سیاست های غلط آمریکا؛ عامل تشدید مشکلات خاورمیانه شده است

اکونومیست

ترامپ’ کوتاهی کرد و بطور جدی در خاورمیانه درگیر نشد و باعث شد تا مشکلات این منطقه و به ویژه جهان عرب روز به روز وخیم تر از قبل گردد.
آمریکا ساختمان جدیدی برای سفارت خود در بیروت پایتخت لبنان می سازد که اگر تکمیل شود؛ دومین سفارتخانه بزرگ واشنگتن در جهان خواهد بود. اما با همه این زرق و برق صوری؛ این فرانسه بود که به قائله بحران سیاسی اخیر لبنان خاتمه داد؛ نه آمریکا.
‘سعد حریری’ نخست وزیر لبنان در تاریخ ۴ نوامبر در ریاض بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و ناگهان استعفایش را اعلام کرد. این استعفا همان و به راه افتادن حماسه دو هفته ای همان. حریری دو هفته در پادشاهی سعودی ماند که به نظر می رسد به علت حصر خانگی بود. با اینکه وزارت امور خارجه آمریکا به شدت از این حرکت سعودی انتقاد کرد، منتها کار مذاکره برای بازگشت حریری به کشورش به جای آمریکا، به دست فرانسه صورت گرفت و حریری به کشور بازگشت و موضوع استعفایش را هم معلق گذارد.
تقریبا یک سال از ریاست جمهوری ‘دونالد ترامپ’ می گذرد و سیاست خاورمیانه ای اش، مشخصا یکی از مسامحه کارترین و بلاتکلیف ترین سیاست های دولت اوست.

از قضا؛ دوره ریاست جمهوری ترامپ با تغییرات بنیادین (رادیکال) در عربستان مصادف شده است. ملک ‘سلمان’ پادشاه عربستان و پسرش ‘ محمد’ که ولیعهد و در اختیار دارنده قدرت تامه در این کشور است، در حوزه سیاست خارجی، احتیاط را کنار گذاشتند و رویکردی تهاجمی و ستیزه جویانه را پیشه خود ساختند. این رویکرد، تمام دوستان و همسایگان سعودی را به هم ریخت، به گونه ای که حتی دیپلمات های اسرائیل هم که موافق حریری نیستند، به روش های اعمال فشار سعودی در لبنان انتقاد کرده و آن را نوعی ‘بی پروایی’ دانستند که بر توازن دلچسب فرقه گرایانه این کشور آسیب می رساند. اما موضوع این است که سعودی ها، درون کاخ سفید مخاطبانی دارند که مهم ترینشان ‘جرد کوشنر’ داماد ترامپ است. گروه دستیاران ترامپ تصور می کنند او به ولیعهد عربستان برای اجرای برنامه آزاد سازی اقتصادی و اصلاحات اجتماعی و دینی در این کشور، کمک کرده است.
کاخ سفید در مورد یمن هم که جنگی به فرماندهی سعودی و با حمایت آمریکا در آن درگرفته و این فقیرترین کشور خاورمیانه را به تلی از آوار و زباله تبدیل کرده؛ مطلقا ابراز نگرانی نکرده است.
در قضیه قطر هم کاخ سفید فورا به وجد آمد و مشتاقانه از محاصره دوحه به فرماندهی سعودی، تمجید و از موج بگیر و ببند در این پادشاهی که اخیرا به راه افتاده است،حمایت کرد. این در حالیست که دیپلمات های آمریکایی نسبت به مثبت بودن هر دوی این سیاست ها، عمیقا تردید دارند.
و اما در مورد جنگ سوریه؛ ترامپ در ماه آوریل در واکنش به حمله شیمیایی در استان ‘ادلب’؛ دست به کار شد و یک پایگاه هوایی سوریه را موشک باران کرد که این اقدام بشدت مورد استقبال بسیاری از سوری ها(ی مخالف دولت بشار اسد) قرار گرفت. اما از آن هنگام به این سو؛ ترامپ اشتیاق چندانی به درگیر شدن در جنگ سوریه از خود نشان نداده است که این خلاء را روسیه و ایران، پر کرده و به ‘بشار اسد’ رئیس جمهوری سوریه کمک کرده اند که تمام سرزمین های از دست رفته کشورش را بازپس گیرد. ‘ولادیمیر پوتین’ رئیس جمهوری روسیه ماه گذشته (نوامبر) استقبال گرمی از اسد در شهر ‘سوچی’ روسیه به عمل آورد و چند روز بعد نیز میزبان سران ایران و ترکیه بود که هردو نقشی حیاتی در بقاء اسد ایفا کرده اند. هفته گذشته دور جدیدی از گفت وگوهای صلح سوریه با نظارت سازمان ملل متحد و با حضور نمایندگان گروه های مخالف دولت سوریه که همگی خواهان خروج اسد از قدرت هستند، در ژنو سوییس برگزار شد که ابتکاری مهندسی شده توسط سعودی ها بود.
‘ریاض حجاب’ از وزرای سابق سوریه و منتقدان حکومت اسد که ریاست یک گروه حمایتی اپوزیسیون را برعهده داشت، تحت فشار سعودی؛ از مقام خود استعفا کرد. حالا این بار شاید امید سعودی ها به این باشد که میان روسیه و ایران شکافی ایجاد کنند. آمریکا که از دیرباز خواستار برکناری اسد بوده، هیچ اظهار نظری در این زمینه نکرده است و سایر متحدان آمریکا هم ظاهرا از این مواضع ترامپ گیج شده اند. ترامپ قصد دارد کمک نظامی به ‘نیروهای دمکراتیک سوریه’ را که گروهی شبه نظامی تحت فرماندهی کردهاست، قطع کند. این گروه به شدت با تکفیری های ‘داعش’ جنگید و هزینه سنگینی هم بابت آن پرداخت کرد.

وزارت امور خارجه آمریکا در دعوای بین کردهای عراق و دولت مرکزی بغداد هم بی تفاوت ماند و وقتی سوال شد که آیا نماینده ویژه ای برای میانجیگری میان طرفین این دعوا می فرستد؛ پاسخی نداد.
واشنگتن از ‘منطقه تنش زدایی’ هم که با توافق آمریکا و روسیه در جنوب سوریه ایجاد شد، ناراضی است. اردن هم به رغم روابط گرم با دولت ترامپ، از موضوع قطع کمک های مالی آمریکا به شورشیان عرب در جنوب سوریه که از ماه آینده اجرایی خواهد شد، به شدت ناراحت است و احساس می کند که به مصالح امان در این میان بی اعتنایی شده است.
دولت ترامپ در رابطه با مصر هم در ماه اوت کمک مالی ۱۰۰ میلیون دلاری خود را به قاهره قطع کرد و پرداخت ۱۹۵ میلیون دلار دیگر را هم به اجرای اصلاحات دمکراسی در این کشور، موکول کرد.
این در حالی بود که ‘عبدالفتاح السیسی’ رئیس جمهوری مصر در دوره انتخابات آمریکا با ترامپ دیدار کرده و اولین رئیس جمهوری خارجی بود که پیروزی انتخاباتی اش را به او تبریک گفت.
اما اینطور هم نیست که همه گناه و تقصیر این فروتنی، ملاطفت و سردرگمی سیاست آمریکا در خاورمیانه را به گردن ترامپ بیاندازیم.  باراک اوباما’ رئیس جمهوری پیشین آمریکا هم کار چندان شایسته و بایسته ای در بحران خاورمیانه انجام نداد.
اگر حقیقتا عادلانه قضاوت کنیم؛ ترامپ فقط در یک حوزه در خاورمیانه درگیر است و آن مناقشه رژیم صهیونیستی و فلسطینیان است. ‘جیسون گرینبلات’ فرستاده ویژه ترامپ به خاورمیانه، دیپلماسی تماس های مکرر و رفت و آمد به کشورهای درگیر در این مناقشه را به اجرا گذارده است و ترامپ هم خود را آماده می کند طرح صلح خاورمیانه را در اوائل ۲۰۱۸رونمایی کند. این مناقشه میراث سه رئیس جمهوری متوالی آمریکا بوده است که هیچ کدام هم به رغم سعی و کوشش فراوان، مطلقا موفق به حل و فصل آن نشده اند و یقینا ترامپ هم موفق نخواهد بود. زیرا در فلسطین اشغالی یک دولت ائتلافی راستگرای افراطی بر سر کار است که مطلقا میلی به امتیاز دادن ندارد. فلسطینیان هم دچار دسته بندی هستند و دولتی بر آنها حاکم است که سال هاست مشروعیت خود را از دست داده است.
در این اثنا, سعودی ها به صورت تحریک کننده، ظاهر شده اند، چون می دانند ترامپ مشتاق است آنچه که ‘توافق غایی’ نامیده شده است را به جریان بیاندازد. سعودی ها از تلاش های ترامپ در فلسطین اشغالی پشتیبانی می کنند و در عوض امیدشان به این است که دستانشان در یمن و هر جای دیگر باز باشد. ترامپ از هیچ فرصتی برای انتقاد کردن از مقام سلف خود دریغ نمی کند و اوباما را مقصر رشته اشتباهات بزرگ معرفی می کند. او اوباما را متهم می کند که با ایران به توافق هسته ای رسید و کاری به حضور ایران در سوریه و عراق نداشت. امروز ترامپ بیش از حد بر روی توافق هسته ای ایران متمرکز شده و به خود آزاری پرداخته است و این توافق را قبول ندارد و آن را تائید نمی کند.  در ارتباط با مصر هم؛ ترامپ با رویکردی که در قبال قاهره اتخاذ کرده است، کم کم پایگاه خودکامان و مستبدان این کشور را تقویت می کند و اعتماد متحدان نزدیک خود نظیر رژیم صهیونیستی و اردن را هم از دست می دهد.
این رویه ترامپ سبب شده است تا عربستان، سیاست های بی ثبات کننده خود را در پیش بگیرد و در عوض؛ تعیین سرنوشت آینده سوریه به دستان روسیه و ایران بیفتد.

چاپ نوشتار