تاریخ: ۱۱:۳۱ :: ۱۳۹۶/۱۲/۲۱
تاثیر اشتباهات راهبردی آمریکا در تقویت تاثیرگذاری ایران در افغانستان

لورنتزو ویتا

ال جورناله (ایتالیا)


ایران به افغانستان می پیوندد و در خصوص حمایت از دولت کابل در امر مبارزه با تروریسم اعلام آمادگی می کند. حرکتی جالب توجه که به میزان فراوانی چارچوب روابط مبتنی بر قدرت در آسیای میانه را دگرگون می سازد. منطقه ای که در آن تاکنون آمریکا بزرگ ترین متحد دولت افغانستان بود که البته به تازگی در حال تغییر موضع است. «جمهوری اسلامی ایران بدون قید و شرط در جست و جوی صلح، ثبات، آرامش و امنیت برای کشورهای همسایه می باشد». اینها اظهارات امیر حاتمی، وزیر دفاع ایران در دیدار با احمد تمیم عاصی، معاون وزیر دفاع افغانستان در تهران است.
این ژنرال ایرانی خواستار تأکید بر اهمیت کابل در سیاست تهران گردید و به طور خاص نشان داد که همواره از دولت افغانستان در امر مقابله با تروریسم اسلامی حمایت کرده است. یک سیاست جالب توجه که از برخی جهات یادآور سیاستی است که ایران در عراق از آن حمایت کرده است و همین ژنرال ایرانی خواست آن را مورد مقایسه قرار دهد. رابطه ای که در طول زمان بهبود یافته است و از یک جهت از افزایش نقش ژئوپلیتیک ایران در آسیا و برعکس از کاهش رهبری آمریکا در منطقه حکایت دارد.
در ماه فوریه، وزرای دفاع ایران و افغانستان از دولت های خود خواستند تلاش های بیشتری به منظور تقویت همکاری دو جانبه و منطقه ای در امر مقابله با تروریسم و به ویژه به منظور انتقال گروه های تروریستی از سوریه و عراق به افغانستان به کار بندند. گروه هایی که با ایجاد یک جبهۀ واحد و قابل انعطاف در مرزهای غربی و شرقی ایران امنیت این کشور را به خطر می انداختند.
در ژوئن سال ٢٠١٧ ایران و افغانستان اولین دور گفتگوهای خود را در سطح عالی و در خصوص یک سند شراکت راهبردی جهانی به عنوان بخشی از تلاش ها در جهت تقویت روابط دو جانبه در بخش های مختلف از جمله امنیت، دفاع، اقتصاد، فرهنگ و آموزش، برگزار کردند.
لیکن این رابطه ای است که تهران در طول زمان ایجاد کرده است و با آنکه طی ماه های اخیر به طرز موثرتری نمایان شده است در واقع دارای ریشه هایی دیرینه تر است و تحکیم آن از برخی جهات مرهون مداخله گرایی آمریکا نیز می باشد. همان گونه که پیش از این در تابستان سال ٢٠١٧ کارلوتّا گال برای نشریۀ نیویورک تایمز نوشته بود، سیاست آمریکا در آسیای میانه و خاورمیانه در عمل دو قدرت مهم مخالف ایران را در هم شکست: قدرت صدام حسین در عراق و قدرت طالبان در افغانستان.
در اصل، تهران دقیقاً به لطف مداخله گرایی دشمن اصلی اش، آمریکا موفق شد دو دشمن خود را نابود سازد. ایران از این طریق امتیاز مضاعفی کسب نموده است. از یک سو باعث شد که دولت های مخالف آن به طور قطعی کنار بروند و از سوی دیگر در سیاست همان دو کشوری نفوذ یافت که زمانی دشمنش بودند تا آنها را به شریک خود تبدیل سازد و این امر بسیار مهم تر است.
در عراق، جنگ علیه داعش و مداخلۀ اساسی شبه نظامیان شیعه متحد تهران در عمل محوری را میان بغداد و تهران ایجاد کرده و تقویت نموده است که امروز نیز ضربۀ محکمی برای راهبرد آمریکا در خاورمیانه به شمار می آید. در حالی که در افغانستان نه تنها آمریکا دولت طالبان را از کشور ریشه کن ساخته بلکه امروز ایران روابطی را با طالبان و نیز با برخی از شبه نظامیان مهم شیعۀ این کشور و به منظور مقابله با دولت اسلامی برقرار کرد. طالبان که به نوعی از چین جواز سیاسی کسب نمود، اکنون در مقابل تهدید پرچم های سیاه ایران را مخاطب خود می بینند در حالی که شاهد درهای بسته از سوی آمریکا می باشند.
این امر آشکارا به معنای برابری وضعیت عراق و افغانستان نیست. در استان های مرزی بخش های قدرتمندی از مقاومت در برابر افزایش نفوذ ایران وجود دارد که مرهون تفاوت های فرهنگی، سیاسی و مذهبی می باشند. (اگرچه تشیع و تسنن به طور کامل قطعی نیستند و همان گونه که نشریۀ آنلاین Post یادآور می شود، تبدیل کردن آن به یک موضوع محوری کاری سطحی به شمار می آید). لیکن راهبرد مشابه است و تهران در کشوری که ممکن است به مهره ای اساسی در عرصه ای تبدیل شود که آن را به غول چینی پیوند می دهد، بسیار مانور می دهد و حتی دست به قمار می زند. چین شریکی مهم برای اقتصاد ایران به شمار می آید.
راهروی میان چین و ایران برای هر دو کشور مفید است و اینجا است که می توان یک کلید تفسیری برای راهبرد تهران شناسایی کرد. از منظر زیربنایی افغانستان به همراه پاکستان یک گذرگاه اجباری به شمار می آید. کالاها و ابزارهای چینی باید از سرزمین تحت نظارت کابل عبور کنند که هم اکنون نیز مبتلا به منافع فراوان حتی رقیبش کشور هند می باشد. ایران می تواند از این بازی امتیازات مهمی کسب نماید. می تواند با دور کردن نیروهایش از مرز شرقی منافع آمریکایی ها را هدف قرار دهد. می تواند محور خود را با چین از طریق جادۀ جدید ابریشم تحکیم بخشد. می تواند به تجارت هند که قصد دارد دقیقاً با عبور از ایران و بندر چابهار به بازارهای آسیای میانه دست یابد، کمک کند و سرانجام می تواند با مغلوب ساختن داعش و یافتن تیمی با طالبان، قطعۀ مهمی را به ثبات و امنیت بیفزاید.

پاسخی بگذارید