اسرائیل جرات حمله به ایران را ندارد

عبدالباری عطوان

رای الیوم (انگلستان)

اسرائیل طی سه روز گذشته دو تهدید خطرناک کرده که به اعتقاد ما این رژیم هرگز جرات عملی کردن هیچ کدامش را ندارد چرا که به خوبی می‌داند که اسرائیل  بهای سنگینی برای آن خواهد داد که  همانا حذف موجودیت این رژیم در منطقه است.

اولین تهدید را «ایهود یعاری»، تحلیلگر مسائل عربی از طریق کانال دو تلویزیون رژیم صهیونیستی و نزدیک به طرف‌های نظامی، امنیتی و سیاسی این رژیم فاش کرد و گفت: بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از طریق طرف سومی پیامی به بشار اسد، رئیس جمهور سوریه فرستاده و در آن آمده اگر اسد به ایران  اجازه تاسیس پایگاه‌های نظامی در خاک سوریه را بدهد او و نظام متبوعش در خطر است و اسرائیل را به انصراف از سیاست «عدم مداخله‌» خود بازمی‌دارد که از ابتدای بحران سوریه در سال ۲۰۱۱ در پیش گرفته است .

دومین تهدید  را ژنرال اسرائیلی با نام «گرشون هکوهین» زبان به آن باز کرد و گفت دستگاه‌های امنیتی اسرائیل برای ترور ژنرال «قاسم سلیمانی» فرمانده سپاه قدس ایران نقشه می‌کشد.

ایران نیازی به ایجاد پایگاه‌های نظامی برای خود در سوریه ندارد و اگر هم نیاز داشته باشد اهمیتی به چنین تهدیدهایی نمی‌دهد و این وضعیت درباره مقامات سوریه نیز صدق می‌کند همپیمانی موجود بین تهران و دمشق یک همپیمانی راهبردی محکمی است و نیروهای ایرانی هفت سال است در سوریه حضور داشته و در دفاع از این کشور در رویارویی با بیش از یک هزار گروه مسلح مورد حمایت آمریکا و کشورهای عربی وارد درگیری شدند و اگر نگوییم هزار تا، صدها افسر و سرباز خود را در این نبرد از دست داده علاوه بر اینکه مانع فروپاشی اقتصاد سوریه شده و به پیروزی‌های بزرگی در این دو زمینه دست یافت.

اگر ایران در مقطع کنونی به دنبال ایجاد پایگاه‌های نظامی باشد مطمئنا مورد استقبال گسترده سوری‌ها قرار می‌گیرد همان گونه که از پایگاه حمیمیم روسیه در لاذقیه استقبال شد  چرا که ائتلاف‌ها مجانی و یک سو نیستند و «سرگئی لافروف»، وزیر خارجه روسیه نیز در یکی از کنفرانس‌های خبری اخیر خود به این موضوع اشاره کرد و گفت: حضور نظامی ایران در سوریه حضوری مشروع و قانونی است چون با موافقت دولت قانونی سوریه انجام شده است.

 نتانیاهو از رشد ائتلاف ایران و سوریه با پشتیبانی نیروهای حزب الله هراس دارد و آن را تهدیدی  راهبردی برای امنیت داخلی اسرائیل می‌داند چرا که نیروهای ایرانی به مرزهای شمال و شرق سرزمین‌های اشغالی نزدیک شدند  و ایران و بهتر بگوییم ائتلاف آن از تجربه نظامی بسیار بالایی در زمینه جنگ‌های سنتی و ارتش‌های نظامی یا جنگ‌های چریکی برخوردار است بخصوص که در برابر اقدامات تحریک آمیز اسرائیل صبر درازی پیشه کرده و هم اینک زمان پاسخ فرارسیده است.

اما در مورد دومین تهدید اسرائیل که مربوط به ترور ژنرال سلیمانی به دست هسته موساد است، چون او اسرائیل و مزدورانش را در داخل و خارج مقهور و مبهوت کرده و متحدانش را در کردستان عراق شکست داده و نیروهای الحشد الشعبی را در عراق بنیان نهاده و آنها را تسلیح کرده و آموزش داده و به یک قدرت ضربتی مبدل کرده است تا به نیرویی غیرسنتی به موازات ارتش عراق مبدل شوند تا نمونه حزب الله لبنان، انصار الله یمن و حماس و جهاد اسلامی در فلسطین باشند چرا که دوره ارتش های کلاسیک که از اولین حمله هوایی پا به فرار می گذاشتند تمام شده و دیگر بازنمی گردد.

تبعات هر گونه اقدام دستگاه امنیتی اسرائیل در به راه انداختن موج ترورها علیه ایران و رهبران و متحدان آن می‌تواند روی سر این رژیم خراب شود چون سفارتخانه‌ها، هیات‌های دیپلماتیک، سران و منافع این رژیم را هدف حملات تلافی جویانه ایران در همه نقاط دنیا قرار می‌دهد و در این حالت اسرائیل تنها با ایران روبه‌رو نیست بلکه بسیاری از جنبش‌هایی که با آن همبسته هستند در عراق، لبنان و فلسطین به کمک ایران خواهند آمد بنابراین اگر اسرائیل بخواهد فتیله چنین جنگی را روشن کند چگونه می‌تواند از آن پیروز خارج شود.

درست است که اسرائیل از طریق مزدوران خود برخی دانشمندان هسته‌ای ایران و همچنین برخی فرماندهان حزب الله نظیر حاج عماد مغنیه، سمیر قنطار و جهاد مغنیه و برخی از دیگر فرماندهان میدانی را ترور کرده اما شاید به دلیل مشغولیت این محور به بحران سوریه و اولویت داشتن این مساله برای آن پاسخ به اسرائیل را در اولویت خود ندانست اما هم اینک با نزدیک شدن به پایان بحران سوریه اوضاع می تواند تغییرات اساسی کند.

نتانیاهو از تهدیدهای ایران درباره موجودیت اسرائیل نگران است همان گونه که از افزایش قدرت نظامی و سیاسی حزب الله و رابطه ائتلافی محکم آن با حماس و جهاد در فلسطین هراس دارد و بعید نیست که دست به حماقت تازه ای بزند چرا که قضیه فساد او را در تنگنا قرار داده است اما با این وجود هر حماقت تازه‌ای می‌تواند به نتانیاهو و اسرائیل ضربه سنگینی بزند که آن را برای همیشه بیهوش کند و اگر هم به هوش بیاید دیگر ضعیف و بی دفاع و ناتوان خواهد بود و برای بقای خود کاملا به قدرت‌های خارجی تکیه خواهد کرد همان گونه که اوضاع آلمان بعد از جنگ جهانی دوم این گونه است.

نتانیاهو همچنان به تهدیدهای خود علیه ایران ادامه می دهد و چه بسا متحدان عرب آن هم این گونه بمانند اما هرگز جرأت نخواهند کرد که این تهدیدهای خود را عملی کنند چون نتانیاهو می‌داند چیزی که در انتظار اوست موشک‌ها، جنگ‌های چریکی فراگیر، پهپادهای بمب افکن و ده‌ها هزار مبارز جان بر کافی است که آماده حضور در «مادر درگیری‌های واقعی» یعنی نبرد با اسرائیل و شهید شدن هستند.

چاپ نوشتار