شاهزاده سعودی در حال تقدیم یمن به ایران است

مایکل هورتون

امریکن کانسرویتیو (آمریکا)


مبارزان حوثی سرسخت تر از حد تصور هستند و دست نشانده ایران نیستند – حداقل تا کنون.
در یمن چنین شایع است که محمد بن سلمان مامور مخفی ایران است. به این سبب که هر آنچه را که در طول سه سال گذشته انجام داده است، بیشتر به نفع ایرانیان – تا به زیان آنها – تمام شده است. و یکی از مهم ترین این اقدامات نیز جنگ فاجعه آمیز در یمن است. شگفت اینکه خطر ایجاد وضعیتی وجود دارد که عربستان از آن می هراسد: ایجاد شبه حکومتی مانند حزب الله توانمند و مصمم تحت نفوذ ایران در مرز جنوبی عربستان.
عربستان مدت سی و دو سال، با حمایت امارات متحده عربی و آمریکا، سعی کرده از طریق بمباران و محاصره غذایی یمن را تسلیم خود سازد. حملات بی امان هوایی و محاصره بنادر و حریم فضایی یمن این کشور بیست و شش میلیون نفری را به ویرانه تبدیل کرده است. بیش از هشتاد درصد از جمعیت کشور نیاز مبرم به کمک دارد و بیماری وبا این کشور فقر زده را فرا گرفته است. با این حال، مبارزان حوثی – که با علی عبدالله صالح، رئیس جمهور سابق و بخش بزرگی از ارتش کشور متحد شده است، – مقاومت کرده و به جنگ ادامه می دهد. حملات شدید هوایی عربستان چندان هم نتوانسته از توانمندی های نظامی حوثی ها و متحدین آنها بکاهد.
عربستان ٢٦ مارس ٢٠١٥ «عملیات طوفان کوبنده» را با نیت غلبه بر حوثی ها – که آن ها را دست نشانده ایران می داند – آغاز کرد. هدف ثانوی این عملیات این بود که دوباره عبد ربه به منصور هادی، رئیس جمهور به شدت منفور و بدنام را به قدرت باز گرداند. اما جنگ نتوانسته هیچ کدام از این اهداف را برآورده سازد. هادی و دولت او در تبعید به سر می برند و حوثی ها و متحدین آنها توانمند تر از همیشه هستند.
جنگ به اتحاد بعید و هنوز شکننده بین حوثی ها و دشمن سابق آنها یعنی علی عبدالله صالح – که هنوز از وفاداری بخش بزرگی از ارتش یمن برخوردار است – کمک کرده است. صالح در زمان ریاست جمهوری خود، شش بار به طرز بی رحمانه ای با حوثی ها جنگید اما حوثی ها با نبرد خود نیروهای او را متوقف ساختند. در حالی که بین صالح و حوثی ها رابطه خوبی وجود ندارد و از یکدیگر ناراضی هستند، اما آنها اینک گذشته را کنار گذاشته و با هم متحد شده اند تا بتوانند با سعودی و متحدان این کشور مبارزه کنند. جنگ یمن به رهبری سعودی ها حکم عامل پیوند حوثی ها و علی عبدالله صلاح است. اگر سعودی ها به جنگ در یمن پایان دهند، احتمالا این اتحاد به سرعت فروخواهد پاشید.
از حوثی ها در یمن به یک علت تمجید می شود: پیگیری و شجاعت در جنگیدن. ورای این، باید گفت که محبوبیت آنها در شمال غربی کشور محدود است و این محبوبیت بدون تهدید مداوم عربستان و ترکیب متنوع نیروهای وابسته به این گروه، افول می کند. البته این بدین معنی نیست که حوثی ها دیگر در یمن نیرویی به حساب نمی آیند. آنها به مثابه نیرویی در یمن باقی خواهند ماند. حوثی ها بخشی از راه حل سیاسی در یمن خواهند بود و بعضی از رهبران آنها طالب جایگاهی در دولت آتی در یمن هستند و عربستان هم به هیچ وجه نمی تواند از این کار جلوگیری کند. البته، عربستان سعودی، با پایان دادن جنگ در یمن، می تواند از تبدیل شدن حوثی ها به حزب الله دیگر جلوگیری کند.
اگر جنگ در یمن ادامه یابد، احتمال دارد حوثی ها که – در حال حاضر دست نشانده ایران نیستند – خواستار روابط نزدیک تر با ایران و حزب الله لبنان شوند. با توجه به این واقعیت که این جنگ در حال از بین بردن منابع مالی عربستان است و تلفاتی را به نیروهای ناکارآمد مسلح تحمیل کرده است، ایرانی ها احتمالاً به این درخواست روی خوش نشان خواهند داد. کمک به حوثی ها و متحدین آنها با صرفه ترین روش برای ایران خواهد بود که با اقدامات عربستان برای مسلح کردن و آموزش دادن مجموعه ای از نیروهای شبه نظامی سلفی در خاورمیانه مقابله کند. البته، تفاوت در اینجا است که حوثی ها ماه به ماه توانمند تر از گذشته می شوند.
این توانمندی فزاینده حوثی ها – همان طور که عربستان می خواهد جهان بپذیرد – در نتیجه کمک های ایرانی ها امکان یافته است. در مورد کمک ایران و حزب الله به حوثی ها مدرک چندانی وجود ندارد. حوثی ها، خیلی پیش تر از عملیات طوفان کوبنده، در زمره بهترین مبارزان یمن بودند.حوثی ها توانستند با نفرات کم و سلاح اندک، در سال ٢٠٠٩تا ٢٠١٠ به نیروهای سعودی صدمات جدی وارد کنند.
در حال حاضر، حوثی ها با بهترین بخش های آموزش دیده و مجهز ارتش یمن، یعنی گارد جمهوری، متحد هستند. حوثی ها شماری از درجه داران آموزش دیده در زمینه میدان جنگ را در بین کادر اداری گارد جمهوری ادغام کرده اند، بسیاری از آنها در کالج های غربی و اتحادجماهیر شوروی سابق، در سطوح اداری، آموزش دیده اند. همانطور که در طول جنگ و دوران قحطی رایج است، نوعی پیوند ثمربخش تاکتیک های چریکی و متعارف در یمن در حال شکل گیری است.
این پیوند از مقوله تاکتیک فرا تر رفته و ساخت و توسعه سخت افزارهای نظامی اصلاح شده و از نو برنامه ریزی شده، شبیه موشک هایی که حوثی ها و متحدین شان به سمت عربستان پرتاب کردند، در بر گرفته است. پیش از جنگ، یمن صاحب مجموعه قابل توجهی از موشک های کوتاه و میان بردی بود که از اتحاد جماهیر شوروی سابق و کره شمالی تهیه کرده بود. در حالیکه اکثر این سامانه های تسلیحاتی قدیمی شده اند و بسیاری از آنها غیر قابل تعمیر هستند، اما یگان های موشکی یمنی که به شکل واحد های نظامی درون ارتش قرار دارند، مسئول نگهداری و پرتاب این موشک ها هستند و در زمینه انواع سامانه های پایدار صاحب تخصص فراوان هستند.
همانند سایر بخش های ارتش یمن، کارکنان و درجه داران نظامی با سرهم کردن و برنامه ریزی مجدد قطعات مورد نظر سامانه های تسلیحاتی، به سبب کمبود همیشگی پول و سایر کمبودها، آشنا هستند. تواتایی مهندسین، درجه داران نظامی فعال در یگان های موشکی یمن بسیار فراتر از برنامه ریزی مجدد نوع موشک هایی است که به سوی عربستان شلیک شدند – هر چند که تا کنون هیچکدام از این موشک ها به اهداف خود در سعودی اصابت نکرده اند. آنها در این زمینه نیازمند کمک ایرانی ها نیستند و اگر چنین کمک هایی صورت می گرفت، بعید است که این موشک ها به اهداف خود اصابت نمی کردند. در یکی از گزارش های محرمانه سازمان ملل که به تازگی افشا شده است، به چنین ادعاهایی که این موشک ها ساخت ایران هستند، اعتنا نشده است.
در حالی که این موشک ها از خاک یمن به مقصد عربستان شلیک شده اند، اما هنوز به اهداف خود اصابت نکرده اند. این واقعیت که حوثی ها و متحدین آنها توانایی برنامه ریزی مجدد و پرتاب این موشک ها را دارند، این وضعیت تهدیدی بسیار واقعی به شمار می رود که در صورت تداوم جنگ، عربستان سعودی با آن مواجه خواهد شد. هرچه جنگ بیشتر ادامه یابد، اتحاد بین حوثی ها و صالح و بخش قابل توجهی از ارتش یمن قدرتمند تر می شود. اتحاد بین حوثی ها و ارتش به طور خاص به رشد شناخت به مراتب دقیق تر ترکیب جنگ منظم و چریکی شتاب خواهد بخشید. گرچه تا کنون کمک ایران به حوثی ها – اگر چنین کمکی هایی وجود داشته باشد – محدود بوده است، در صورتی که عربستان تلاش های خود برای مقابله با آنچه نفوذ در حال رشد ایران در منطقه می نامد، آشکار و علنی تر سازد، امکان تغییر این وضعیت وجود دارد.
عربستان سعودی می تواند تهدید حوثی ها را این گونه کاهش دهد که به جنگ پایان دهد و به همان سیاست واقعی و آزمایش شده خود، یعنی تلاش برای نفوذ در این کشور، باز گردد. حاکمان سعودی در طول چند دهه گذشته به صد ها نفر از بزرگان طوایف یمنی و شخصیت های سیاسی کمک مالی کردند. سعودی ها، بدون نیاز به اینکه کل یمن را بی ثبات سازند، مهارت دارند که چگونه یمن را به قدر کافی نا متعادل نگه دارند و مطمئن باشند که برای پادشاهی تهدیدی به وجود نمی آورد. سیاستی که رویکرد کلی پادشاهی سعودی نسبت به سیاست خارجی را بازتاب می داد: احتیاط، تأمل و در صورت امکان، پنهانکاری.
شاهزاده محمد بن سلمان، از این رویکرد صرف نظر کرده و آن را با رویکرد خطرناک، آشکار و بی احتیاط تری عوض کرده است. سیاستی که در هیچ کجا مشهودتر از یمن نیست، جایی که جنگ این شاهزاده شاید به خلق همان چیزی بیانجامد که عربستان از آن وحشت فراوان دارد: ایجاد حکومتی توانمند و با اراده و تحت نفوذ ایران [شبیه به حزب الله] در مرز خود.

چاپ نوشتار