رئیس جمهور روسیه پرده از روی تسلیحات جدید بر می دارد: « این موشک ها رهگیری نمی شوند »
تهدید ابرموشک پوتین برای غرب

روبرتو فابری

ال جورناله (ایتالیا)

« اکنون به ما گوش خواهید کرد ». ولادیمیر پوتین از فرصت سخنرانی سالانۀ خود در خصوص وضعیت کشور بهره جست تا پیامی خطاب به آمریکا و متحدان اروپایی اش ارسال نماید.
پیامی تهدیدآمیز مانند دو موشک جدید فوق تکنولوژیکی که رهبر روسیه ملحق شدنشان را به زرادخانه اش اعلام کرد.
پوتین که تا شانزده روز دیگر به طور قطع بار دیگر در انتخاباتی که نمی تواند با غافلگیری همراه باشند، انتخاب خواهد شد، آگاهانه غرور ملی رأی دهندگان مرجع خود را بر می انگیزد و به طور مستقیم در شبکه های تلویزیونی به هم پیوسته غرب به رهبری آمریکا یعنی آنچه را که اکثریت افکار عمومی روسیه هرگز دست از این اعتقاد برنداشته که دشمن واقعی روسیه حتی پس از فروپاشی اتحاد شوروی است، به چالش کشید.
رئیس جمهور روسیه در حالی که عکس ها و نمودار ها در صفحه های نمایش بزرگی در پشت سرش در پی هم می آمدند، اعلام کرد که ابرموشک جدید بالستیک سارمات، «دارای بُردی عملاً نامحدود بوده و قادر است به تمامی نقاط جهان دست یابد»، در حالی که سپر ضدموشکی آمریکا در برابر موشک جدید ماورای صوت کروز بی فایده است. «در حال حاضر هیچ کشوری در جهان از یک چنین چیزی برخوردار نیست».
باری پوتین واشنگتن را به چالش می کشد و آگاهانه این خطر را به جان می خرد که روسیه را به یک شتاب جدید برای دستیابی به تسلیحات بکشاند. آخرین باری که مسکو دست به چنین کاری زده بود، با رونالد ریگان طرف بود: با گورباچفی به پایان رسید که از بین برندۀ مغلوب یک اتحاد شوروی بود که در جنگ سردی تجزیه گردید که طی آن دلار یعنی اقتصاد قدرتمند آمریکا در مقابل یک نظام غیرلیبرال، منسوخ و انعطاف ناپذیر پیروز شد. امروز در طرف دیگر دونالد ترامپ، «رئیس جمهور اتفاقی» وجود دارد و شاید اتفاقی نیست که پوتین بر این اعتقاد باشد که زمان آن فرا رسیده که صدایش را در مقایسه با زمانی که باراک اوباما رئیس جمهور بود، بیشتر بلند کند.
مسألۀ سپر ضدموشکی آمریکا برای کرملین بسیار حائز اهمیت است. کرملین هرگز این موضوع را هضم نکرده است که واشنگتن اقدام به استقرار توپخانه های خود در لهستان و رومانی، دو کشور اروپای شرقی نموده باشد که از زمانی که از قیمومیت اجباری مسکو رها شد، به زیر چتر حفاظتی ناتو پناه گرفت. آمریکا معتقد است که توپخانه های مزبور برای محافظت از اروپا در برابر ایران مفید است، لیکن پوتین در این حرکت و نیز در خروج یک جانبۀ آمریکا از پیمان (ضد موشک های بالستیک) Abm که در سال ١٩٧٢ با اتحاد جماهیر شوروی به امضاء رسانده بود، تهدید برای مرزهای کشورش می بیند.
اینکه این حقیقت باشد یا بهانه ای برای مطرح ساختن مجدد یک سیاست خارجی تهاجمی باید دید: به طور قطع در سیاست داخلی حفظ یک حمایت شدید مردمی یک نفع عمده به شمار می آید و در روسیه ای که دلتنگ وضعیت ابرقدرت جهان بودن است این امر با مطرح ساختن مجدد یک شکوه و عظمت نظامی به راحتی قابل کسب است.
در واقع پوتین زمانی که چماق موشک ها را به حرکت در آورده است، از هویج پیشنهاد گفتگو نیز غافل نشد. رئیس جمهور روسیه در میان تشویق حضار چنین گفت: «ما بارها به شرکای خود گفته ایم که اقدام به اتخاذ تدابیری در واکنش به استقرار سامانه های ضدموشکی آمریکا خواهیم نمود لیکن روسیه تهدید نمی کند و قصد ندارد هیچ کس را مورد تجاوز قرار دهد» و چه بسا «در خصوص یک همکاری عادلانه و مبتنی بر برابری ابراز امیدواری می کند».
باید دید. یک چیز مسلم است و آن اینکه از امروز در روابط میان روسیه و غرب چیز مهمی تغییر کرده است و توازن قدیمی دچار شکاف شده است. زمانی هم که یک پوتین هیجان زده گفت که «هر گونه استفاده از تسلیحات هسته ای علیه روسیه یا شرکایش اعم از بزرگ یا کوچک به مثابۀ حمله ای هسته ای قلمداد خواهد شد و پاسخ ما فوری خواهد بود»، برایش بسیار مهم بود که جدی گرفته شود. وی با قاطعیت گفت: «این یک بلوف نیست.» شاید به اوباما و خطوط قرمز فرضی وی در سوریه می اندیشید، شاید هم به ترامپ و تهدیدات توخالی وی علیه کیم جونگ اون.

پاسخی بگذارید