شرایط در واشنگتن به‌گونه‌ای است که نفوذ و تاثیرگذاری بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در سیاست‌های خاورمیانه‌ای آمریکا به‌ویژه درباره ایران، بیش از رئیس‌جمهوری آمریکا شده‌است.
تاریخ: ۸:۳۶ :: ۱۳۹۶/۱۱/۱۸
سناریوی آمریکا و اروپا در مواجهه با ایران

سید حسین موسویان

شرایط در واشینگتن بگونه ای شده که نفوذ و تاثیرگذاری نتانیاهونخست وزیر اسراییل  درسیاست آمریکا راجع به خاورمیانه بویژه ایران، بیش از رئیس جمهور آمریکا شده است. از یک کارشناس مطلع شنیدم که در ابتدای کار ترامپ درکاخ سفید، نتانیاهو یک مفهوم را خوب برای او جا انداخت و آن اینکه تهدیدات علیه ایران و برجام راباید اولا: محکم، قاطع و صریح اعلام و مکرر تکرار کند تا دیگران ذره ای تردید درعزم او نکنند. ثانیا: همزمان اقداماتی همچون تحریم  را چاشنی این خط مشی کند. تنها در اینصورت  موفق خواهد شد.تهدیدات مقامات اسراییل درمورد حمله به ایران، مواضع صریح و قاطع ترامپ درمورد خروج از برجام همراه با تحریمهای جدید، درچهارچوب این نظریه است.

تا این مرحله، سناریو مذکور باعث شده که اروپاییها حاضر شدند که گروه کاری مشترکی با آمریکا درمورد بازنگری برجام را تشکیل  و سریعا فعال کنند ضمن اینکه روند همکاریهای اقتصادی جهانی با ایران هم کند شده است. اما راجع به چندماه درپیش رو، از بین سناریوهای مختلف، یک سناریو در مورد خروجی کار گروه آمریکا و اروپا ممکن است محتمل تر باشد و آن اینکه:

۱- اروپا بپذیرد که درمورد اعمال فشارها و تحریمهای جدی علیه ایران درمورد مسائل موشکی، منطقه ای، تروریسم و حقوق بشر با آمریکا همراهی کند.

۲- متقابلا آمریکا بپذیرد که تعلیق تحریمهای هسته ای پیش بینی شده دربرجام را موقتا ادامه داده و نتیجه فشارهای مشترک را بعد از مدتی ارزیابی و تصمیمات بعدی را درکارگروه مشترک اتخاذ کنند.

استراتژی جبهه متحد آمریکا، اسراییل و اعراب تکفیری این است که با اجرای چنین سناریویی موارد زیرمحقق شود :

۱-نیازی به حمله نظامی آمریکا به ایران نباشد زیرا آمریکا آمادگی برای ورود به چنین سناریویی را ندارد. البته ممکن است تهدیدهایی از سوی آمریکا یا تل آویو برای حمله به ایران مطرح شود منتهی این تهدیدات پشتوانه عملیاتی نداشته و صرفا جنگ روانی علیه ایران خواهد بود.

۲-بدون خروج آمریکا از برجام، موج تحریمهای جدید اروپا و آمریکا باعث خواهد شد فضاسازیهای مخرب علیه ایران افزایش یافته، بلاتکیفی برجام جدی تر شده، و درنتیجه نه تنها همکاریهای کلان اقتصادی سایرکشورها با ایران متوقف ومنافع اقتصادی ایران از برجام را به حداقل برسد بلکه توان اقتصادی ایران را بحدی تحلیل برده تا بجای مانور درمنطقه، تهران اسیر چالشهای جدی درداخل شده وتمام توانش مصروف حل معضلات اقتصادی و سیاسی و امنیتی داخلی گردد.

۳- ضمن اینکه ایران مجبور باشد به تمام تعهدات برجامی خود تمام و کمال عمل نموده ، با کمترین تخلف از برجام، پرونده هسته ای ایران را در شورای حکام آژانس فعال و بعد از چند قطعنامه سعی کنند آن را مجدد به شورای امنیت سازمان ملل بکشانند. آمریکا و اسراییل درک میکنند که درشرایط فعلی اجماع سازی جهانی علیه ایران ممکن نیست. لذا سعی میکنند با استفاده از موضوعات منطقه ای ، موشکی، تروریسم وحقوق بشر، درهرفرصتی ایران را به شورای امنیت سازمان ملل بکشانند. فرض آنها هم این است که سایر قدرتها همچون روسیه و چین ممکن است مانع شوند. منتهی این مسیر، باعث خواهد شد درصورت نقض برجام از سوی ایران، زمینه های لازم برای تسلیم مسکو و پکن را فراهم کند.

قاعدتا مقامات اروپا در دیدارهای آتی خود با مقامات ایران، موضوعات منطقه ای و توان موشکی رامطرح میکنند. هدف کاخ سفید-تل آویو این است که چنانچه ایران سرسختانه با چنین گفتگوهایی مخالفت کند، سناریو فوق کلید خورده  و همراهی اروپا با تحریمهای موشکی و منطقه ای و حقوق بشری آمریکا شروع شود.

ایران چه بخواهد یا نخواهد یک عنصر تعیین کننده در معادلات منطقه است.  بسیاری معتقدند که ایران درمنطقه دست بالا رادارد. من چنین اعتقادی ندارم و معتقدم شرایط فعلی یک روند باخت-باخت برای قدرتهای اسلامی منطقه از جمله ایران و عربستان و ترکیه و سوریه و مصر و عراق است و پیروز اصلی اسراییلی ها هستند که با استفاده از تقابل قدرتهای اسلامی و ایجاد بحران در این کشورها، باکمترین هزینه، اهداف کلان خود را به پیش برده و منابع کشورهای اسلامی منطقه روزبروز تحلیل میرود. اینکه تحلیلگران غربی-عبری-عربی هم مدام برنفوذ وسلطه ایران درمنطقه اصرار میکنند، برای مشروعیت بخشیدن به فشارهای بیشتر بین المللی علیه ایران است. لذا ایران باید با یک کلان نگری، سعی کند این روند را تغییر دهد.

برنده روند تشدید خصومتها و تقابلات  آمریکا -غرب با ایران هم درکوتاه مدت عربستان و متحدینش اما درکوتاه مدت و دراز مدت اسرائیل است. ضمن اینکه خصومتهای جاری بین ریاض و تهران نیز نهایتا به نفع اسرائیل است. ایران با تمام رقبا و دشمنان دنیای غرب همکاری و همپیمانی سخاوتمندانه دارد. بااین وجود کنترل و کاهش خصومت و تقابل با آمریکا،غرب، عربستان وکشورهای همسایه  درراستای منافع ملی ایران خواهد بود.

به موازات تشدید تحریمها، فرصتهای تاریخی و کم سابقه ای نیز بوجود آمده است همچون: بحران سعودی-امارات با قطر، تشدید تقابلات ترکیه با اروپا-ناتو-آمریکا، عصبانیت اروپا از سیاستهای ترامپ، شکاف موجود در داخل آمریکا درمورد برجام و سیاستهای ترامپ در مورد ایران، اشتراکات و همکاریهای جدی بین ایران و عراق وسوریه در مقابله با تروریستهای تکفیری، همکاریهای مشترک ایران و روسیه و ترکیه درمورد سوریه و غیره. بهره برداری درازمدت ازاین فرصت ها نیازمند ابتکاراتی فراگیر و جامع است و تاخیر نیز موجب از دست این رفتن فرصت ها خواهد شد.

مشکلات اقتصادی از جمله بیکاری و گرانی و فساد گسترده مهمترین چالش شرایط فعلی ایران است. تقویت  اقتصاد داخلی که پاشنه آشیل نظام است دریک اقتصاد فسادزده دولتی ، همراه با چالش های سنگین اجتماعی و فرهنگی ، نیازمند تحولاتی اساسی است. دوعامل مهم فساد بی مهارنیز “تحریم”  و”اقتصاد دولتی” است . نا کارآمدیهای موجود درمبارزه با فساد همگام با بحران درروابط باغرب و تشدید تحریم ها،  به چنین وضعیتی دامن خواهد زد.

راهکارهای موجود  ضمن اینکه روند سقوط اقتصاد ایران را مهارکرده اما معضلات اقتصادی جاری توده مردم را حل نکرده وبا ادامه این وضعیت، نارضایتی مردم بیشترنیزخواهدشد. زیربنایی ترین عامل معضلات اقتصادی ایران هم دولتی بودن اقتصاد ایران و درحاشیه بودن بخش خصوصی است. دولت آلمان بعد از اتحاد دوآلمان، ظرف کمتر از ۱۰ سال، اقتصاد کاملا دولتی آلمان شرقی را بطورکامل خصوصی کرد درحالیکه جمهوری اسلامی ایران بعد از چهل سال نه تنهادر خصوصی سازی واقعی ناموفق بوده بلکه سهم دولت و خصولتی ها در اقتصاد نسبت به قبل از انقلاب نیز افزایش یافته است.

  حل ضعف ها و مشکلات سیاسی-امنیتی-اقتصادی ایران نیازمند ابتکارات و تصمیمات شجاعانه و واقع بینانه ای است که خلاء آن بشدت حس میشود. نخبگان و سیاسیون ایران باید در یک اجماع ملی همراه با روحانیون متنفذ و علمای اعلام در آستانۀ چهل سالگی انقلاب پارادایم جدیدی در تعامل ملی و منطقه ای وجهانی طراحی و معرفی کنند. تنها با اجماع ملی می توان راهبردی را  عملیاتی کرد که پاسخگوی معضلات مذکور بوده بدون اینکه استقلال، حیثیت ، ملیت و اسلامیت ایران کمترین لطمه ای بخورد. ملت آبدیده و توانا شده، درتحمل مشکلات صبر استراتژیک بخرج داده، به قدرت منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل گردیده وباید با مسئولیت جهانی عمل کند. تا دیر نشده نخبگان متنفذ وجیه المله  باید متهورانه اقدام کنند.

چاپ نوشتار