توطئه آمريکا و متحدانش براي انتقال تجربه بهار عربي به ايران به سبب آگاهي ملت ايران شکست خورد.
تاریخ: ۱۰:۲۱ :: ۱۳۹۶/۱۰/۲۳
شکست توطئه آمریکا و متحدانش در ایران؛

جمال الکندي
راي اليوم(انگلستان)

همه مي دانيم هفت سال از بهار عربي مي گذرد و تاکيد مي کنيم آناني که در مصر، تونس، ليبي، سوريه و يمن به خيابانها آمدند بطور خودجوش بوده و خواسته هاي اجتماعي و حقوقي شان به حق بوده است.
اما اين بهار به زمستان سختي تبديل شد آن هم زماني بود که براساس دستوراتي که از خارج آمده بود از مرحله مسالمت آميز به مرحله نظامي منتقل شد و هدف از بين بردن دولت ملي و جايگزين کردن دولت خون، ويراني و هرج و مرج بود.
به همين دليل  ليبي ، سوريه، عراق و يمن ويران شدند و همه اينها به نام آزادي و حقوق بشر انجام شد. امروز شاهد تکرار همين سناريو در ايران هستيم. چرا ايران؟ زيرا اصل مشکل آمريکا و همه دولتهايي که در جبهه آمريکا قرار دارند ايران است که مغز محور مقاومت و پل ارتباطي نيروهايي به شمار مي رود که با دشمن صهيونيستي مي جنگند.
به همين خاطر بايد اين پل از طريق تغيير مزاج سياسي ايران از داخل با همان شيوه بهار عربي شکسته شود. سناريوي آنها در هم آميختن خواسته هاي اقتصادي با خواسته هاي داراي رنگ و بوي سياسي است مثل شعاري که سر داده شد: نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
اين شعارها در جامعه ايران جديد نيست و در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۰۹ چنين شعارهايي سر داده شد و از حمايت غرب برخوردار گرديد براي اينکه سياست نظام ايران تغيير کند.
توطئه در آن زمان به سبب آگاه بودن جامعه ايران و وجود قشر بزرگي که به مساله فلسطين ايمان داشت و به خاطر آن مجاهدت مي کرد، شکست خورد و همين امر آمريکا و رژيم صهيونيستي را آزار مي دهد.
اعتراضات اخير به حق و خود جوش بود و در ايران تکرار مي شود زيرا ايران کشوري است که نهادها در آن حاکم است و اين امري طبيعي است و مساله عادلانه و داراي جنبه اقتصادي بود که به نياز اقتصادي شهروند ايراني مرتبط مي شد اما در مقابل رسانه هاي غربي و عربي از اين حادثه بهره برداري کردند براي اينکه بنيان داخلي ايران و ايدئولوژي سياسي اش را تغيير دهند و جامعه ايران را به دو دسته موافق و مخالف تقسيم کنند و پس از آن تخريب سازماندهي شده را که در کشورهاي بهار عربي مشاهده کرديم آغاز کنند. ديديم کشورهاي بهار عربي صدها هزار قرباني دادند و زير ساختهايشان ويران شد.
اين طرح در ايران شکست خورد زيرا جامعه ايران آگاه است و از آنچه که غرب مي خواهد باخبر است. ايرانيها مي دانند پشت حمايت از تظاهرات در قالب آزادي و عدالت اجتماعي چه طرح و نقشه اي نهفته است. آن ها همچنين مي دانند انگيزه توطئه گران چيست. اگر دقت کنيم خواهيم ديد مردم برخي از کشورها با نظام سياسي خود مشکل دارند اما هيچ حمايت و تحرک رسانه اي از سوي آمريکا و متحدانشان دريافت نمي کنند و اين به سبب منافع سياسي، اقتصادي و نظامي بين آمريکا و اين دولتها است.
به همين دليل ملاحظه کرديم نخستين کساني که از خرابکاران در ايران حمايت کردند ترامپ رئيس جمهور آمريکا و بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي بود و اين امر تقويت کننده تحليلي است که مي گويد ايران پلي است که مي خواهند آن را قطع کنند تا ارتباط بين ايران و کساني که در برابر اسرائيل مقاومت مي کنند، قطع شود.
آمريکا در بهره برداري از آنچه که در ايران اتفاق افتاد ناکام ماند زيرا موضع سياسي متحدانش در شوراي امنيت سازمان ملل متحد سرد بود و همين به نوبه خود سيلي محکمي به سياست واشنگتن در قبال ايران بود. متحدان اروپايي آمريکا نيز با ترامپ براي تشديد تنش عليه ايران همراه نشدند و نماينده آمريکا در سازمان ملل متحد بدون متحد فرانسوي و انگليسي اش در شوراي امنيت تنها ماند زيرا نمايندگان اين دو کشور اعلام کردند آنچه در ايران اتفاق مي افتد مساله داخلي است.
اين شکست بزرگي براي آمريکا و رژيم صهيونيستي بود و تظاهراتي که در حمايت از نظام ايران برگزار شد و توافق جريانهاي مختلف ايراني در زمينه آسيب نرساندن به بنيان سياسي ايران نشانه همبستگي مردم با رهبري سياسي و ديني است براي اينکه اجازه ندهند مساله اقتصادي جنبه سياسي به خود بگيرد و اجازه ندهند ديگران در امور داخلي ايران با هدف تغيير نظام مداخله کنند.
چرا و چگونه طرح آمريکا در ايران شکست خورد؟ به اين علت که ايران قدرت منطقه اي است و پس از امضاي توافق هسته اي با جامعه بين المللي ، کشورهاي منطقه و اروپائيها تمايل به فعاليت اقتصادي با ايران دارند و آمريکا اين موضوع را به خوبي مي داند. آمريکا براساس اصول و سياستهاي اسرائيل با ايران دشمني مي کند و بر عکس منافع اقتصادي اروپائيها سبب مي شود به ايران نزديک شوند به همين دليل فرانسه و انگليس از رويکردهاي آمريکا در شوراي امنيت حمايت نکردند و اين امر در مساله توافق هسته اي نيز آشکار است.
اما چگونگي شکست طرح آمريکا به آگاهي ملت ايران و برداشت درستي که از حوادث کشورهاي بهار عربي داشته، مربوط مي شود. مردم ايران اجازه ندادند اين حوادث در ايران تکرار شود. مهمترين مانع بر سر راه تغيير نظام در ايران ملت ايران و درک آن از توطئه ها است. ملت اين توطئه را شناخت و فتنه را قبل از اينکه بزرگتر و وارد مرحله درگيري مسلحانه شود، خاموش کرد. اما موضوع اقتصادي به ايران مربوط مي شود و يک مساله داخلي است و هيچ کس حق ندارد مداخله کند و براي توهم تغيير نظام لباس سياسي به آن بپوشاند و از دروازه سوء استفاده از بحران اقتصادي و اجتماعي وارد شود. همه گروههاي سياسي در ايران بر سر اين موضوع اتفاق نظر دارند.
اما کنفرانس امنيت غرب آسيا با حضور شخصيت هاي معروف و موثر در سياست بين المللي نشانه اهميت نقش مثبت ايران در مبارزه با تروريسم است و مساله انتقال ايران از ثبات سياسي به يک کشور داراي هرج و مرج به معناي برهم زدن امنيت ملي کشورهاي همسايه ايران است به همين دليل هر طرحي که بخواهد ايران را به يک کشور شکست خورده و بي ثبات تبديل کند، شکست خورده و خواهد خورد زيرا سياست ثبات ايران ثبات منطقه است و اين موضوع را اروپائيها و کشورهاي همسايه ايران درک مي کنند اما آمريکا و متحدانش به سبب دشمني راهبردي با ايران پس از انقلاب آن را ناديده مي گيرند.

چاپ نوشتار