انقلاب اسرائیل-آمریکا در ایران

زهیر اندراوس

رای الیوم (انگلستان)

به دور از واقعیت نیست اگر با قاطعیت بگوییم نخست وزیر دولت اشغالگر، بنامین نتانیاهو کسی که در مسائل فساد و رشوه کاملا غرق است از  “سندروم ایران” رنج می برد و به میزان زیادی نسبت به جمهوری اسلامی تنفر، کینه و نژاد پرستی دارد زیرا این کشور با وجود توطئه های مثلث شیطانی یعنی امپریالیسم، صهیونیسم و ارتجاع عربی توانسته است به قدرتی بزرگ، موثر و تاثیر گذار در منطقه خاورمیانه تبدیل شود افزون بر تقریبا توانسته است به تسلیحات هسته ای دست یابد و به صورت خستگی ناپذیری موشک های بالستیک و غیره بسازد تا از خود دفاع کند  و بازدارندگی خود را در قبال تهدیداتی تقویت کند که واشنگتن و تل اویو و نیز ریاض برای هدف قرار دان این کشور انجام می دهند.
طبق ارزیابی راهبردی دولت اشغالگر که بر ویرانی های ملت عرب فلسطین در سال ١٩٤٨ تشکیل شده  است ، در جریان یکی از بزرگ ترین جنایت هایی که تاریخ جدید شاهد آن بوده است؛ حزب الله که از سوی اسرائیل “دنباله رو ایران” به حساب می آید، جایگاه نخست را در دشمنی با اسرائیل به خود اختصاص داده و پس از آن خود ایران قرار می گیرد و در جایگاه سوم جنبش مقاومت اسلامی یعنی حماس در فلسطین قرار دارد. از اینرو، از میان بردن ایران یکی از اهداف راهبردی برای آمریکا، اسرائیل و مزدوران این دو کشور در منطقه است. فاجعه و مصیبت برای دشمنان جمهوری اسلامی این است که بادها بر خلاف جهت مورد نظر این ها می وزد به این ترتیب که این کشور پیروزی های نظامی و سیاسی در خاورمیانه بدست آورده است و ارائه کمک به متحد خود در سوریه بزرگ ترین گواه این امر است.
بنابراین، اسرائیل در حساب کردن روی سرنگونی رئیس جمهور سوریه بشار اسد شکست خورد، اتفاقی که اگر می افتاد ضربه محکمی به ایران بود.  در سطح نظامی اسرائیل تهدید خود را برای هدف قرار دادن ایران ادامه می دهد و این دولت سرکش برخلاف گذشته در وضعیتی قرار گرفته که سخن زیاد می گوید و چندان مرد عمل نیست. این تهدیدها که ایران را به هزاران سال عقب بازخواهد گرداند، اجرایی نشده و نخواهد شد و در نتیجه طبیعی بود که اسرائیل حمایت کامل خود را از قیام مردمی ایران اعلام کند ملتی که به گفته نتانیاهو شیفته آزاد شدن از نظام استبدادی در تهران هستند، وی افزود پس از سرنگونی این نظام ملت اسرائیل و ایران دوست خواهد شد. مسئله قابل توجهی نبود که رئیس جمهور آمریکا دونالد ترامپ اعتراضات در ایران را تایید کند، در حالی که عربستان سعودی روی این جنب و جوش برای رهایی یافتن از دشمن شماره یک خود و نه اسرائیل، حساب باز کرد.
این حمایت از سوی محور آمریکا-اسرائیل- عربستان سعودی این مسئله قطعی را تائید کرد که ملت ایران که ترامپ آن را چند ماه پیش به تروریسم متهم کرده بود، برای این کشورها و کسانی که از اعتراضات ایرانیان حمایت می کنند اهمیتی قایل نیست بلکه تایید این اعتراضات در واقع از هدف اصلی این نظام ها که سرنگونی نظامی حکومت ایران است سرچشمه گرفته و می گیرد که جرات کرده است تا  علیه سیطره و استکبار آمریکا ساز مخالف بزند. بنابراین باید این نظام ادب و فرمانبردار شود. همانگونه که اوضاع در زمان شاه سابق این گونه بود. علاوه بر این، این محور فراموش کرده است که حکومت در ایران دمکراتیک است و رئیس جمهور مستقیما از سوی ملت انتخاب می شود و به هر ترتیب به دستور پادشاه تعیین نمی شود و ناظران بین المللی شاهد بی طرفی و شفافیت انتخابات در جمهوری اسلامی هستند. بنابراین، این تلاش های تکراری برای تحریک افکار عمومی علیه نظام حاکم به مثابه تیر خلاص به این قیام بود که بسیاری از افراد شرکت کننده در آن به شکستن و ویران کردن اموال عمومی متوسل شدند تا ثابت کنند هدف آن ها بی ثبات کردن نظام و تلاش برای الگوبرداری از نمونه  سوریه در ایران است ، یعنی به عبارتی اعلام “انقلاب مسالمت آمیز” در آغاز و سپس وارد کردن هزاران و شاید ده ها هزار “جهادی” برای آزاد سازی ملت ایران از چنگ نظام استبدادی که بر آن ها حکومت می کند و هدف از آن بیرون کردن این کشور مهم از محور مقاومت و پایداری و سپس اقدام جداگانه برای از میان بردن “حزب الله” است. برای این که تل اویو نمی تواند در بلند مدت با تهدید راهبردی از سوی حزب الله به سر برد به ویژه این که موشک های حب الله قادر به هدف قرار دادن   هرگونه مرکزی در اسرائیل  از جمله تاسیسات نظامی و غیر نظامی بسیار حساس است.
از آنجا که نتانیاهو خود را مدافع حقوق و آزادی های ملت ها قرار داده باید یک ضرب المثل عربی را یادآور شد مبنی بر این  کسی که خانه اش از شیشه است به دیگران سنگ پرتاب نمی کند. دولت سرکش او که تا این لحظه به بیش از شصت قطعنامه صادره از سوی شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد ترتیب اثر نداده است؛ بر ملت عربی- فلسطینی حدود هفتاد سال است که سیطره دارد و جنایت های وحشیانه ای را در طول هر ساعت مرتکب می شود و این ملت را سرکوب می کند ملتی که زیر سلطه و یوغ سازمان یافته  اشغالگر ناله سر می دهد اشغالگری که به توافق ها و منشورهای  بین المللی پایبند نیست و کافی است ما در این جا به عرب ها بیش از غرب یادآور شویم نوار غزه از سوی این دولت اشغالگر محاصره است به مدت بیش از یک دهه و  به یک زندان بزرگ در تاریخ تبدیل شده و اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن فاجعه ای انسانی را هشدار می دهد. این مسائل در سایه سکوت وحشتناک و رسوا کننده کشورهای عرب و اسلامی اتفاق می افتد در حالی که کشورهای اروپایی با ادامه دادن به نیرنگ و فریبکاری قدرتمند می شوند و هیچ اقدامی برای آزادی بیش از دو میلیون فلسطینی در نوار غزه انجام نمی دهند.
در این رهگذر باید جهان بداند که اسرائیل که ادعا می کند تنها دمکراسی در بیابان دیکتاتوری های عربی است، با گام هایی مداوم به سمت نظام تبعیض نژادی ( آپارتاید) علیه  فلسطینی های ساکن در دو طرفی که خط سبز نامیده می شود حرکت می کند. در این راستا پارلمان صهیونیست ها هر هفته قوانینی را تصویب می کند تا فضای هم اکنون بسیار تنگ را بر فلسطینی ها که ساکنان اصلی این سرزمین هستند تنگ تر و محدود تر کند، کسانی که همچنان به مالکیت بر زمین هایشان اصرار دارند و بیش از بیست درصد ساکنان دولت اشغالگر را تشکیل می دهند و در وطن خود زندگی می کنند و نه در دولت اسرائیل. هدف از این قوانین نژادپرستانه بلکه فاشیستی انجام و اجرای نقشه انتقال آرام است زیرا کوچاندن و مهاجرت دادن گروهی مانند مهاجرت جمعی شوم سال ١٩٤٨ دیگر قابل اجرا شدن نیست.
ما باید به عنوان فرزندان امت عرب و ملت فلسطین این حقیقت قاطع را درونی و نهادینه سازیم که این آمریکا است که سر افعی می باشد همانگونه که شهید دکتر جرج حبش ملقب به حکیم انقلاب و مفهوم آن گفت و در نتیجه هر کجا که آمریکا و اسرائیل و کشورهای دنباله رو این دو بایستند ما باید به صورت خودکار در اردوگاه مخالف بایستیم زیرا این دو  در جهت به شکست کشاندن و تثبت برتری امپریالیسم و صهیونیسم بر عرب ها هستند و صدها هزار عرب و مسلمان را کشته اند. آنچه در ایران رخ می دهد بر ما ضروری می سازد که در کنار این کشور بایستیم و از آن حمایت کنیم تا به این گفته رهبر، معلم و الهام بخش شهید جمال عبد الناصر عمل کنیم کسی که این گفته منقول را تثبیت کرده است: با کسی که با ما دشمنی کند، با وی دشمنی می کنیم و هر کس که با ما دوستانه رفتار کند دوستانه رفتار می کنیم. اما این ادعا که ما از آزادی ملت ها حمایت می کنیم عذر بدتر از گناه است. به این علت که حکومت هر کشوری نسبت به ملت خود آگاه تر است و فراموش نمی کنیم که نخستین تصمیم انقلاب اسلامی در ایران تبدیل سفارت رژیم اسرائیل در تهران به سفارت فلسطین بود.

 

پاسخی بگذارید