بازی تازه عربستان در جهان عرب

علی ساجد

بازه‌ی زمانی پرتنش و ملتهب پس از انقلاب‌های کشورهای عربی تا به امروز، منجر به شکل‌گیری فضای جدید و متفاوتی از مناسبات در مقایسه با دوره‌ی پیش از آن در خاورمیانه شد. سیالیت، سرعت تحولات، عمق رویدادها، گستردگی دامنه‌ی زمانی و مکانی حوادث، واکنش‌ها و لزوم اتخاذ مواضع سریع و در عین حال هوشمندانه و … از ویژگی‌های بارز دوره‌ی پس از انقلاب‌های عربی بود که هر یک از بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را بر آن می‌داشت تا با سازوکاری متفاوت و عمیق‌تری اقدام به مدیریت بحران و تحولات کنند.
برای ایران، ترکیه و عربستان بعنوان سه بازیگر اصلی در منطقه در جهت دادن به سیر تحولات، باید نقش اصلی و محوری را قائل شد. اما این شرایط جدید مستلزم تاکتیک‌های جدیدی هم بود که چالاکی و انعطاف نهادهای متولی صحنه‌گردانی هریک از این کشورها باید از آن برخوردار می‌بود. میزان موفقیت هر کدام از آنان رابطه‌ی مستقیمی با ظرفیت‌های انطباق‌پدیری با محیط تحولات سیاسی و امنیتی و حتی نظامی داشت. از این روی تغییر در راهبردها و حتی راهکنش‌ها از اقتضاءات دستگاه‌ها و مجموعه‌هایی بود که نمی‌توانستند در شرایط جدید به بازیگری جهت تامین منافع ملی مورد نظر خود ادامه دهند.
در ارزیابی تحولات اخیر عربستان، اقدامات ریاض در بستر رویدادهای منطقه، اشاره به موارد ذیل ضروری است:
۱٫ سیر فراز و فرودهای سیاست داخلی عربستان با ولیعهدی محمد بن سلمان وارد فاز عمیق و تاثیرگذار شد. انجام برخی اصلاحات از سوی حاکمیت در رابطه با حقوق زنان، آزادی‌های اجتماعی (که حتی برخی از آنها بر خلاف دستورات مذهبی رسمی این کشور بود)، حذف شخصیت‌ها و مقامات رقیب تحت عنوان مبارزه با فساد مالی و اقتصادی، حکایت از عزم ریاض برای تغییرات بنیادین در داخل و سپس انعکاس آن در سیاست خارجی این کشور دارد. نکته جالب توجه این است که حصول اطمینان از درون کشور جهت ایفای نقشی تاثیرگذار در منطقه بحران خیز خاورمیانه امری ضروری است. لذا هم در عربستان و هم در ترکیه شاهد حذف مهره‌هایی که در تضاد با سیاست و برنامه‌های حاکمان قرار داشتند، بودیم. در عربستان موج گسترده برکناری، بازداشت و حتی حذف فیزیکی مخالفان و رقبای ولیعهد را در روزهای گذشته شاهد بودیم که به نظر می‌رسد این روند هنوز ادامه داشته باشد. اما در ترکیه نیز در سال گذشته و در پی کودتای نافرجام موجی از تسویه و حذف آنانی که گمان می‌رفت در کودتا نقش داشتند، صورت پذیرفت.
۲٫ تلاش ریاض جهت انطباق با مناسبات جدید محیط بین‌المللی و تحولات منطقه‌ای بمنظور تامین حداکثری منافع ملی سعودی‌ها دارای پس‌لرزه‌های غیر قابل انکاری است. مقاومت و یا تلاش در جهت ایجاد تغییر در سیر طبیعی حوادث بین‌المللی توسط سعودی‌ها امری ناشدنی به نطر می‌رسد اما آنچه که باید برای انان دچار تغییرات شود، مظروف این ظرف یعنی سیاست ها و راهبردهای آنان است و از اینجا لزوم تطبیق با محیط پیرامونی و چالاک سازی برنامه‌ها در عرصه برون مرزی شاهزاده جوان سعودی آشکار می‌شود. اعمال تغییرات در ساختار حکومت سنتی با بروکراسی صلب، همراه با رعایت آنچه که توجه نهادهای دینی با درجه جمودی به مراتب بالاتر از سلطنت است، پیامدهایی را سبب شد که عربستان را در کانون توجه رسانه‌های دنیا قرار داده است.
عدم وجود سازوکارهای دموکراتیک برای انتقال قدرت بصورت دوره‌ای و عدم دخالت و نقش بدنه‌ی اجتماعی در هرم توزیع قدرت، بر دامنه‌ی پیامدهای خشونت‌بار رقابت قدرت در میان سعودی‌ها افزوده است.
۳٫ اما در بعد خارجی و از حیث آنچه که به رقبای این کشور مربوط می‌شود باید گفت چگونگی و عمق تلاشهای ریاض در فضای جدید مناسبات بین‌المللی در منطقه تابع مولفه‌ای به نام افزایش نفوذ ایران در حوزه‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی عربستان پس از انقلابهای عربی است.  <<گستردگی حضور ایران>> و <<اهمیت همه جانبه مناطق تحت نفوذ تهران برای ریاض>> دو عنصر تاثیرگذار جهت نوع تعامل سعودی‌ها در این مناطق و حتی مقابله به مثل در سایر مناطق، است و می‌توان ادعا کرد که عمده‌ی تناسب سازی ریاض علیرغم ایجاد تنش‌های سیاسی در داخل و مرزهای عربستان، معطوف به این مورد است.

روزنامه ایران

چاپ نوشتار