محور عقل عربی

مصری الیوم

بر خلاف تصور برخی در مورد مواجهه منطقه با جنگ و درگیری های جدید معتقدم که دیر یا زود «محور عقل عربی» شامل مصر و سوریه و عراق و لیبی و لبنان و فلسطین با استقبال ترکیه وایران در منطقه شکل خواهد گرفت و بطور قطع مورد حمایت سه کشور خلیج فارس یعنی عمان و کویت و قطر هم قرار خواهد گرفت و این محور تا تونس و مغرب و الجزائر امتداد خواهد یافت. در حالیکه سه کشور سعودی و امارات و بحرین بدلیل عوامل طائفه ای یا شخصی یا به نیابت از طرف هایی خارج از منطقه، خود را در وضعیتی متفاوت خواهند یافت و بالاخره مجبور خواهند شد تا با یمن و ایران و حزب ا… به پای میز مذاکره بنشینند. شواهد این امر واضح و توجیهات آن فراوان است، همچنانکه زبان منافع هم بر این امر تاکید دارد.

شاید اولین نشانه از این امر موضع رسمی مصر از زبان عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر باشد که با تجاوز به حزب الله یا ایران مخالفت کرد. همچنین شاهد رای ممتنع مصر در سازمان ملل به قطعنامه ارائه شده توسط سعودی در محکومیت حقوق بشری ایران و نیز رای ممتنع سوریه به قطعنامه مشترک سعودی و قطر در مورد وضعیت حقوق بشر سوریه بودیم. بعد از آن و مهمتر، مخالفت مصر با استعفای سعد حریری نخست وزیر لبنان و دیدار السیسی با وی در قاهره و اعلام مخالفت مصر با دخالت خارجی در امور لبنان در میان خبرهایی در مورد درخواست وی از حریری برای عدول از استعفایش قبل از ترک ناگهانی قاهره به سوی قبرس بود، با در نظرداشتن اظهارات سید حسن نصرالله دبیر کل حزب ا… مبنی بر حضور جنگنده های سعودی در قبرس برای انجام حملات هوایی به لبنان و نیز تصمیمات اخیر سعودی در قبال لبنان که بدون هماهنگی با قاهره صورت گرفت، قاهره ای که همواره میزبان همه طرف های لبنانی بوده است و لبنان رکن اصلی معادله امنیت ملی عربی می باشد.

 ارتش مصر در طول تاریخ خود هرگز متجاوز نبوده است، بعلاوه اسرئیل همچنان در تفکر نظامی و مردمی مصر دشمن است. علیرغم این امر، محور سعودی و اماراتی و بحرینی همواره درصدد شکستن این اصل و تفکر و تحمیل سیاست امر واقع با برقراری ارتباطات و دیدارهای سری در پایتخت های این سه کشور در کنار دیدارهای علنی در خارج از منطقه هستند. حتی اظهارات مسئولان اسرائیلی نشانگر نزدیکی و همکاری فراوان با این کشورها به صورت شبه روزانه و گسترده این همکاری هاست که به ضرر نقش مصر در آینده منطقه است که برای محور سه جانبه عربی (سعودی – امارات – بحرین) به دلایلی هیچ اهمیتی ندارد. همزمان شاهد اظهارات وزیر خارجه قطر در مرکز نیکسون در  واشنگتن در مورد تحول جدید در منطقه بودیم و تاکید وی بر اینکه امنیت و ثبات مصر به نفع منطقه است و کشورش مسئول وضعیت کنونی روابط نیست. همچنان اظهارات مسئولان ایرانی و نیز حزب ا… لبنان همواره در قبال مصر مثبت بوده است، بعلاوه اینکه هیچ توجیهی برای وجود تنش در روابط بین مصر با ایران و حزب ا… وجود ندارد و از جنبه عقدیتی هم بعنوان بهانه طائفه ای که بر اساس آن اتهاماتی علیه ایران وارد می شود، در بین مردم مصر هیچ جایگاه و ارزشی ندارد و الازهر بعنوان مرجعیت دینی هیچ رویکرد تندروانه در قبال طوائف دینی موجود در عرصه اسلامی ندارد.

برخی این تصور یا تحول را در تضاد با باصطلاح «معامله قرن» می دانند که در درجه اول بر سازش عربی با اسرائیل متمرکز است، اما تصور طبیعی این معامله در سازش با کشورهای خلیج فارس (ن) نیست، بلکه با کشورهای صف مقدم یعنی مصر و سوریه و لبنان بعلاوه فلسطینیان بعنوان صاحبان مساله فلسطین می باشد که حداقل در این مرحله به حمایت ایران و ترکیه اطمینان دارند، نه حمایت (کشورهای) خلیج فارس (ن) که بدنبال روابط با اسرئیل به ضرر مساله فلسطین یا درصدد بازگشت محمد دحلان به عرصه سیاسی و امنیتی فلسطین برخلاف تمایل فلسطینیان می باشند.

در هر صورت علیرغم بکارگیری عبارات خصمانه در نشست وزرای خارجه اتحادیه عرب در قبال ایران و حزب ا.. بدلیل فشارهای سعودی، اما اوضاع میدانی و واقعی در مسیری مغایر با بیانیه های رسمی پیش می رود. به خصوص بعد از اخراج داعش از عراق و سوریه و بعد از پیروزی های نظامی میدانی نظام سوریه و بعد از سفر پادشاه مغرب به قطر و تماس های تلفنی اخیر السیسی با همتای روسی و فرانسوی اش شاهد آنیم که منطقه آبستن بسیاری از حوادث شتابان سیاسی است که موجب سوق یافتن همه به سوی آرامش و نابودی تلاش هایی خواهد شد که درصدد کشاندن منطقه به فتنه های طائفه ای و جنگ های نیابتی هستند.

چاپ نوشتار