واشنگتن روی بن سلمان قمار نکند.
ولیعهد عربستان سیاستمداری کم تجربه است

اندیشکده نشنال اینترست

درست زمانی که به نظر می رسید دیگر تصمیم گیری های عجولانه ولیعهد سعودی نتواند به منافع عربستان و آمریکا در منطقه آسیب برساند، دستگیری های شنبه شب گذشته در ریاض همه پیش بینی ها را به هم زد.

عملکرد شاهزاده محمد دقیقا برعکس شاه ‘میداس’ افسانه ای است که دست به هر چیز می زد تبدیل به طلا می شد؛ از عملکرد و تصمیم گیری های او در یمن و قطر گرفته تا سیاست های نادرست او در سوریه و عراق.

همچنین کینه جویی های دنباله دار او با ایران قدرتمندتر از همیشه که می تواند به راحتی ایالات متحده را در دردسری تازه در خاورمیانه شریک کند. از زمان آغاز ولیعهدی شاهزاده محمد تاکنون هیچ نشانه ای از شایستگی او در حکومت داری دیده نشده است.

بنابرین واشنگتن باید یک راه انتخاب کند؛ یا کمربند خود را برای عبور از مسیر نامعلومی که توسط شاهزاده عربی مشخص شده محکم کند و یا تمرکز را بر روی منافع ایالات متحده معطوف دارد.

واقعیت این است که هم ترامپ و هم ولیعهد سعودی هر دو شخصیت های اقتدارگرایی دارند؛ هر دو آنها در حکومت داری و به ویژه در امور سیاست خارجی، بی تجربه هستند.

هیچ کدام از تصمیمات شاهزاده محمد در یمن، قطر، سوریه یا لبنان در راستای منافع آمریکا نبوده است. برعکس، سیاست های بی پروای وی سبب قدرتمندتر شدن داعش، القاعده و ایران شده، میان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اختلاف به وجود آورده، بی ثباتی بیشتری در یمن و لبنان ایجاد کرده و آمریکا را در جنایات جنگی که عربستان سعودی در یمن مرتکب شده، دخیل نموده است.

سیاست های اشتباه محمد بن سلمان نه تنها عربستان را قدرتمندتر نمی کند بلکه باعث شده است چهره ای شبیه به پوتین در روسیه و ‘شی جین پینگ’ در چین از خود در سطح بین المللی بسازد و تمام تصور او در انجام این اقدامات اینست که ایالات متحده همواره بزرگترین مشوق او خواهد بود.

لذا اگر رئیس جمهور و مشاورانش بخواهند از حوادث ناگوار دیگر و درگیری در خاورمیانه خودداری کنند، باید هرچه سریعتر او را متوقف کنند و با او همچون تهدیدی برای منافع ایالات متحده برخورد کنند.

اما اگر دونالد ترامپ گمان می کند که اتحاد با عربستان به رهبری شاهزاده محمد می تواند گام بزرگی در دستیابی به صلح اعراب و اسرائیل و غلبه بر نفوذ ایران باشد، وی بیشتر از هر زمان دیگری از واقعیت فاصله گرفته است.

آیا او می تواند موفق شود؟

عربستان سعودی با مشکلات فراوانی مواجه است: اقتصاد وابسته به نفت و پایین آمدن قیمت این ماده در سالهای اخیر؛ کسری بودجه، جنگ طولانی مدت یمن که سعودی ها نمی دانند چگونه آن را به پایان برسانند و در نهایت ایران که فرصت طلبانه به دنبال تزلزل در عربستان سعودی می گردد.

از طرف دیگر، برنامه جسورانه شاهزاده محمد از برنامه بلند پروازانه ۲۰۳۰ طراحی شده برای جدایی اقتصاد عربستان از نفت و تنوع بخشیدن به اقتصاد، ممکن است به صورت تئوریک دست یافتنی باشد، اما به هیچ وجه معلوم نیست در عمل موفقیت آمیز باشد یا خیر. در عین حال، سیاست خارجی پرخطر او برای مقابله با نفوذ ایران به شکست ختم شده است.

در حال حاضر سیاست های داخلی ولیعهد جوان بیش از سیاست های خارجی وی با شکست مواجه شده است و با فرض اینکه عربستان سعودی تا نیم قرن دیگر سرپا بماند و او رهبری این پادشاهی را برعهده داشته باشد، عاقلانه نیست که واشنگتن تمام محاسبات خود را بر مبنای تصمیم گیری یک مرد جوان، بی تجربه و عجول قرار دهد.

چاپ نوشتار