هندسه سیاست در خاورمیانه؟!

نصرت اله تاجیک

یکی از ضعف‌های ما در سیاست خارجی، حل معادلات پیچیده منطقه‌ای با فضای ثابت هندسه اقلیدسی است. در هندسه سیاست و مخصوصاً وقتی زمینه (Context) خاورمیانه باشد، هر پدیده حتی پدیده‌های مسلمی که دو دوتاش می‌شود چهار تا هم دارای ابعاد و وجوه گوناگونی است.

اجازه دهید شلیک موشک‌های انصارالله به عربستان و آخرینش به قصر یمامه در ریاض را شاهد مثال آورده و این‌گونه فرمت‌بندی کنیم تا شاید قضیه کمی بهتر جا بیفتد. این اقدام را می‌توان این‌گونه دید:

۱-  مایوس شدن انصارالله از توجه افکار عمومی مردم جهان نسبت به ظلمی که به مردم یمن میرود و روی اوردن به اقدامات تند نظامی.

۲-  روش اشتباه عربستان در سیاست خارجی باعث قدرت گرفتن دو نیروی مبارز در صحنه یمن و سوریه شده است.

۳-  بهم خوردن توازن داخلی و استراتژیک یمن.

۴-  نشانه قدرت نظامی این گروه مبارز یمنی.

۵-  اعمال فشار بیشتر بر سیاست خارجی ایران.

۶-  ترس کشورهای غربی از تفوق نیروهای حامی ایران بدلیل کاربرد موشک در سایر منازعات منطقه.

۷-  عربستان محملی برای اخذ حمایت مادی (خرید و دریافت اسلحه بیشتر و حتی تسلیحات کشتار جمعی) و معنوی (سرکوب بیشتر مردم یمن) پیدا می‌کند.

ترتیب نمودن این هفت گزینه از بیشترین منفعت به مضر ترین گزینه برای انصارالله، به رویکرد و دیدگاه تحلیلگر بستگی دارد و نمی توان اجماعی کلی بین دو یا چند نفر ایجاد نمود. اما احتمالا” اجماعی بین دو سر طیف یعنی شماره های یک و هفت وجود دارد. در اینصورت اگر تلاش شود افکار عمومی مردم دنیا کمتر به انتهای این گزینه ها تمایل پیدا نموده و در عوض بیشتر به گزینه های ابتدائی تمایل پیدا کنند در اینصورت انصارالله در موضع بهتر سیاسی قرار گرفته و می تواند روی کمک مردم دنیا برای پایان دادن به این فجایع حساب کند. حالا موارد فوق را همچنان مد نظر داشته و به بحث اصلی خود باز میگردیم.

بوریس جانسون وزیر خارجه انگلیس به دلایل مشخص و برای حل مشکلاتی که انگلیس در صحنه داخلی و منطقه ائی با آن روبرو است و برآوردن نیازهائی که دارد به ایران سفر کرد.

عموما” چنین سفرهائی و با مقدمات و موخراتی که دارد زمینه بسیار مناسبی است که در هر سه مرحله قبل، حین و بعد از سفر دو طرف از مجاری دیپلماتیک کلیه مشکلات و نیازهای خود را روی میز ریخته و آنها را نه تنها برای خود بلکه نسبت به نیازها، توانمندیها برای تامین آن نیازها و مقدورات و قدرت بازیگری هر طرف اولویت بندی می نمایند. لذا دیپلماتهای دو کشور باید آن اولویتها را در دو ستون متقابل یکدیگر ردیف نموده و به مضار و فواید تحقق آنها در ستون های سوم و چهارم اشاره نمایند تا تصویر واضحی هم برای خودشان و هم برای نخبگان دو کشور و اقناع افکار عمومی در زمینه ترازنامه هزینه- فایده اقدامات سیاست خارجی ارائه دهند. قبلا” نیز اشاره داشته ام که سیاست خارجی بدلیل ویژگیهای مختص به خود که خارج از حوصله این یاداشت است در حوزه نخبگی کشورها قرار دارد و کشیدن آن به خیابانها کمکی به حل مشکلات مملکت نمی‌کند.

با نگاهی به چهار پاراگراف فوق و بی حاصلی نسبی سفر وزیر خارجه انگلیس به ایران در زمینه مسائل دوجانبه و منطقه ائی به نظر میرسد وزنه موارد هفت گانه فوق به سمت بنود ۴ ، ۵ و ۶ سیر نموده و ما نتوانستیم از قدرت لابیگری انگلیس برای کمک به مردم یمن استفاده کنیم. یعنی اگر دیپلماسی ایران و انگلیس در این سفر موفق بود در اینصورت باید شاهد این امر میبودیم که افکار عمومی به سمت گزینه های ۱، ۲ و ۳ تمایل پیدا میکرد و عربستان را تحت فشار روحی روانی قرار میداد تا مشکلاتش با انصارالله را در مذاکرت منصفانه و بدون دخالت در مقدرات یمن حل کند. اما اگر چه شلیک موشک به عربستان باعث ترس کشورهای منطقه ائی و فرامنطقه ائی شده است و اگر بوریس جانسون یک روز ادعا کند که از همتای ایرانی خود در این رابطه درخواستی هم داشته است، نباید خیلی تعجب کرد. اما با توجه به حجم حملات عربستان به یمن این تنها اسحله دفاعی انصارالله است که باید با ما به ازای مناسبی مورد مذاکره قرار گیرد. در اینصورت هم می توان شاهد تحولاتی در صحنه یمن و برقراری ثبات و امنیت در این کشور بود و از خون ریزی بیشتر جلوگیری کرد و هم گزینه هفتم متحقق نخواهد شد و این بهترین پیروزی برای انصارالله است. ان‌شاالله!

پاسخی بگذارید