تاریخ: ۲۲:۳۱ :: ۱۳۹۶/۱۰/۲۱
ایران و انقلاب اسلامی و جنگ آمریکایی-عربی علیه آن

طلال سلمان

الشروق (مصر)


اواسط ماه مارس ١٩٧٩ برای دیدار با رهبر انقلاب اسلامی آیت الله روح الله خمینی و ارکان حکومت جدید ایران راهی تهران شدم تا گفتگویی را کامل کنم که با آیت الله خمینی در «نوفل لوشاتو» در حومه پاریس پایتخت فرانسه پیش از بازگشت پیروزمندانه او به کشورش که مردم در آنجا منتظرش بودند، آغاز کرده بودم.
بعد از دیدار با (امام) خمینی در شهر قم، به تهران بازگشتم تا یک رشته مصاحبه با نخستین رئیس جمهوری اسلامی ایران ابوالحسن بنی صدر و شماری از رهبران حزب جمهوری اسلامی انجام دهم که بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب تشکیل شد. بنی‌صدر به نوعی مضطرب بود… ابتد از او درباره «جمهوری اسلامی» پرسیدم و این که ریشه در کجا دارد و آیا مانند سایر جمهوری‌ها خواهد بود یا با آنها تفاوت دارد و وجه تفاوت آن چیست؟ همچنین پرسیدم جمهوری تازه تاسیس که مشروعیت خود را از دین اسلام می‌گیرد چه جایگاهی در این دین دارد؟! و آیا شما الگویی مشخص برای این جمهوری دارید؟
بنی‌صدر پس از لبخندی تمسخر آمیز گفت: لکن شما عرب‌ها کسانی هستید که الگویی را که اکنون مفقود است از بین بردید و ما با امام آیت الله خمینی تلاش می‌کنیم این الگو را بر اساس آنچه که پیامبر گرامی محمد بن عبدالله (ص) قصد ایجاد آن را داشت ایجاد کنیم…
با لحنی کنجکاوانه از او پرسیدم: آن الگو چه بود؟ و او با لحن استادی که به شاگردش درس می‌دهد گفت: لازم است ابتدا فرض کنیم که شما به اندازه کافی از سیره پیامبر (ص) اطلاع دارید…
او وقتی دید من به نشانه موافقت سر تکان می‌دهم افزود: زمانی که پیامبر از مکه مکرمه به مدینه منوره (یثرب در آن زمان) مهاجرت کرد «مهاجرین» او را همراهی کردند و «انصار» از او در این شهر استقبال کردند… نخستین کاری که پیامبر انجام داد بستن پیمانی بین مهاجرین و انصار و سپس پیمان دیگری با مسیحیان این شهر و بعدا پیمانی با یهودیان و پیمان چهارمی با بت پرستان بود… به نظر من پیامبر با این کار تلاش کرد الگویی ارائه کند. اما شما (عرب‌ها) «خلافت» را ابداع کردید سپس سه خلیفه از چهار خلیفه راشدین را کشتید تا این که معاویه به قدرت رسید و با زیرپا گذاشتن حکومت اسلامی، امپراتوری جدیدی شبیه به امپراتوری ایران و روم ایجاد کرد.
منطق بنی‌صدر قابل مناقشه نبود هرچند من بیهوده تلاش کردم با او بحث و جدل کنم.
هدف من این بود که از این دیدار به عنوان بهانه ای برای سخن گفتن درباره ایران پس از انقلاب اسلامی و آنچه در آن می‌گذرد اعم از تحولات با انگیزه داخلی یا آن طور که تهران می‌گوید تحت تاثیر تحریکات خارجی استفاده کنم. این ادعای تهران با توجه به سخنان احمقانه و تحریک آمیز رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ باور کردنی به نظر می‌رسد. این سخنان ترامپ با درخواست برای برگزاری جلسه فوری شورای امنیت برای بررسی مسائل داخلی در یک کشور بزرگ منطقه همراه شدکه آنچه در آن می‌گذرد، طبق اظهارات مقامات روسیه و ترکیه و عراق، هیچ تاثیر مستقیمی بر کشورهای همسایه ندارد.
ایران کشوری چند قومی است و در کنار اکثریت فارس، ترکیبی از اقوام اقلیت در این کشور زندگی می‌کنند که کشورهایی که این اقلیت ها در آنها اکثریت دارند در همسایگی ایران قرار دارند. مهم‌ترین کشورها با این مشخصات، کشورهای مسلمان نشین عضو سابق اتحاد جماهیر شوروی هستند (آذری‌ها، افغان‌ها، ترک‌ها، ارمنی‌ها و…).
همچنین پنهان نیست که ایرانی‌ها در زمان جنگ هایشان با عثمانی‌ها در حدود چهار قرن پیش یا بیشتر، و بعد از جنگی طولانی با «سلطان عثمانی» و ارتش آن به تشیع گرویدند.
اما رهبر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی، خود را نه سلطان نامید نه خلیفه نه پادشاه نه رئیس جمهور بلکه ترجیح داد «رهبر» یعنی «نایب امام غایب» طبق عقیده شیعیان باشد. او به این ترتیب علاوه بر مرجعیت دینی، رهبری سیاسی را در چارچوب نظامی برعهده گرفت که دارای رئیس جمهور و دولت و مجلس شورای منتخب است هرچند به ارتش ایران، «سپاه پاسداران انقلاب» را افزود که مستقیما زیر نظر رهبر قرار دارد.
ایران در زمان (امام) خمینی وارد جنگی شدید با صدام حسین شد که در نخستین سال های عمر نظام جدید به آن حمله کرد و این جنگ بیهوده هشت سال طول کشید تا این که دو کشور در الجزایر بر سر آتش بس توافق کردند [توافقنامه الجزایر مربوط به پیش از انقلاب است.م] و (امام) خمینی آن را به نوشیدن جام زهر تشبیه کرد.
بعد از جنگ، ایران به قدرت منطقه ای بزرگی تبدیل شد و نفوذ آن -مثل امروز- به عراق و سوریه (که در کنار ارتش آن در برابر مهاجمان ایستاد) و لبنان گسترش یافت (به طوری که حزب الله تحت حمایت ایران به قدرتمندترین سازمان مردمی و نظامی در مشرق عربی تبدیل شد و علاوه بر مقاومت قهرمانانه که اشغالگران اسرائیلی را مجبور کرد در سال ٢٠٠٠ شکست خورده از جنوب لبنان عقب نشینی کنند، بار دیگر در تابستان سال ٢٠٠٦ ارتش اشغالگر را که به لبنان حمله کرده بود شکست داد).
اتهامات علیه ایران ادامه یافت که مهم ترین آن متهم شدن از طرف عربستان سعودی به مداخله در یمن است در حالی که عربستان و متحدش امارات در جنگ علیه کشور فقیر یمن از هر نوع سلاحی استفاده کرده اند.
قابل توجه‌ترین رویداد این بود که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا علیه ایرانی اعلان جنگ کرد که قبلا به توافقی تاریخی با باراک اوباما رئیس جمهور قبلی آمریکا و شش کشور دیگر درباره برنامه هسته‌ای خود دست یافته بود… به این ترتیب واشنگتن شورای امنیت سازمان ملل را به تشکیل جلسه دعوت کرد که رویدادی بی‌سابقه در این زمینه برای بررسی اوضاع داخلی ایران و «سرکوب» تظاهرکنندگان با توسل به زور محسوب می‌شود آن هم در حالی که سیل تظاهرکنندگان حامی نظام ایران خیابان های پایتخت و دیگر شهرهای ایران را پر کرده بود.
ایران به پویایی سیاسی معروف است و در آن جریان های مخالف دولت حسن روحانی رئیس جمهور فعالیت دارند ولی جریانی علیه «رهبر» یعنی امام خامنه‌ای وجود ندارد زیرا جایگاه رهبری به علت دارا بودن وجهه معنوی، از نوعی مصونیت برخوردار است.
این اقدامات ترامپ مرحله جدیدی از جنگ بیهوده رئیس جمهور آمریکاست که در توییت های بامدادی او و موضع گیری های علنی و بی‌هدف او تجلی یافته است و به علت مغایر بودن با اصول و عرف دیپلماتیک، مورد انتقاد وزارت امور خارجه آمریکا قرار دارد.
اما اگر بخواهیم درباره سیاست و نقش رو به گسترش ایران در مشرق عربی (علاوه بر آفریقا و به خصوص آسیا) سخن بگوییم، باید نکات زیر را یادآور شویم:
کشورهای عربی که همواره نقشی رهبری در این منطقه داشته اند به علت اوضاع داخلی خود اعم از اوضاع سیاسی و اقتصادی و همچنین نظامی، از صحنه منطقه خارج شده اند. عراق پس از ماجراجویی های صدام حسین تلاش می‌کند اقتدار و جایگاه خود را در منطقه بازیابد (ماجراجویی هایی مثل جنگ با ایران، لشکرکشی به کویت که موجب شد ارتش آمریکا وارد عراق شود، و اشغال عراق به دست آمریکا بعد از نابود کردن این کشور، و سپس لشکرکشی داعش به عراق و اشغال موصل و بیش از نیمی از مساحت عراق که حدود پنج سال عمر این کشور را که در جنگ های بیهوده ضعیف شده بود هدر داد، و سپس تلاش جدایی طلبانه به رهبری مسعود بارزانی در شمال عراق (کردستان) و حرکت او به سمت اعلام استقلال کشور کردنشین، و بعد از آن استعفای بارزانی پس از ناکام ماندن برنامه هایش و پایبندی کردها به باقی ماندن به عنوان بخشی از عراق هرچند به عنوان کشوری فدرال).
اما سوریه به امور داخلی خود سرگرم است آن هم به علت جنگی که در داخل این کشور و علیه آن به راه افتاد و آن را با تهدید تجزیه مواجه کرد و حدود یک سوم مردم آن را آواره و اقتصاد آن را ویران کرد و این کشور را مجبور کرد از روسیه تحت رهبری پوتین و همچنین ایران اسلامی و حزب الله لبنان درخواست کمک (نظامی و اقتصادی و امنیتی) کند.
اما مصر تلاش می‌کند نقش خود در جهان عرب و در سطح منطقه را بازیابد که به علت تحولات داخلی این کشور و سرگرم شدن آن به مسائل داخلی و افزایش غیرمنتظره جمعیت آن، مختل شده است.
اما سایر کشورهای عربی یا مانند الجزایر به امور داخلی خود مشغول هستند یا مانند مغرب، از کشورهای مشرق عربی فاصله گرفته اند یا مانند لیبی دچار فروپاشی شده اند… در حالی که عربستان و کشورهای خلیج (فارس) مدتهاست به «رقیب» یا «دشمن» ایران تبدیل شده اند و این روزها به علت خصومتی که با ایران دارند دچار سرخوشی ترحم انگیزی شده اند و تلاش می کنند به هر شیوه‌ای ثابت کنند که از «قیام مردمی علیه حکومت تهران» حمایت می‌کنند. اقدامات آنها این ضرب المثل را در ذهن تداعی می‌کند که «از دروغ من تعجب می‌کنید… در حالی که راست گفتن من تعجب دارد!».

چاپ نوشتار