی به معنای طولانی شدن بحران به جای حل آن و مختل شدن طرح های آمریکا برای ادغام کردن رسمی اسرائیل در منطقه است.
دوم: دولت آمریکا بر اجرای این معامله به هر بهایی پافشاری کند و از طریق کشورهای عربی، تشکیلات خودگردان فلسطین را زیر فشار قرار دهد تا این طرح را بپذیرد با این بهانه که در مواقع ضرورت‏، مکروه جایز است و منافع عربی ایجاب می کند این کشورها بر مقابله با گسترش نفوذ ایران و گروه های تروریستی در منطقه تمرکز کنند. ولی این احتمال ممکن است موجب شود تشکیلات خودگردان فلسطین گزینه مقاومت را در پیش بگیرد و امتیازات زیادی به حماس و جهاد اسلامی بدهد. چنین اقدامی در درازمدت به نفع محور تحت رهبری ایران به عنوان محور مدافع آرمان فلسطین و مخالف برنامه های آمریکا و اسرائیل برای سیطره بر سرنوشت منطقه تمام خواهد شد.
سوم: کشورهای «میانه‌رو عربی» هم پیمان با آمریکا با هماهنگی اسرائیل طرح تغییر در رهبری تشکیلات خودگردان را تسریع ببخشند با این ادعا که مسئولان این تشکیلات سالمند شده اند و دیگر از نظر جسمی نمی توانند به وظایفی که برعهده دارند عمل کنند. به این ترتیب راه برای به قدرت رسیدن کادر رهبری جایگزینی هموار خواهد شد که تعاملی مثبت با «معامله قرن» داشته باشد (گزینه محمد دحلان). ولی  این احتمال عملا ممکن است موجب انفجار داخلی در فلسطین و افزایش دو دستگی در آن شود زیرا پیدا کردن رهبری فلسطینی غیرممکن است که بتواند مردم فلسطین را برای قبول معامله ای متقاعد کند که عملا موجب حذف آرمان فلسطین خواهد شد. در چنین شرایطی فضا برای شکل گیری انتفاضه جدیدی هموار خواهد شد که ممکن است گروه های فلسطینی درگیر با یکدیگر را از دور خارج کند و موجب روی کار آمدن رهبرانی شود که باهوش تر باشند و توانایی بیشتری برای رویارویی با چالش های کنونی و ساختن پلی مستحکم تر با ملت های عربی و جهان خارج داشته باشند.
در پایان به طور خلاصه می‌توان گفت «معامله قرن» چه دولت ترامپ تصمیم بگیرد آن را رسما به شکلی که در گزارش عریقات آمده است مطرح کند یا بعد از اصلاحاتی آن را منتشر کند، یا اصولا آن را مطرح نکند و رسما توقف تلاش ها برای پیاده کردن آن را اعلام کند، بر تحولات در داخل فلسطین و نظام منطقه ای عربی و کل منطقه تاثیر خواهد گذاشت. باید توجه داشته باشیم که نظام عربی رسمی منطقه‌ای ارتباطی غیرقابل گسست با مسئله فلسطین دارد از این رو پذیرفتن حذف این مسئله عملا به معنای پذیرفتن برطرف شدن نیاز به وجود آن است. ولی به قهقرا رفتن نظام رسمی عربی به شکل کنونی آن به علت ناکامی در یافتن راه حلی عادلانه برای مناقشه فلسطین به هیچ وجه به معنای پایان رویای ملت های عربی برای برخوردار شدن از آزادی و رفاه و عزت و سربلندی یا حتی وحدت با یکدیگر نیست و به این ترتیب شکاف بین این ملت ها و رژیم های حاکم بر آنها به حداکثر میزان خواهد رسید.
بدون شک آرمان فلسطین که هیچ آرمان دیگری از نظر عدالتخواهی و جایگاه به آن نمی رسد، کسانی را در سطح فلسطینی و عربی و منطقه ای و جهانی پیدا خواهد کرد که از آن دفاع کنند. در سایه مبارزه طبیعی علیه طرح صهیونیسم که دیگر نمی‌تواند ماهیت نژادپرستانه و آپارتایدی خود را پنهان کند، قطعا نظام عربی جدیدی تشکیل خواهد شد که توانایی بیشتری برای انعکاس خواسته های ملت هایی دارد که همچنان مشتاق عدالت و آزادی هستند.