تاریخ: ۱۷:۱۳ :: ۱۳۹۶/۰۸/۲۲
آیا زمان دست کشیدن کُردها از آرمان گرایی فرا رسیده؟

حمید الکفایی

الحیات (انگلستان)


تا حدودی همه کُردها معتقدند آنها ملتی هستند که توافق های بین المللی به آنها ظلم کرده و آنها را از تشکیل کشوری برای قوم کُرد که در چهار کشور بزرگ و قدرتمند پراکنده‌اند محروم کرده است. آنها همچنین معتقدند تشکیل کشور، تنها راهی است که موجب می‌شود احساس کنند ملتی در خور احترام و به رسمیت شناخته شدن در سطح بین المللی هستند.
کُردها در این گونه احساس «مظلومیت» تنها نیستند. عرب‌ها نیز معتقدند آنها امت واحدی هستند که توافق های بین المللی به آنها ظلم کرده و آنها را به کشورهای مختلف تقسیم کرده است در حالی که می‌بایست همگی در یک کشور زندگی می‌کردند. همچنین قوم گرایان آلمانی برای متحد کردن همه ژرمن‌ها در کشوری واحد تلاش کردند و برای تحقق بخشیدن به این هدف آرمان گرایانه دو جنگ جهانی ویرانگر به راه انداختند بدون آن که به هدف خود دست یابند بلکه موجب تجزیه آلمان شدند.
«ملت» ارزشی معنوی و فراتر از مرزها دارد در حالی که «کشور» تشکیلات سیاسی و اداری مشخصی است و ضرورت ندارد که رابطه ای بین این دو وجود داشته باشد. در قرن کنونی ملتی وجود ندارد که در یک کشور جمع شده باشد بلکه ملت‌ها و اقوام زیادی هستند که کشوری به نام خود ندارند. در انگلیس چهار قوم در یک کشور جمع شده‌اند و در بلژیک دو قوم و در سوئیس سه قوم و در ایران پنج قوم زندگی می‌کنند و برخی از این اقوام هیچ گاه خواستار داشتن کشور مستقل نبوده‌اند و برخی دیگر واقع گرایانه عمل کرده اند شاید به این علت که احساس می‌کنند استقلال موجب افزایش امنیت و شکوفایی آنها نخواهد شد. در اسکاتلند، اکثر ساکنان آن با استقلال مخالفت کردند و به باقی ماندن در چارچوب پادشاهی انگلیس رأی دادند در حالی که منابع نفت انگلیس در آب های اسکاتلند قرار دارد و اسکاتلندی ها می‌توانستند از این ثروت بهره برداری کنند ولی اکثر ساکنان این منطقه درک می‌کنند که منافع بلند مدت آنها در باقی ماندن به عنوان بخشی از یک کشور بزرگ و قدرتمند است نه تشکیل کشوری جدید و ضعیف که با مشکلات جدیدی مواجه خواهد شد.
اروپا به رغم تنوع شدید نژادی و فرهنگی و زبانی و دینی ساکنانش به سمت یک پارچه شدن پیش می‌رود و حتی فرانسه که افتخار می‌کرد کشور قومی واقعی است و آلمان که برای وحدت قوم ژرمن دو بار با جهان وارد جنگ شد، تصمیم گرفتند با بقیه کشورهای اروپایی ادغام شوند.
کشور قومی نتوانسته است نماینده‌ای واقعی برای ملت‌های مختلف باشد و چنین تفکری هرچند ابتدا قابل قبول به نظر می‌رسید ولی به سرعت در برابر واقعیت فروپاشید و روشن شد که جایگزینی عملی و قابل قبول برای کشور – شهروند نیست که به ساکنانش که از نظر نژادی و فرهنگی و دینی متفاوت هستند خدمت می‌کند. به علت جنگ هایی که در قرن بیستم در جهان روی داد و ریشه در احساسات قوم گرایانه و نیاز کشورهای صنعتی به نیروی کار خارجی داشت، دیگر کشور قومی گزینه‌ای قابل قبول به نظر نمی‌رسد زیرا نمی‌تواند نیازهای جوامع امروزی را برآورده کند. به همین علت این تفکر شکست خورد و جای خود را به کشورهایی داد که به دنبال پیشرفت و خدمت به مردم خود باشند.
اکنون دولتی قومی در جهان وجود ندارد و حتی فرانسه به ترکیبی از اقوام مختلف تبدیل شده است که از نظر نژادی و دینی و رنگ با یکدیگر تفاوت دارند. شهرهای اصلی دنیا اکنون پر از مردمی با دین و نژاد و رنگ و فرهنگ متفاوت است و در آنها مراکزی فرهنگی وجود دارند که فرهنگ های گوناگونی را ترویج می‌دهند و مساجد و کلیساها و معباد مختلفی در آنهاست که به ساکنان متنوع این شهرها خدمات رسانی می‌کنند. همچنین دانشگاه ها، مراکز تحقیقاتی و دپارتمان‌هایی برای بررسی فرهنگ ها و زبان ها و ادیان جهانی ایجاد کرده اند.
اکنون میلیون‌ها مسلمان و یهودی و مسیحی و هندو و سیک و بودایی و بی‌دین، و میلیون‌ها عرب و کُرد و ایرانی و ترک و هندی و چینی و هلندی و فرانسوی و انگلیسی و روس و آلمانی وجود دارند که در کشورهای دیگری که در آنجا در اکثریت نیستند زندگی می‌کنند ولی احساس نمی‌کنند که حقوقشان نقض شده است و مایل نیستند به کشورهای اصلی خود بازگردند که ممکن است حقوقی را که اکنون از آن برخوردارند برای آنها تاأمین نکند.
کشوری که کُردها به دنبال تشکیل آن هستند ایده‌ای آرمان گرایانه و غیرقابل تحقق است و تلاش برای تشکیل آن بیشترین آسیب ها را به ملت کُرد طی یک صد سال اخیر وارد کرده و به ملت های همسایه نیز به علت درگیر شدن در جنگ های ناشی از این تلاش کُردها، آسیب رسانده است. بعید است که بتوان ترکیه و ایران و سوریه و عراق را به دست کشیدن از بخش هایی از خاک خود برای تشکیل کشور جدیدی متقاعد کرد که ممکن است ثبات آنها را به خطر اندازد. همچنین کُردها از نظر فرهنگی و زبانی و دینی، قوم متنوعی هستند به طوری که می‌توان آنها را به سورانی‌ها، بادنانی‌ها، فیلی‌ها، زازایی‌ها، کرمانجی‌ها و هورامی‌ها تقسیم کرد. همچنین کُردها به سنی و شیعه و علوی و مسیحی قابل تقسیم هستند و کُردهای ترکیه و ایران و عراق فرهنگ های متفاوتی دارند. چنین تنوعی نیاز به یک کشور – شهروند دارد نه کشوری قومی که بقیه جوامع را به حاشیه براند.
حتی اگر فرض کنیم کشور کُرد فقط در عراق تشکیل شود، چنین کشوری از هر سو در محاصره دشمنان بود و به علت نداشتن دسترسی به دریا، همواره ضعیف و مجبور خواهد بود توافقنامه هایی با کشورهای همسایه از موضع ضعف امضا کند تا بتواند از منافع اصولی خود دفاع کند. همچنین چنین کشوری مجبور خواهد شد بخش بزرگی از درآمدهای اندک خود را صرف امور نظامی برای دفاع از خود کند. چنین کشوری، کشور قومی هم نخواهد بود و نماینده همه کُردها نیست زیرا بسیاری از کُردها به زندگی در دیگر کشورها ادامه خواهند داد، به علاوه در این کشور نیز اقوام دیگر مثل کلدانی ها،‌ ایزدی ها، عرب ها و ترکمان ها حضور خواهند داشت.
یکی از مهم ترین توجیهات برای تشکیل کشور، وجود مجموعه ای از ساکنان است که با یکدیگر روابط زبانی یا نژادی یا دینی یا همه این ها را با هم در چارچوب مرزهای جغرافیایی معینی دارند و اگر بخشی از کشور دیگری باقی بمانند، در معرض ظلم و ستم قرار می گیرند. از سال ١٩٩١ که سازمان ملل متحد منطقه امنی برای کُردها در شمال عراق ایجاد کرد، کُردهای عراقی در معرض ستم نیستند و از سال ٢٠٠٣ کُردها سمت های بلندپایه را در کشور عراق در اختیار گرفته اند و فراکسیون بزرگی در پارلمان دارند که هیچ قانونی بدون موافقت آنان تصویب نمی شود. طی چهارده سال اخیر‏، کُردها سهمی از درآمدهای عراق را فراتر از میزان جمعیت خود دریافت کرده اند و منطقه (خودمختار) آنان از رفاه و ثباتی برخوردار بوده است که بقیه مناطق عراق از آن برخوردار نبوده اند. از این رو دیگر علتی قانع کننده برای تشکیل کشور کردنشین بجز تحقق بخشیدن به جاه طلبی های شخصی برخی رهبران کُردها وجود ندارد. مردمان کُرد بزرگ تر از یک کشور هستند و فرزندان آنها می توانند روابط بین خود را از طریق ارتباطات فرهنگی و تأثیر گذاشتن بر سیاست کشورهایی که بخشی از آن هستند، مستحکم کنند.
به نفع کُردهای عراق است که در چارچوب کشور عراق دموکراتیک باقی بمانند و به آن وفادار باشند و بر سیاست هایش تأثیر بگذارند. اما آنچه رهبران کُرد طی ربع قرن اخیر انجام دادند ترویج این توهم در میان مردم کُرد بود که تشکیل کشور کردنشین‏، امکان پذیر و ضروری است. آنها با جدیت تلاش کردند ارتباط شهروندان کُرد را با کشور عراق به شکل های مختلف قطع کنند با این توهم که چنین کاری در خدمت اهداف سیاسی آنان است. راهی که اکنون وجود دارد این است که دولت عراق با همکاری سیاستمداران و روشنفکران میانه‌رو کرد، تلاشی را برای تشریح واقعیت ها درباره منافع باقی ماندن کُردها در چارچوب عراق و چالش های بزرگ و خطرناکی که طرح ایجاد کشور مستقل برای کُردها خواهد داشت آغاز کند.

چاپ نوشتار