تاریخ: ۹:۲۲ :: ۱۳۹۶/۰۹/۰۸
چرا اسرائیل را متهم می کنم؟

عبدالناصر سلامه
روزنامه المصری الیوم
نمی توانم اسرائیل را از مسئولیت حوادث سیناء معاف کنم و دلایل زیاد و دیدگاه روشنی در این زمینه وجود دارد. شیخ عارف العکور یکی از شیوخ قبیله العکور در روستای الروضه در العریش و سخنگوی شیوخ سیناء در برنامه زنده تلویزیونی گفته که این حادثه کار یهودی هاست و اشاره او به اسرائیل بود که درصدد تخلیه و اشغال سیناء هستند. 
باید اظهارات شیخ سیناوی را جدی گرفت و به حرف های دیگر شیوخ سیناء هم گوش داد که هرگاه حادثه ای در هر جا کوچک یا بزرگ رخ می دهد باید بدنبال این بود که چه کسی بیشترین نفع را از آن می برد. 
وقتی چنین حادثه سنگین و بزرگی رخ می دهد، همه نگاه ها متوجه بزرگترین افراد و گروه ها می شود و وقتی چنین حادثه فاجعه باری خارج از ابعاد انسانی و بشری رخ می دهد، قطب نما به سمتی در همین سطح غیرانسانی می چرخد درحالیکه بدتر و سبوعانه تر از صهیونیسم جهانی وجود ندارد. 
اولا همانطور که شیخ سیناوی می گوید هیچ کس نمی تواند خواست اسرائیل را برای تخلیه اهالی سیناء و بازگشت اسرائیل به سیناء به عنوان محلی مقدس که خداوند با موسی سخن گفت را کتمان کند. همچنین کسی نمی تواند منکر صحبت هایی شود که درباره تخلیه سیناء از ساکنان آن در محافل دولتی مصر – با یا بدون درک خطر این صحبت ها – بیان می شود. در حالی که این امید و آرزوی اسرائیل است به خصوص بعد از تبدیل شدن آن به طرحی سیاسی و امنیتی و احیانیا مردمی در مصر، تحقق آن را محال هم نمی داند. 
دوم اینکه طرح جایگزین و فرسایشی مصر در شبه جزیره سینا برای عدم برخوداری مردم از ثبات و امنیت و فرار سرمایه گذاران و گردشگران است. 
سوم همه نشانه ها حاکی از آن است که بخش زیادی از گردشگرانی که مصر آنها را در سال های اخیر از دست داده، در درجه اول به همراه بخش کمی از سرمایه گذاران به اسرائیل رفته اند و اسرائیل به مقصد امنی برای سرمایه گذاران و گردشگران تبدیل شده است. این وضعیت متزلزل مصر موجب شده تعداد اندکی از جوانان مصر به نفع اسرائیل اقدام کنند و با زنان اسرائیلی ازدواج کنند.
چهارم بی ثباتی داخلی مصر موجب کاهش توجه سیاسی و مردمی نسبت به مسائل عربی و منطقه ای و در راس آن مساله فلسطین و سوریه و دیگر مسائل منطقه شده است. در حالیکه مصر همواره مبدع و حامی همه مسائل عادلانه در منطقه و در راس آن عاری سازی خاورمیانه از سلاح کشتار جمعی بوده  و این کاهش نقش مصر و خلاء بوجود آمده موجب پیشروی روابط اسرائیل در پایتخت های عربی به خصوص در کشورهای خلیج فارس (ن) شده است. 
پنجم کسی نمی تواند انکار کند که تضعیف و نابودی ارتش مصر همچنان هدف اسرائیل است و جمال حمدان دانشمند بزرگ نیز تاکید کرده «بین ما و اسرائیل جنگ برای بقاست نه جنگ بر سر مرز، بلکه نزاع و جنگ کینه توزانه بر سر موجودیت است.» معنی آرزوهای دشمن قدیمی و طرح های علنی صهیونیست ها در مورد نیل تا فرات ضرورتا تخلیه منطقه از ساکنان و صاحبان قانونی آن یا نسل کشی آنها است. پس همزیستی مسالمت آمیز بین دو طرف محال است، زیرا همزیستی مسالمت آمیز بین دزد و صاحب خانه یا قاتل و مقتول محال است و بقای یکی ناگزیر منوط به نابودی دیگری است. 
ششم قطعا می توانم تاکید کنم که مشکل اصلی در عدم تمرکز بر رویکرد متهم شدن اسرائیل در اکثر حوادث غم انگیز در مصر است و این نشانگر تغییر و تفکر گرم (حسن ظن) به اسرائیل در حیات سیاسی و رسانه ای مصر و در بین بخش زیادی از نخبگان فرهنگی همانند صلح گرم است. بعلاوه نفوذ موازی آمریکا و سیطره مالی و تبلیغاتی آن در این مساله که سایه سنگین خود را بر همه عقل عربی انداخته و به موازات آن شاهد هماهنگی امنیتی سطح بالا در سینا (بین مصر و اسرائیل) به شکل خاص هستیم!!
چاپ نوشتار