گفتگوی سوچی پیرامون سوریه به گفتگوی ژنو کمک خواهد کرد.
نتایج کنگره پیرامون سوریه در سوچی

الکساندر براترسکی

گازتارو (روسیه)


کنگره گفتگوی ملی سوریه که در هفته جاری در سوچی برگزار شد، مورد ارزیابی های ضد و نقیضی قرار گرفت. وزارت امور خارجه آمریکا و پنتاگون برخوردشان شکاکانه بود و دبیر کل سازمان ملل متحد از روسیه به خاطر برگزاری این کنگره سپاسگذاری کرد، در مسکو و دمشق نیز تشکیل این کمیسیون تدوین قانون اساسی را که در آن هم نمایندگان دولت و هم نمایندگان مخالفان حضور دارند، پر اهمیت خوانده اند. کارشناسان معتقدند که در حال حاضر، جذب تمامی طرفین مناقشه به این فرایند بسیار اهمیت دارد.
«پیدایش نور امید و تپش دل ها، پرچمی است که کشور را یکپارچه می کند» – این شعار در پایان کنگره گفتگوی ملی سوریه یک صدا توسط هیأت هایی خوانده شد که بسیاری از آنان تا همین چند ماه پیش، شاید به سوی یکدیگر شلیک می کردند. پخش تصاویر تلویزیونی مردانی با لباس سکولار و لباس ملی عربی بر تن که سرود ملی را می خواندند، از سوی تلویزیون روسیه به طور قطع، روح و قلب سازمان دهندگان این کنفرانس – روسیه، ترکیه و ایران – را گرم کرده است.
گفتنی است که طرف روسی برگزاری این کنگره را به عنوان نخستین تلاش از زمان آغاز مناقشه سوریه در سال ٢٠١١ میلادی، برای گرد هم آوردن یک چنین ساختار گسترده ای از شرکت کنندگانی متشکل از نمایندگان قشرهای گوناگون جامعه سوریه در یک میدان معرفی کرده است.
الکساندر لاورنتیف، نماینده ویژه رئیس جمهور روسیه در امور سوریه، به خبرنگاران گفت که نتیجه اصلی دیدار در سوچی که بیش از ١٥٠٠ نفر از نمایندگان مخالفان و دولت در آن شرکت داشتند، تشکیل کمیسیون تدوین قانون اساسی بوده است.
این کمیسیون قرار است، قانون اساسی جدید سوریه را تدوین کند که ساختار سیاسی بعد از جنگ این کشور را مشخص خواهد کرد. به گفته لاورنتیف، تشکیل این کمیسیون راه «یافتن بذر معقول را هموار خواهد کرد تا روند اصلاحات قانون اساسی در کشور راه اندازی شود».
در این میان، این دیپلمات روسی فرصت نیش زدن هرچند دوستانه، به استفان دمیستوره، نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل متحد در امور سوریه، را نیز از دست نداد. لاورنتیف خطاب به دمیستوره خاطر نشان کرد که تا قبل از دیدار سوچی، تمامی تلاش ها در این راه «مذبوحانه» بوده است. لاورنتیف گفت: «متاسفانه، استفان موفق نشده کاری از پیش ببرد».
در این سخنان نماینده روسیه انتقاد روشن از روند مذاکرات در ژنو به چشم می خورد که برگزاری مذاکرات طولانی میان طرفین در آنجا، در عمل، نتیجه چشمگیری به همراه نداشته است. در این میان، مسکو نیز اگرچه در سوریه به موفقیت های نظامی دست یافته است، اما در حل و فصل سیاسی در حال حاضر فقط می تواند به خاطر نتایج اندک سیاسی به خود ببالد.
بدون پوتین سوچی، سوچی نیست
طرف روسی در عمل، موفق شد، در سوچی، نمایندگان نیروهای سیاسی گوناگون و از جمله، آن دست از افرادی را که نماینده جناح نظامی مخالفان هستند، گردهم آورد.
مسکو بیش از ١٦٠٠ نفر و از جمله، نمایندگان دولت سوریه، مخالفان سیاسی و همچنین، اعضای جامعه مدنی و نمایندگان اقلیت ملی و از جمله، کُردها، ایزدی ها، دروزی ها و ترکمن ها را به این کنگره دعوت کرده بود.
در روز ٢٨ ماه ژانویه، نمایندگان کردستان سوریه به خبرگزاری ریانووستی خبر دادند که برای شرکت در این کنگره دعوت نامه ای دریافت نکرده اند. بسیاری از مخالفان بانفوذی که روی حمایت بازیکنان بانفوذی مانند واشنگتن و ریاض تکیه دارند نیز در سوچی حضور نیافتند.
آنتون مارداسوف، کارشناس شورای روسیه در امور بین الملل، به نشریه گازتا رو گفت که یک چنین بایکوتی باعث شد که تمامی نمایندگان مخالفانی که در کنگره شرکت کردند، از سازمان ها و جنبش های «دست نشانده» و در حقیقت، سازمان ها و جنبش های وفادار به بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، بودند.
او به نشریه گازتا رو گفت: «از همان ابتدا مشخص بود که هیچ کس از مخالفان مسلح به سوچی نخواهد آمد، زیرا در طول جنگ داخلی سوریه، آنان از بیم همسان شدن حقوقشان با حقوق مخالفان دست نشانده، از نشستن در پشت یک میز با آنان امتناع می کردند».
طرف ترکی نیز از حضور شرکت کنندگان مشخص در آن ابراز نارضایتی کرد. این ادعای آنکارا به شرکت مهراج اورال، رهبر گروهک ترکی «حزب انقلابی ملی – آزادی»، در این کنگره مربوط می شود که مقامات ترکیه وی را تروریست نامیده اند.
تئودور کاراسیک، کارشناس ارشد Gulf State Analytics در واشنگتن، در گفتگویی با نشریه گازتا رو خاطر نشان کرده که از این جنبه، باید ارزیابی های انجام شده از نتایج این کنفرانس را دوگانه خواند. «نتایج کنفرانس سوچی بازتاب ماهیت حل و فصل سیاسی بوده است و حاوی مشکلاتی خواهد بود. از یک سو، کنفرانس سوچی به خاطر قابلیت خود در ادامه پیشرفت به جلو در قبال کنفرانس ژنو، یک موفقیت مهم بشمار می رود. از سوی دیگر نیز کنفرانس سوچی به خاطر عدم حضور کامل نمایندگان مخالفان سوری در آن ناموفق بوده است. از نقطه نظر مسکو، آن دست از افرادی که به این روند ملحق شدند، جزء یاران خواهند بود. باقی افراد را نیز گذشت زمان نشان خواهد داد».
به گفته کارشناسان آشنا با اوضاع حاکم، بعد از آن که شرکت کنندگان کلیدی متوجه شدند که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، در این کنفرانس حضور نخواهد یافت، آن توجهات مشخص در قبال به این کنگره از بین رفت.
شرکت رئیس جمهور روسیه در این کنفرانس می توانست، به طور جدی، اهمیت آن را افزایش دهد. ولادیمیر احمداف، تاریخ شناس و شرق شناس و کارشناس امور سوریه، می گوید: «هر کسی که قصد داشت به اعتبار شخصیت اول روسیه در این کنفرانس حضور یابد، از شرکت در آن منصرف شد».
در این میان، احمداف بر اهمیت مثبت این کنگره حتی، در قالبی که برگزار شد، تأکید دارد. به گفته او، در حال حاضر، روسیه بیش از همه، خواهان پیشرفت روند صلح در سوریه است. احمداف می گوید: «هر چقدر دیپلماسی پیش رفت کند، به همان میزان از جنگ و درگیری کاسته می شود. نکته مثبت این است که در خصوص تشکیل کمیسیون قانون اساسی توافق حاصل شده است – و حاصل شدن توافق های بیشتر نیز ممکن نبود».
به اعتقاد این کارشناس، سخنان منفی جمعی در رابطه با «فهرست کاخ کرملین» که در روز برگزاری کنگره در سوچی انتشار یافت نیز بر فضای حاکم در کنگره تأثیر گذار بوده است.
آندری باکلانوف، رئیس مجمع دیپلمات های شرق شناس روسی، با این ارزیابی موافق می باشد. به گفته او، شرایط موازنه نیروهای شرکت کننده در سوچی نماینگر اوضاع واقعی حاکم امروزی بوده است.
این کارشناس انتقال از حرف به عمل را از عوامل مثبت می خواند. بالکانوف می گوید : «این کمسیون، تفکر مبنی بر چگونگی روند صلح را به عنوان تفکر مشخص معرفی می کند. طی آن می توان چگونگی کار ساختارهای رهبری را پیش بینی کرد و اگر همه چیز به خوبی پیش برود، همه به آن ملحق خواهند شد». او افزود که در راه متحد کردن آنانی که برای مشاکت آمادگی دارند باید گام نهاد. وی باور دارد: «باید دعوت از همگان پایان گیرد».
حتی به وجود قانون اساسی قانع نیست
در نهایت مسئله تصویب قانون اساسی جدید در روند سیاسی سوریه اهمیت کلیدی پیدا خواهد کرد. بحث و بررسی اصلاحات قانون اساسی، مهم ترین بخش قطعنامه شماره ٢٢٥٤ سازمان ملل متحد می باشد.
گفتنی است که آخرین قانون اساسی کشور، در سال ٢٠١٢ میلادی، تدوین شد و حاوی اصول دموکراتیک بسیاری است. احتمال دارد، همین قانون اساسی در قانون اساسی جدید، اساس کار قرار گیرد.
مسایل مربوط به نظام ارضی جدید و نظام ریاست جمهوری از موارد کلیدی آن خواهند بود. بسیاری از نمایندگان روی تغییر سیستم حکومتی سوریه، از نظام ریاست جمهوری به جمهوری پارلمانی و همچنین تغییر نظام ارضی آن با در نظر گرفتن وضعیت حاکم پافشاری می کنند.
احمداف، شرق شناس، اشاره می کند که این مسئله یکی از مسایل مشکل ساز است. باید مشخص شود که مسئولیت تأمین شرایط رعایت مقررات بر عهده چه کسانی خواهد بود، خود سوری ها یا بازیکنان خارجی.
روسیه گزینه قانون اساسی خود را برای سوریه آماده کرده است. این گزینه حفظ نظام جمهوری را پیشنهاد می کند، اگرچه واژه عربی از آن حذف شده و همچنین از واژه اسلام نیز به عنوان دین رسمی رئیس جمهور یاد نمی شود.
این به منزله انتقام جویی از کردها تعبیر می شود که در موردشان نظام خود گردانی پیش بینی شده است. در این میان به نوشته لئونید عیسی اف در سایت مرکز بین المللی کارنگی، قانون اساسی به طور مشروع موقعیت رهبری اسد را تحکیم می کند.
مردسوف کارشناس ارشد خاور شناسی، می گوید: « غیر از این نیز ممکن نبود. زیرا روسیه در مناقشه سوریه، از همان ابتدا جانب اسد را گرفت و همه اقدامات این کشور در راستای حل و فصل مسائل در این کشور – عملیات نظامی در سوریه و اکنون نیز به وجود آوردن میدان مناسب برای انجام مذاکرات صلح آمیز – در مجموع با هدف حفظ رژیم کنونی بوده است».
در این میان، مخالفان او تأکید دارند که به رغم این که اسد فاتح واقعی جنگ در سوریه بوده است، وی نمی تواند مورد اعتماد اکثریت مخالفان باشد. پیروزی نظامی رئیس جمهور فقط در سایه مساعدت های روسیه حاصل شده و رهبری او فراتر از دمشق را در بر نمی گیرد. سیستم سیاسی که تا پیش از جنگ در سوریه حاکم بوده است، بر رهبری اقلیت حاکم علوی ها مبتنی بوده است که اکنون وجود ندارد و بعید به نظر می رسد که بتواند در شکل و شمایل پیشینش احیا شود.
صرف نظر از این که گزینه قانون اساسی پیشنهادی روسیه تصویب شود، یا خیر، به هر صورت مخالفان ناگزیرند با اسد کنار آیند. احمداف می گوید: «مخالفان این حکومت را دوست ندارند اما، تا زمانی که روی کار است، باید با آن وارد گفتگو شوند. برای جایگزینی او نیز نام رهبر دیگری مطرح نمی باشد». این کارشناس بر این باور است که چنین فیگوری را نه روسیه مدنظر دارد و نه، ایران و نه آمریکا.
در امریکا و اتحادیه اروپا تلاش های روسیه در راستای حل و فصل سیاسی مسئله سوریه را با بردباری پیگیری می کنند. یک دیپلمات بلند پایه اروپایی پیش از این به نشریه گازتا رو گفته است که مذاکرات در سوچی و آستانه را باید به عنوان بخشی از روند مذاکرات ژنو ارزیابی کرد.
مسکو به رغم انتقادات غیر تند خود از مذاکرات در ژنو، این مسایل را به خوبی درک می کند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در خصوص نتایج کنگره خاطر نشان کرده است که این مذاکرات تکیه گاه بسیار قوی برای ژنو بوده است. میخائیل بوگدانوف، معاون مجمع دیپلمات های روسیه، نیز اشاره می کند که مسکو به عنوان عضو مقرراتی سازمان ملل متحد، قالب ژنو را قبول دارد. او در عین حال، اشاره می کند که ما از مذاکرات ژنو خیری ندیدیم.
کارشناسان بر این باورند که مذاکرات پیرامون ساختار سیاسی آینده سوریه برای مدت زمان طولانی دیگر ادامه پیدا خواهد کرد. مسکو با تلاشی در جهت محقق ساختن صلح در سوریه، بر اساس شرایط مد نظر خود، برای سازش نیز آمادگی دارد. اما، هرگز منافع خود را به فراموشی نخواهد سپرد.
یوری ماواشیف، کارشناس خاور شناس روسیه، می گوید: «به احتمال زیاد، اینجا به طور ضمنی، به منافع مبرم مبنی بر استفاده از زیر ساخت های سوریه برای همکاری ها با دمشق در آینده اشاره می شود. باید به فکر آینده بود که دیگران هم هستند. به گمان من، دولت سوریه نیز با احیای سطح قبل از جنگ در همکاری ها با کشورهای همسایه خود و شاید هم گسترش آن، مخالفتی ندارد. سوریه در معنای جغرافیایی – راهبردی بسیار سود آوری دارد».

چاپ نوشتار