پنج دلیل که احتمال بروز جنگ بین اسرائیل  لبنان را افزایش می دهد

لورنتزو ویتا

ال جورناله (ایتالیا)


بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل به منظور انجام یک بازدید مقدماتی همراه با بالاترین سران نیروهای امنیتی کشورش وارد مرز میان اسرائیل و لبنان گردید. نخست وزیر اسرائیل در حالی که در میان بالاترین سلسله مراتب نظامی احاطه شده بود مرز لبنان را با چهرۀ کسی که می داند که در آنجا دشمنی وجود دارد، مورد مشاهده قرار می داد.

نتانیاهو در ویدئویی که در حاشیۀ دیدار از مرز در توئیتر گذاشته بود دربارۀ صلح سخن گفت. لیکن این واژه ای است که در سخنرانی وی مفهومی بسیار ویژه به خود می گیرد که به سختی این موضوع را القاء می کند که به راستی همان مأموریتی باشد که دولت وی قصد انجام آن را دارد. پای منافع بسیار و بازیگران متعددی در میان است که از این سو و آن سوی مرز خود را دشمن قسم خورده قلمداد می کنند. به طوری که دستیابی به صلح در کوتاه یا میان مدت ناممکن به نظر می رسد. نتانیاهو گفت: « ما نگاهمان را به سمت صلح دوخته ایم، لیکن برای هر گونه رویدادی آماده ایم و من به هیچ کس پیشنهاد نمی کنم که ما را محک بزنند». لیکن به نظر می رسد میان لبنان و اسرائیل همه چیز به سمت یک جنگ گرایش دارد تا به سمت راهی قطعی برای حل و فصل منازعات میان این دو کشور.
منازعاتی که افزایش می یابند و به نظر نمی رسد هیچ یک از طرف های درگیر قادر به کاستن تعداد و شدت آنها و حتی مایل به انجام این کار باشند.
علل بروز جنگ متعدد می باشند و چه بسا می توانیم بگوییم بیش از حد هم می باشند. . تل اویو تصور می کرد که جنگ سوریه بتواند نیمکت آزمونی بیش از حد سخت و دشوار برای حزب الله باشد و دستکم به ایجاد شکاف میان هلال شیعه امیدوار بود. با این وجود وقایع جنگ بار دیگر عقیده اش را تغییر دادند و با نگرانی فراوان شاهد افزایش نفوذ ایران در منطقۀ خاورمیانه می باشد. کشوری که شاید تاکنون یکی از برندگان واقعی جنگ داخلی در سوریه و عراق به شمار می آید.

نتانیاهو بارها از ولادیمیر پوتین خواست از مناطق عاری از تنش چشم پوشی کند تا مانع از آن گردد که سوریه بتواند از مناطق آزاد برای استقرار نیروهای ایرانی و نیروهای متحد برخوردار گردد لیکن رئیس جمهور روسیه به همراه ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و سایر بازیگران جنگ به راه خود ادامه دادند. حملات مداخله جویانه اسرائیل در سوریه نیز بدون شک نشان می دهند که دولت تل اویو این مسأله را نپذیرفته که سوریه به پل میان حزب الله و ایران تبدیل شده باشد. مسأله ای که بیانگر شکستی برای راهبرد منطقه ای اسرائیل به شمار می آید.
این وضعیت هرج و مرج «برنامه ریزی شده» در سوریه و فقدان یک رهبری قدرتمندانه آمریکا که خط مشی خود را در مورد منطقۀ خاورمیانه نیز اعمال کند، همان گونه که از سوی روزنامۀ جروزالم پست پیشنهاد گردید، دست یابی به یک جنگ را برای اسرائیل و حزب الله آسان تر می سازد. تاکنون روسیه بود که به لطف اتحاد با ایران در سوریه این سناریو را نفی نمود.

روس ها در رابطه با تعدادی از حملات مداخله جویانه هدف دار نیروی هوایی اسرائیل تسامح نشان دادند لیکن هرگز اجازۀ یک افزایش تنش را نمی دادند. با این وجود، جنگ سوریه اساساً سناریوها را نسبت به تنها یک سال پیش تغییر داده است. امروز مسأله به شمال، از ادلب گرفته تا عفرین مرتبط است. تیلرسون حضور دوهزار سرباز آمریکایی را در سوریه به عنوان «تضمینی» برای اقتدار سیاسی آمریکا بر منطقه مورد تأیید قرار داد لیکن به نظر می رسد که راهبردی که از سوی ترامپ در مورد سوریه اتخاذ گردیده به هیچ وجه اسرائیل را قانع نمی سازد و اکنون خواستار آزادی بیشتر مانور می باشد.
همچنین در روابط مستقیم میان اسرائیل و لبنان همچنان علل کشمکش در حال افزایش است. دولت اسرائیل در رشد حزب الله همکاری بیروت را می بیند و ترجیح می دهد در این رابطه تمایز فراوانی قائل نگردد. دیوار مرزی به نظر نشانه ای روشن دال بر این مسأله است که تل اویو علاقۀ چندانی به حفظ روابط مثبت با لبنان  ندارد . سخنان روزهای اخیر لیبرمن از این دیدگاه واحد در خصوص کشور درختان سدر حکایت دارند. دولت لبنان ساخت دیوار را به مثابۀ نقض آشکار حاکمیت لبنان قلمداد می کنند و یادآور می شود که خط مشی که دیوار بر پایۀ آن در حال ساخت است با مرزهایی که بیروت معتقد است از سوی دو طرف تعیین شده است، منطبق نیست. این علتی دیگر و چندمین آن برای منازعه میان دو کشوری به شمار می آید که به نظر می رسد قادر به دستیابی به توافق در مورد هیچ چیز نیستند.

چاپ نوشتار