آیا ایران بار دیگر آمریکا را در عراق شکست می دهد؟

کامران فرهداغی

الحیات (انگلستان)


نکته قابل توجه در سفر  علی اکبر ولایتی مشاور رهبر عالی ایران در امور سیاست خارجی به بغداد، تأکید او در همه سخنانش بر یک مسئله یعنی تلاش برای «اخراج» آمریکا بود. او درباره «طرح های آمریکا برای تقسیم منطقه و ایجاد تفرقه و اختلاف» هشدار داد و تأکید کرد «ایران، عراق و سوریه با همکاری مداوم به آمریکایی ها اجازه نفوذ را در مناطق کردنشین نخواهند داد و جبهه مقاومت باید مانع از استقرار تدریجی نیروهای آمریکایی در شرق فرات شود».
ولایتی زنجیره سخنرانی‌هایش را با سخنرانی در مراسم افتتاحیه «مجمع وحدت اسلامی عراق» آغاز و در آن از «رهبری امت اسلامی توسط سیدعلی خامنه‌ای» و «بیداری اسلامی» سخن گفت که «به کمونیست‌ها و لیبرال ها اجازه به قدرت رسیدن مجدد در عراق را نخواهد داد». اشاره او به پیوستن حزب کمونیست و احزاب کوچک لائیک لیبرال به فهرست انتخاباتی موسوم به «سائرون» به ریاست مقتدی صدر روحانی عوام گرا بود. او در این راستا فتوای آیت الله العظمی محسن حکیم برجسته ترین مرجع شیعیان عراق در دهه ١٩٥٠ را مبنی بر حرام بودن پیوستن به حزب کمونیست یادآور شد.
سخنان ولایتی در بغداد نشان می‌دهد حضور آمریکا در منطقه به ویژه در عراق و سوریه به بزرگ ترین دغدغه تهران تبدیل شده است و ولایتی این نگرانی را در این عبارت خلاصه کرد که «آمریکا بزرگ ترین مشکل در خاورمیانه است». اما در این مقاله بیشتر بر عراق تمرکز خواهد شد. موضع گیری های اخیر ایران و تحولات سیاسی و نظامی در عراق نشان می‌دهد تهران مصمم به شکست دادن آمریکا در عراق پس از داعش است. ایران پیش از این نیز در سال ٢٠١١ با پافشاری از طریق احزاب حاکم بر عراق بر پایان حضور نظامی آمریکا در این کشور‏، توانسته بود آمریکا را شکست دهد. در آن زمان واشنگتن از بغداد خواست با شروطی معین در مقابل باقی ماندن محدود نیروهای آمریکایی در اردوگاه هایی خارج از شهرها به عنوان ضامن محافظت از این کشور در برابر هرگونه مداخله خارجی احتمالی موافقت کند ولی بغداد با هماهنگی ایران همه این شروط را رد کرد زیرا می‌دانست دولت باراک اوباما اشتیاقی برای باقی ماندن در عراق نداشت. از آن زمان ایران به تنها بازیگر تأثیر گذار بر تصمیم گیری های سیاسی در عراق در دو سطح داخلی و خارجی تبدیل شده است.
موضع  اوباما که موجب خروج نیروهای آمریکایی از عراق در سال ٢٠١١ شد نقطه آغاز پسرفت نفوذ آمریکا در منطقه در برابر بازیگران ایرانی و روس بود.
دومین مسئله ای که ضربه دیگری به نفوذ آمریکا در منطقه زد به سال ٢٠١٣ مربوط می شود‏، زمانی که اوباما از تهدید یک سال قبل خود علیه سوریه عقب نشینی کرد که طی آن گفته بود استفاده از سلاح شیمیایی علیه گروه های مخالف دولت «خط قرمزی» محسوب می‌شود که نباید از آن عبور شود. سایمون تیسدال تحلیلگر روزنامه انگلیسی «گاردین» که کارشناس برجسته در تحلیل سیاست های بین المللی و امور آمریکا است به چنین نتیجه‌ای دست یافت. تیسدال روز دهم ماه فوریه جاری مقاله‌ای طولانی در چارچوب بررسی اوضاع کنونی در سوریه منتشر کرد و در آن به اوضاع کلی بین المللی و پسرفت نقش آمریکا در صحنه بین المللی پرداخت. اوباما به جای اتخاذ هرگونه تدابیر نظامی علیه نظام سوریه اعلام کرد خواستار دریافت مجوز در این زمینه از کنگره خواهد شد. تیسدال معتقد است اوباما به رغم آن که طبق قوانین آمریکا ملزم به دریافت مجوز از کنگره نبود ولی تصمیم او اندکی پس از آن گرفته شد که پارلمان انگلیس به درخواست دیوید کامرون نخست وزیر این کشور برای مداخله نظامی در سوریه رأی منفی داد. به گفته تیسدال‏، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه که با نظام بشار اسد هم پیمان است، این موضع آمریکا را فرصتی تاریخی برای افزایش مداخله روسیه در سوریه و استفاده از آن به عنوان پایگاهی برای احیای نفوذ از دست رفته اتحاد شوروی در منطقه دانست.
بقیه ماجرا را همه می‌دانند. به گفته تیسدال، مسکو و تهران و کشورهای عربی، عقب نشینی اوباما از «خط قرمز» خود را تغییری ریشه‌ای و نشانه‌ای از این مسئله تفسیر کردند که آمریکا بعد از ماجرای عراق دیگر نمی‌خواهد نقش پلیس را بازی کند و از این به بعد وارد جنگ برای آزادی و دموکراسی، چه در سوریه و چه در کشورهای «بهار عربی» -به ویژه بعد از آنچه در لیبی روی داد – نخواهد شد. تیسدال افزود، مداخله نظامی بعدی آمریکا در عراق و سوریه تنها با هدف مقابله با خطر داعش و تروریسم صورت گرفت و هنوز هم همینطور است.
به عراق باز می‌گردیم که اوضاعی متفاوت نسبت به سوریه دارد که به مناطق نفوذ و حضور ایران، ترکیه، آمریکا، دولت مرکزی سوریه، گروه های کُرد، گروه های اسلام‌گرا، و مخالفان نظام دمشق تقسیم شده است. مناقشه در عراق از نوعی دیگر است که محور آن را مشخص کردن ماهیت نظام سیاسی این کشور تشکیل می‌دهد و ایران از طریق هم پیمانانش نقشی خطیر در ترسیم آن ایفا می‌کند. حضور کنونی آمریکا در عراق محدود به مستشاران و نیروهای ویژه محدودی است که در چارچوب جنگ با داعش به عراق بازگشته اند. درست است آمریکا از برخی فرودگاه های نظامی در منطقه کردستان در این جنگ استفاده می کند و هواپیماهایش از آنجا برای اجرای مأموریت در سوریه بلند می‌شوند، اما تنها هدف این نیروها مبارزه با داعش است. این مسئله در تحولات مرتبط با همه پرسی برای استقلال منطقه کردستان و پیامدهای آن مشخص شد به طوری که آمریکا با حمایت از بغداد، کُردها را که متحدانش بودند تنها گذاشت و بغداد نیز از نیروهای خود و به ویژه از «نیروی بسیج مردمی» که با فتوای مرجعیت دینی شیعه تشکیل شد و آموزش و تأمین مالی آن بر عهده سپاه پاسداران انقلاب ایران است، برای به تسلیم واداشتن منطقه کردستان با حمایت مستقیم و جدی ایران که دشمن شماره یک آمریکا در منطقه است، استفاده کرد.
آنچه در بالا به آن اشاره شد نفوذ سیاسی ایران را در عراق افزایش داد و ایران از این نفوذ به منظور تحقق بخشیدن به اهدافش در منطقه با قدرت استفاده خواهد کرد. ایران به صبور بودن و شتابزده عمل نکردن معروف است. انتخابات سراسری در عراق در ماه می آینده برگزار خواهد شد و هدف ایران در این مرحله این است که نتایج این انتخابات موجب شکاف در جبهه گروه های شیعه هم پیمان با تهران نشود تا بتواند برنامه‌ هایش را برای مقابله با «شیطان بزرگ» تقویت کند.

پاسخی بگذارید