روسیه، ایران و ترکیه با یکدیگر در مورد سوریه جلسه داشته اند: آیا به سوی یک یالتا پیش می رویم؟

ژورنال دو دیمانش (فرانسه)

پوتین با همتای ایرانی و ترک خود دیدار داشته است تا اعلام کند که”مرحله ای جدید در حل و فصل بحران”سوریه باز می شود. اما سوال این است که دقیقا منظور چیست؟ فرانسوا کلمانسو در رادیو اروپا یک به این موضوع پرداخته است: از دور که به مسئله می نگریم این طور بنظر می رسد که ایران، ترکیه و روسیه در حال تصمیم گیری برای آینده سوریه هستند.

از طرفی دیگر نیز این طور بنظر می رسد که مذاکرات در پشت سر آمریکا و اروپا و سازمان ملل صورت می گیرد که سعی می کنند آینده خوبی برای کشور تدارک دیده شود.

اما شرایط به این صورت نیست، چرا که نمی توان برای کشور سوریه تقسیم بندی قایل شد که برخی خیال آن را دارند. نمی توان در یک طرف، رژیم را در کشوری علوی و در دمشق متصور بود و در طرف دیگر مخالفان را در شهرهای بزرگ سنی نشین مانند حلب، حمص دید و در آخر نیز کردها در منطقه خود بمانند.

واقعیت این است که آنچه در سوچی در حال تدارک است، یک سوریه واحد با حضور شکست خوردگان و پیروز شدگان است. رئیس جمهور بشار اسد، بر انتقال سیاسی قدرت از طریق انتخابات نظارت دارد و جایگاهی را نیز برای مخالفان قایل می باشد.

بنظر نمی رسد که این طور پیش رود. چرا که شرایط به نفع روس ها و ایرانی ها می باشد. اما بعید است که مخالفانی که بتازگی در عربستان سعودی دور یکدیگر جمع شده اند به این سادگی ها تن به این شرایط دهند. آن ها که موافقند به سوچی می روند و آن هایی که مخالفند، به ژنو امید بسته اند که وعده های توخالی داد.

پوتین اعلام کرده است که اسد می بایست مصالحه هایی انجام دهد، هر چند نگفته است راجع به چه موضوعاتی. همچنین گفته است که انتخابات می بایست تحت نظارت سازمان ملل متحد صورت پذیرد.

پوتین اعتبار خود را بر سر این پرونده بکار گرفته است. اگر بازی را ببرد، می توان گفت که بازگشت روسیه به قدرت در خاورمیانه، پس از جنگ سرد، دوباره اتفاق خواهد افتاد. اگر هم موفق نشود، راه دومی توسط غربی ها ارایه خواهد شد.

برنده ها و بازنده های ماجرای سعد حریری

به گزارش لوموند، ایران و پوتین بزرگترین برنده های پرونده بحران اخیر لبنان هستند در حالی که فرانسه باید هنوز قدرت میانجی گری خود را به اثبات برساند.

داستان غمبار حریری که در فاصله زمانی ۴  الی ۲۲ نوامبر ۲۰۱۷ بخشی از اخبار خاورمیانه را بخود اختصاص داده بود، به غیر از بحران هایی که در بیروت بوجود آورد صفحات جدیدی را به سوی تهران و مسکو باز کرد.

این بحران به شکلی سخت و دشوار، ماهیت رو به خطای”دستگاه مدیریت کننده در عربستان سعودی” را بر ملا کرد. فرانسه در این ماجرا تلاش کرد از بوجود آمدن بدترین حالت ممکن اجتناب شود ولی فرانسه هم، هنوز باید خیلی فراتر از این برود تا بتواند یک توانایی واقعی از قدرت میانجی گری خود را به نمایش بگذارد.

“در راس هرم قدرت در ایران، جنب و جوش های جنگی فراوانی بخاطر موفقیت های نظامی در سوریه و همچنین بی نظمی که بر اوضاع کردها در شمال عراق بوجود آمده، ایجاد شده است. ایران می تواند بابت اینکه بین خاک خودش و مدیترانه ارتباط برقرار شده است ابراز خرسندی کند”.

بخش های مختلف داستان حریری، فقط اتهامات درباره ریاض را محتمل تر کردند. به این معنا که نخست وزیر مستعفی، به عنوان ” محبوسی ” از سوی ریاض معرفی شد (که به رغم خواسته اش در ریاض نگهداشته شده بود) و در لبنان نیز جایگاه ملی او را بالا برد. حریری در بازگشت در استعفای خود تجدید نظر کرد و با این کار، جریان حامی ایران در بیروت توانست پیروزی نسبی به دست بیاورد.

روسیه در تمام مدت بحران از خود یک احتیاط بالا بروز دارد. روسیه به منظور برقراری آشتی بین مطالبات متضاد ایران و ترکیه در سوریه، که هر دو در روند” رفع تنش” آغاز شده از یک سال پیش در قزاقستان شروع شده است، بیشتر گرفتار موضوع سوریه بود.

روسیه موفق شد در جریان نشست گسترده اپوزیسیون سوری، دو گروه دیگر که تا آن زمان از سوی سعودی بایکوت می شدند را وارد ماجرا کند. یعنی تشکل هایی که به ” قاهره ” و ” مسکو” شناخته می شوند. این گشایش سعودی ها به تشکل های مرتبط با روسیه و آماده برای گفتگو با حکومت اسد، توانسته بود باعث فرار شخصیت های سوری شود که تا آن زمان به ریاض وفا دار بودند.

چاپ نوشتار