تاریخ: ۹:۱۵ :: ۱۳۹۶/۱۰/۰۵
راهبرد ترامپ… بازگشت به منطق زور

محمد خلیفه

دارالخلیج (امارات متحده عربی)


رئیس جمهور دونالد ترامپ به قدرت رسید؛ در حالی که او آکنده از این ایده است که آمریکا تنها قدرت بزرگ است و باید این گونه باقی بماند و از زمان نامزدی برای مقام ریاست جمهوری، مسئولیت وضعیت ضعف و ناتوانی در کالبد ملت آمریکا را به گردن روس ها و مسئولان پیشین انداخت، کسانی که به گفته وی جایگاه کشورشان را ارج ننهادند از این رو اعتبار این کشور کاهش پیدا کرد. ترامپ از زمانی که در ابتدای ژانویه سال ٢٠١٧ قدرت را به دست گرفت تصمیمات متعددی را اتخاذ کرده است که این رویکرد جدید را منعکس می کند؛ به این ترتیب که شهروندان هفت کشور را از ورود به خاک آمریکا منع کرد، همچنین تصمیم به ساخت دیواری در مرزهای مکزیک گرفت تا بدین وسیله مهاجرت غیر قانونی را از کشورهای آمریکای لاتین به داخل آمریکا متوقف کند، وی تصمیم به خروج از “توافقنامه آب و هوای پاریس” گرفت با این ادعا که “گرمایش جهانی” نیرنگی است که چین ترویج می دهد و هدف از آن تأثیرگذاری بر اقتصاد آمریکا است. وی همچنین با صراحت اعلام کرد خواستار دفاع از متحدان در مقابل دریافت پول است و از شرکای این کشور در پیمان آتلانتیک شمالی خواست کمک های مالی خود را در این پیمان افزایش دهند تا بار از روی شانه آمریکا برداشته شود. وی لحن سخنان خود را تندتر و کره شمالی و ایران را تهدید نظامی کرد با این عنوان که این دو کشور، کشورهای سرکشی هستند که باید جلوی آن ها را گرفت.
در راستای تنش آفرینی و اتخاذ رویکرد چالش برانگیز، ترامپ در تاریخ ١٨ دسامبر ٢٠١٧ راهبرد امنیت ملی آمریکا را برای چهار ساله آینده اعلام کرد. وی در این راهبرد مشخصات چیرگی و برتری آمریکا، تقویت قدرت نظامی و اقتصادی را در رویارویی با تمام کشورهای جهان و به ویژه روسیه و چین ترسیم کرد.
ترامپ گفت: “ما در دورانی زندگی می کنیم که با رقابت همراه است و با سازمان هایی مانند گروه های تروریستی، شبکه های جنایتکارانه و نیروهایی مانند روسیه و چین روبرو هستیم که آمریکا را تهدید می کنند و به همین علت ما به برخورد و مقابله با آنچه منافع ملی ما را تأمین می کنند ادامه می دهیم”. وی گفت: “جهان اکنون می داند آمریکا قدرتمند باز خواهد گشت به این ترتیب که بودجه دفاع نظامی به ٧٠٠ میلیارد دلار خواهد رسید و اشاره کرد این امر به صلحی بلند مدت می انجامد”. این راهبرد امنیتی چهار بخش دارد: نخست حفاظت از آمریکا و ملت این کشور. دوم تقویت رشد و شکوفایی این کشور. سوم تضمین صلح از طریق قدرت و زور. چهارم: تقویت نفوذ آمریکا. چین و روسیه بی درنگ به این راهبرد واکنش نشان دادند. چین آن را محکوم کرد و از آمریکا خواست از مفهوم های قدیمی مانند ذهنیت جنگ سرد دست بردارد زیرا از این طریق به خود و دیگران آسیب وارد می کند. اما روسیه با این راهبرد مخالفت کرد.
در حقیقت بنابر ادعای ترامپ کاهش نفوذ آمریکا در جهان به علت سیاست های دولت های پیشین آمریکا نبود بلکه نتیجه قطعی کاهش نفوذ اقتصادی آمریکا بود به این ترتیب که این اقتصاد که اقتصاد جهان را از زمان پایان جنگ جهانی دوم رهبری و هدایت کرد به علت بدهی های فراوان زیر بار سنگینی رفته است که نمی توان آن را درمان کرد. به جای این که دولت آمریکا در راستای ایجاد راه حل موثر برای برطرف کردن این مشکل باشد مشکلی که وقوع فاجعه ای را هشدار می دهد که باعث خواهد شد تمام آمریکایی ها فقیر و نیازمند شوند، صدای خود را بلند کرده و تصمیم به رویارویی با قدرت های جهانی نوظهور گرفته است که از ثروت سرشار و توانمندی های انسانی عظیم برخوردار هستند.
تجربه های کنونی در جهان ثابت کرده است که قدرت نظامی به تنهایی برای یکسره کردن درگیری ها کافی نیست. به عنوان مثال آمریکا در جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق از طریق قدرت اقتصادی خود و نه قدرت نظامی پیروز شد. اتحاد شوروی سقوط کرد در حالی زرادخانه نظامی در اختیار داشت که عظیم تر از زرادخانه آمریکا بود که بر شوروی چیره شده بود. تمام قدرت این اتحاد شوروی در پیروزی علیه رقیبش مفید واقع نشد. چین امروزه دومین وام دهنده به خزانه آمریکا است به این ترتیب که در مجموع (١,١٤٦٥) هزار میلیارد دلار از آمریکا طلبکار است. طبق جدیدترین اطلاعات وزارت خزانه داری آمریکا که در اوت ٢٠١٧ منتشر شد و قتی آمریکا تمام این مبلغ را به چین بدهکار است؛ پس بنا بر این چگونه در عرصه نظامی با این کشور می تواند مقابله می کند؟
بازگشت به گذشته تنها از طریق رویا پردازی میسر است زیرا زمان همیشه به سمت آینده در حرکت است و دولت کنونی آمریکا می تواند رویای دوران طلایی آمریکا را در سر بپروراند زیرا هنگامی که از خواب برخیزد متوجه خواهد شد آنچه در خواب دیده است تنها رویایی بیش نیست که به سرعت از هم فرو می پاشد. از این رو دولتی که رویای بازگشت به دوران تک قطبی را برای جهان می بیند در محقق ساختن اين رویا موفق نخواهد شد حتی اگر تصمیم بگیرد جنگی همه جانبه را شعله ور کند این کشور تنها در محقق ساختن ویرانی و نابودی متقابل برای خود و دشمنان خود موفق خواهد شد به این ترتیب که اگر موشک های هسته ای قاره پیما دارد دشمنان این کشور هم تسلیحات مشابهی دارند بنا بر این چگونه می تواند بر دشمنان خود پیروز شود.
اعتراف به ایده جهان چند قطبی تنها راهی است که آمریکا را از سقوط نجات می دهد زیرا چنانچه بر اصل یک جانبه گرایی پافشاری کند دشمنان این کشور و در رأس آن ها چین در جهت نابودی اقتصادی این کشور اقدام خواهند کرد زیرا آن ها ابزارهایی در اختیار دارند که می تواند این امر را به واقعیت تبدیل کند.

چاپ نوشتار