اختلاف نظر درباره توافق هسته ای ایران آزمونی برای پیوند اروپا و آمریکا

اکونومیست (انگلستان)


جای بسی تأسف است که اروپایی های بی نوا به دنبال این هستند که بدانند آمریکا چه می خواهد. روز ٢٢ ژانویه، مایک پنس، معاون رئیس جمهور آمریکا، گفت، آمریکا در شرف کنار رفتن از توافق هسته ای سال ٢٠١٥ است. همزمان، رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا، در لندن خوش بین بود و می گفت با کمی دست کاری می توان توافق هسته ای را نجات داد. وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا همان روز در بروکسل گردآمدند و سردر گمی بر گفتگوهای آنها سایه افکنده بود، گویی هواپیمای پیک آمازون (شرکت اینترنتی عرضه کننده انواع کالاها) بر فراز سر آن ها به پرواز درآمده و آنها نمی دانند که محموله آن شکلات است یا دینامیت.
رویکرد کارناوالی ترامپ به منصب ریاست جمهوری، زندگی را برای متحدان اروپایی دشوار ساخته است، اما نخستین سال استقرار او در کاخ سفید آن ترس و وحشتی را که خیلی ها پیش بینی می کردند، به دنبال نداشت. البته کنگره با موضوع روسیه دست و پای او را بسته است. ناتو هنوز فرو نپاشیده و جنگ های تجاری اتفاق نیافته اند (البته این هفته اخبار نگران کننده وجود داشت). ولو اینکه بسیاری از اروپایی ها ترامپ را گیج کننده و نفرت انگیز می دانند – در نظر سنجی اخیر گالوپ فقط ٢٥ درصد ریاست جمهوری او را تأیید کردند – اما پیوند فرا – آتلانتیک (رابطه اروپا و آمریکا) دست نخورده پا بر جا است.
اما توافق هسته ای، که اینک با تهدید مواجه است، می تواند همه چیز را تغییر دهد. برجام، دستاورد بزرگ اتحادیه اروپا در عرصه سیاست خارجی این اتحادیه است. سه عضو این اتحادیه – انگلیس، فرانسه و آلمان -، به اتفاق آمریکا و روسیه و چین، این توافق را امضاء کرده اند. اتحادیه اروپا به طور رسمی بر اجرای این توافق نظارت می کند. توافق هسته ای تهدید امنیتی در خاورمیانه را کاهش داد و احتمال جنگ بین ایران و آمریکا را پایین آورد و معرف پیروزی روش دیپلماتیک ترجیحی اتحادیه اروپا بود: چند جانبه گرا، قانون مدار و هدفمند. اتحادیه اروپا این توافق را سکوی پرتابی برای تعامل تجاری و فرهنگی با ایران تلقی کرد و گرچه هرگز بخش رسمی این توافق نبود، اما شیوه ای برای بیرون آوردن ایران از انزوای ژئو پولتیک تصور شد.
با وجود این، ترامپ ١٢ ژانویه، تهدید کرد که اگر اروپا نتواند «نواقض وحشتناک» توافق را ظرف  روز١٢٠ آینده برطرف سازد، تحریم ها علیه ایران را از سرخواهد گرفت و بدین ترتیب، مشارکت آمریکا در این توافق را مخدوش ساخته است. نگرانی های آمریکا به ظاهر حول سه موضوع است»: اول بندهای مربوط به انقضای این توافق است، که ایران، پس از آن، می تواند غنی سازی خود را افزایش دهد؛ دوم، برنامه موشک های بالستیک ایران؛ و سوم رفتار ایران در سوریه، یمن، لبنان و جاهای دیگر. اروپایی ها که به طور معمول در دفاع از این توافق متحد عمل می کنند، می گویند که هدف این توافق دقیقاً این بود که نگرانی های بزرگ تر مربوط به تکثیر هسته ای را مرتفع سازد. اما به ظاهر استدلال فوق در حال از دست دادن اعتبار خود در واشنگتن است.
انگلیس و به ویژه فرانسه، هنوز امیدوارند که ترامپ را پاینبد به این توافق نگه دارند. دیپلمات ها می گویند، از دیر باز به ایران فشار آورده اند که برنامه موشکی خود را محدود سازد. وزیر امور خارجه فرانسه، ماه مارس، از تهران بازدید خواهد کرد. خود آقای مکرون برای سفر به ایران دعوت شده است. ترامپ نیز همتای فرانسوی خود را برای سفر به آمریکا دعوت کرده است. سفر مکرون احتمالا چند هفته پیش از اعلام تصمیم نهایی ترامپ درباره تحریم های ایران در دوازدهم ماه می، انجام خواهد شد.
ترامپ، اروپایی ها را در وضعیت دشواری قرار داده است به گونه ای که مجبورند با روسیه، چین و ایران در برابر متحد قدیمی خود [یعنی آمریکا] رویه وحدت اختیار کنند. طبق گزارش جدید سایت «بورس و بازار»، که مشوق تجارت با ایران است، تهدیدات ترامپ توافق هسته ای را در «وضعیت بلاتکلیفی» قرار داده است. توافق های – جانبی که تیلرسون به دنبال آنها است، راهبرد پیش بینی پذیری اروپایی ها را تضعیف می کند – و هیچ گونه ضمانتی وجود ندارد که آنها ترامپ (یا دوستداران جنگ با ایران در کنگره) را راضی کنند. به دور از ایران، تنش ها بین اروپا و آمریکا از این جهت جریان دارد که اروپایی ها از غریزه و میل به توافق خود پیروی می کنند و رویکرد آمریکا نیز از رویکرد خود که بین حالت تهاجمی و بلاتکلیفی در نوسان است، پیروی می کند. این وضعیت موجب قدری گفتگوهای مشکل و آزارنده در باشگاهی می شود که هنوز آمادگی آن را ندارد زندگی را بدون محافظت آمریکا تصور کند. یان تچائو، تحلیل گر بنیاد مارشال مستقر در برلین، در آلمان، می گوید: «ترامپ معضل راهبردی اروپایی ها را به گونه ای بر جسته می سازد که برای آنها بسیار دشوار و آزاردهنده است».
آنها چگونه باید پیش بروند؟ در دولت ترامپ به طور قطع درباره ایران اختلاف نظر وجود دارد. تلاش های اروپا برای نجات توافق ایران موجب تقویت ژنرال های قلدر در اطراف ترامپ خواهد شد که تمایل ندارند متحدان آمریکا را تحریک کنند یا تندروهای ایرانی را جسور و گستاخ سازند. با وجود این، ترامپ پیش از این هم در برابر فشارهای مشاوران خود مقاومت کرده است. او قبلاً از توافق اقلیمی پاریس کنار کشید. احتمال دارد که این بار هم [در رابطه با توافق ایران] همین کار را انجام دهد.
خیلی ها چنین استدلال می کنند که اروپایی ها، در نتیجه، به طرح های اضطراری نیاز دارند. بزرگ ترین سلاح آمریکا این نیست که تحریم ها را دوباره علیه ایران از سر بگیرد بلکه می خواهد از طریق تدابیر تنبیهی خود بانک ها و شرکت های اروپایی طرف معامله با ایران را مجازات کند. الی گرانمایه از شورای روابط خارجی اروپا می گوید اروپایی ها باید با کنگره به طور جدی همکاری کنند و معافیت هایی را در زمینه «تحریم های ثانوی» به دست آورند. و به گفته وی، اگر این تلاش آنها با شکست مواجه شد، لازم است که شرکت های سرمایه گذار آمریکایی در اروپا را با تحریم های متقابل تهدید کنند. اما احتمال دارد که سایرین هم چنین استدلال کنند که جنگ تجاری تلافی جویانه به نفع هیچ طرف نیست.


اروپایی ها به خودشان کمک می کند
تضمین امنیتی آمریکا لازم و ضروری است. وظیفه نخست سیاستگذاران در دو سوی آتلانتیک باید این باشد که اختلاف ها را کاهش دهند و به جدایی بین دو قاره شتاب نبخشند. بهترین راه انجام دادن این کار برای اروپا این است که پول بیشتری را روی بخش دفاعی خود هزینه کند و مواضع افرادی، از جمله ترامپ را، که اتحادیه اروپا را طرفدار سواری گرفتن مجانی می بینند، تضعیف کند. اما اروپا می تواند دوراندیش هم باشد، بدین گونه که نوعی همکاری امنیتی نوپای خود را ایجاد کند، البته به گونه ای که منابع را از ناتو دور نسازد. ترامپ به طور خاص انسان نامتعادل و دمدمی است، اما اروپایی ها نمی توانند فرض را بر آن بگذارند که جانشین او به همان شکل سابق عمل خواهد کرد. تنها راه منطقی و معقول برای آنها این است، که هر رئیس جمهوری هم که در آمریکا بر سر کار باشد، خود را برای دنیایی آماده سازند که منافع شان، اغلب به طور کامل با منافع آمریکایی ها، چندان هم تراز و منطبق نباشد. ترامپ، به هر حال رئیس جمهور است و به تشکیلات سیاست خارجی آمریکا چندان هم اهمیت نمی دهد. درسی که در آمریکا نادیده گرفته نخواهد شد و در اروپا هم نباید نادیده گرفته شود.

چاپ نوشتار