سوچی آخرین دور مذاکرات پیش از آغاز کشمکش مستقیم منطقه‌ای – بین‌المللی؟

جورج سمعان

الحیات (انگلستان)

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه امیدوار است شهر سوچی را به «سکوی» سوم برای سیطره نهایی و انحصاری بر سوریه تبدیل کند. او نهاد نظامی روسیه را که از نقش آن در «نجات کشور سوریه» تجلیل کرد برای نظارت بر کنفرانس گفتگوی ملی که قرار است آخر این ماه برگزار شود انتخاب کرد. رئیس جمهور روسیه پایگاه های حمیمیم و طرطوس را «دو دژ مهم برای محافظت از منافع روسیه و تأمین امنیت منطقه‌ای» توصیف کرد. او با این شعار می‌خواهد کنفرانسی را که قرار است در سوچی برگزار شود به ضربه‌ای تبدیل کند که کمر مخالفان سوری را بشکند. برگزاری این کنفرانس گامی بلند در طرح کنارگذاشتن جامعه بین المللی و قطعنامه های شورای امنیت و بیانیه های نشست های ژنو و وین درباره سوریه است. او می خواهد همه کشورهای ذیربط در بحران سوریه و همچنین خود سوری‌ها را کنار بزند و دیدگاه خاص خود را درباره راه حلی سیاسی که تامین کنند منافع و جاه طلبی هایش باشد تحمیل کند. او با شرط گذاشتن برای شرکت کنندگان در این کنفرانس‏، پیشاپیش نتایج آن را مشخص کرده است: کسانی که لزوم کناره گیری رئیس جمهور بشار اسد و نظام او را تکرار می کنند دعوت نمی‌شوند. او پیشاپیش، آینده سرزمین شام را رقم زده است، یعنی نظام و رئیس آن باقی می‌مانند. او به سادگی مقوله‌ای را که همواره ماشین دیپلماسی او تکرار کرده بود فراموش است‏، مقوله ای که سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه چند روز پیش آن را یادآور شد: «درباره نظام آینده سوریه فقط مردم سوریه تصمیم می گیرند»! گویا او نشنیده است که بخش اعظم طیف های مخالفان سیاسی و نظامی در داخل و خارج سوریه، راه حل تعیین شده را رد می‌کنند. شاید هم صدای «اقوام سوری» را نشنیده است که بر نقش سازمان ملل متحد در کشورشان اصرار دارند‏، نقشی که با تحمیل خواسته های کرملین‏، نادیده گرفته شده یا حتی تحقیر شده است.
سخنان زیادی درباره علل سیاسی و اقتصادی پشت پرده شتاب رئیس جمهور پوتین برای بستن پرونده سوریه بعد از آن که منافع کشورش را تضمین کرد و دو پایگاه مهم برای جولان دادن در منطقه به دست آورد، گفته شده است. او برای ایجاد «ساختاری سیاسی» مانند «مناطق عاری از تنش» عجله دارد که نه او و نه متحد ایرانی اش و نه نظام حاکم بر دمشق‏، شرایط آتش بس در آن را رعایت نکرده اند. ماشین نظامی به فعالیت خود در چندین جبهه ادامه می‌دهد و پس از آن که نظام دمشق کردها را «خائن» دانست برای سیطره مجدد بر ادلب و مناطق شمالی و شرقی سوریه آماده می‌شود. کنفرانس سوچی چه برگزار شود یا نشود، ادعای «نجات کشور سوریه» که پوتین مطرح کرده است واقعی نخواهد بود. نگاهی به نقشه جغرافیای سرزمین شام نشان می‌دهد اثری از کشور باقی نمانده است و اقوام آن پراکنده شده اند. حتی درباره توانایی موسسه نظامی سوریه برای حفظ سرزمین هایی که با کمک هم پیمانان ایرانی و روس خود بازپس گرفته است، تردید وجود دارد. دو منطقه وسیع از کشور که حدود نیمی از مساحت آن را تشکیل می‌دهند خارج از سیطره دمشق قرار دارند. مناطق شرق کشور و شمال آن و بخش هایی از جنوب آن زیر چتر آمریکا است. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا دو هفته پیش فرمانی اجرایی برای تأمین حدود پانصد میلیون دلار بودجه برای ادامه مسلح کردن ائتلاف «نیروهای سوریه دموکراتیک» صادر کرد. آمریکا در حدود چهل درصد خاک سوریه حضور دارد و نظامیان این کشور هم اکنون در حال آموزش دادن یگان های نظامی از عرب های منطقه الجزیره هستند. حزب اتحاد دموکراتیک وابسته به کردها نیز اعلام کرده است نیروهای سوریه دموکراتیک و یگان های مدافع خلق را به ارتش نظامی تبدیل خواهد کرد. چنین رویدادی به این معنا است که چه روسیه بخواهد یا نخواهد، شمال شرق سوریه به منطقه حضور دائم آمریکا تبدیل خواهد شد و تا زمانی که مناطق کردنشین زیر چتر آمریکا قرار دارند‏، برای نیروهای نظام سوریه سیطره مجدد بر این مناطق دشوار خواهد بود.
منطقه ادلب و مراکز استقرار «جبهه النصره» و هم پیمانانش، منطقه دیگری است که تلاش دمشق برای بازپس گرفتن آن آسان نخواهد بود. این مناطق برگه‌ای ارزشمند در دست آنکار است که با آن با مسکو به چانه زنی بپردازد زیرا گمان می‌کند روسیه موضع قطعی خود را درباره مسئله کُردها اتخاذ نکرده است. ترکیه در راستای اجرای تفاهم نامه «کاهش تنش» حدود بیست هزار سرباز خود را به داخل سوریه فرستاده است که در پایگاه هایی در اطراف شهر عفرین مستقر هستند. آنکارا همچنین نیروی «ارتش آزاد» را زیر چتر خود دارد که از حدود پانزده هزار فرد مسلح تشکیل شده است. این نیرو برای محافظت از مناطق نفوذ ترکیه در سوریه کافیست و می‌تواند کُردها را در عفرین و دیگر مناطق هدف قرار دهد. رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه قول داده است «حزب اتحاد دموکراتیک» را در همه مناطق شرق و شمال سوریه هدف قرار دهد و در عین حال توانایی ضربه زدن به جبهه النصره و گروه های هم فکر با آن را دارد. نشانه ای دیده نمی شود مبنی بر این که دولت اردوغان پیش از مشخص شدن موضع کرملین درباره مناطق تحت سیطره کُردها، تصمیم به پایان دادن به حضور جبهه النصره بگیرد. حتی اردوغان آماده است گروه النصره را به حضور در کنفرانس سوچی دعوت کند.
موضوع دیگری که روسیه باید مد نظر قرار دهد پیشروی نیروهای وابسته به ایران و شبه نظامیان آن به سوی مرزهای اردن و به ویژه مرزهای اسرائیل است. سپاه پاسداران و گروه های وابسته به آن به مرحله‌ی ایجاد پایگاه های ثابت در بلندی های جولان و ارتباط دادن این جبهه به جبهه جنوب لبنان، و همچنین تأمین امنیت مسیری زمینی که اکنون از تهران تا بیروت از طریق عراق و بوکمال سوریه کشیده شده است‏، نزدیک شده اند. از این رو محافل سیاسی و رسانه ای اسرائیل در این باره هشدار می دهند که ممکن است جمهوری اسلامی بتواند حلقه موشکی مستحکمی در اطراف اسرائیل ایجاد کند که از نوار غزه تا مرزهای شمالی اسرائیل با سوریه و لبنان امتداد می‌یابد. «افرائیم سنه» یکی از مقاله نویسان «هاآرتص» که پیشینه نظامی دارد معتقد است جنگ بین ایران و اسرائیل در راه است و پیش بینی می‌کند اسرائیل به رغم توان ماشین نظامی‌اش از آن پیروز خارج نخواهد شد. از این رو او خواستار ایجاد معادله بازدارندگی جدید شده است مبنی بر این که اسرائیل به جای تهدید به نابود کردن لبنان که آسیبی به ایران وارد نمی‌کند‏، جمهوری اسلامی را تهدید کند که تأسیسات نفتی‌اش را هدف قرار خواهد داد. در حالی که پیش بینی موضع واقعی تل آویو درباره پیشروی ایران به سمت مرزهای اسرائیل دشوار است‏، پرسش درباره سرنوشت پیشنهادی که به نوشته «جروزالم پست» ولادیمیر پوتین از طرف بشار اسد برای بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل منتقل کرده‏، همچنان بی‌پاسخ مانده است. این پیشنهاد شامل اقدام دمشق به ایجاد یک منطقه عاری از سلاح تا عمق چهل کیلومتری مرزهای جولان در چارچوب توافقی فراگیر است، و در مقابل، تل آویو باید تضمین کند که برای برکناری نظام اسد تلاش نخواهد کرد!
علاوه بر این طرح و نیروهای درگیر در آن، به نظر نمی‌رسد نیروهای نظام حاکم بر دمشق بدون پشتیبانی مستقیم روسیه بتونند مناطقی را حفظ کنند که گروه های مخالف خود و نیروهای داعش را از آنجا بیرون رانده اند. اینجاست که رئیس جمهور پوتین خود را مجبور خواهد دید نیروهایی را در سوریه مستقر کند. پوتین همچنین به نیروهای زمینی که جمهوری اسلامی فراهم می کند به شدت نیازمند خواهد بود. اعلامیه کرملین درباره نابودی گروه داعش در سوریه، منعکس کننده واقعیت نیست. نه تروریسم از بین رفته است و نه نهادهای وابسته به نظام سوریه در سراسر خاک این کشور مستقر شده اند. کسانی که در جنگ کنونی درگیر هستند می‌دانند سوریه در بین کشورهایی که از حضور گروه های تروریستی و تکفیری رنج بردند‏، استثناء نخواهد بود. به اوضاع سومالی و لیبی و آنچه در یمن و عراق و تونس و مصر و برخی دیگر از کشورهای عربی می گذرد نگاه کنید. اعلام رسمی نابودی «خلافت داعش» چه در بغداد یا دمشق به این معنا نیست که گروه های وابسته به آن که پس از بیرون رانده شدن از شهرها و روستاها در سراسر منطقه پراکنده شده اند نیز از بین رفته اند. همچنین بسیاری از اعضای خارجی داعش به کشورهایشان باز می‌گردند که دغدغه امنیتی مداوم برای مقامات امنیتی این کشورها خواهند بود. برخی اعضا نیز به مناطق تحت سیطره نظام سوریه بازگشته اند. چه دمشق با این افراد مدارا کند و آنان را به سمت رویارویی با جبهه النصره و دیگر گروه ها سوق دهد، یا خط مشی جدید و متفاوتی در پیش بگیرد که موجب شکل گیری جریان تکفیری جدیدی شود، این گروه ها از زمان حوادث یازدهم سپتامبر ٢٠٠١ به تکثیر و ازدیاد مستمر مشغول بوده اند. همچنین این گروه ها از تلاش برای ایجاد جایگاهی مردمی برای خود دست نخواهند کشید به ویژه اگر مسکو سوری‌ها را مجبور کند باقی ماندن بشار اسد و نظام او را بالای سرخودشان بپذیرند.
نیروهای مخالف نظام سوریه اهرم هایی در اختیار ندارند که با تکیه بر آنها در برابر خودبزرگ بینی و تکبر مسکو و بی‌توجهی آن به تمایل سوری ها و بسیاری از دوستانشان بایستند. آنها ممکن است در دور بعدی مذاکرات از حمایت مناسب در سطح عربی و بین المللی در خصوص موضع خود درباره کنفرانس سوچی برخوردار نباشند. با این حال موضع اقوام سوری، فرصتی با ارزش برای آنان محسوب می شود تا تشکیل «رهبری ملی جدید» را که متفاوت از ساختارهای قبلی باشد که با شکست مواجه شدند، بررسی کنند. در عین حال باید این مسئله را در نظر داشت که بحران سوریه با کنفرانس سوچی که ممکن است برگزار شود یا نشود، به پایان نخواهد رسید. دور جدید رویارویی ها این بار به صورت نیابتی نخواهد بود بلکه بازیگران به طور مستقیم در آن درگیر خواهند شد و ممکن است درگیری ها از مرزهای سوریه فراتر برود. در این صورت رئیس جمهور روسیه دیگر پوششی برای سرپوش گذاشتن بر شکست نشست های آستانه و مناطق عاری از تنش که در عمل تنش در آنها تشدید شده است، در اختیار نخواهد داشت. در این صورت، دیگر سخن گفتن از توافق سه جانبه در پایتخت قزاقستان معنا نخواهد داشت در حالی که در هر دوره‌ای یکی از سه شریک اصلی ساز مخالفت می‌زند! و دیگر فرصتی برای آن که کرملین اعلام پیروزی خود را جشن بگیرد وجود نخواهد داشت. در نهایت، چشم مسکو به حضور آمریکا در سوریه خواهد بود که جیمز ماتیس وزیر دفاع آن‏‌ چندین بار از باقی ماندن نیروهایش در سوریه سخن گفته و این حضور خود را به پیشرفت در راه حل سیاسی برای بحران ارتباط داده است. از آنجا که یکی از مقامات روس به تازگی به عدم همکاری کشورش با واشنگتن در بحران سوریه اعتراف کرده است، تندتر شدن لحن سرگئی لاوروف برای درخواست خروج نیروهای آمریکایی از خاک سوریه‏، تغییری در موضع پنتاگون ایجاد نخواهد کرد که محاسبات دیگری برای منافع خودش و منافع متحدان فراوانش در سراسر منطقه مشرق عربی دارد.

 

پاسخی بگذارید