سه کشور در یک قایق: اتحاد روسیه، ایران و آذربایجان

آیدین مهدیف

پراودارو (روسیه)


در تهران، اجلاسی با مشارکت روسای جمهوری روسیه، ایران و آذربایجان برگزار شد. آنان تصمیم گرفته اند، در عرصه بین المللی فعالیت مشترکی داشته باشند. نتیجه اصلی این اجلاس، حاصل شدن توافق در خصوص امضای کنوانسیون پیرامون وضعیت حقوقی دریای خزر در سال ٢٠١٨ میلادی، بوده است.
دشمنان قدیمی با یکدیگر متحد شدند
در حدود ١٩٠ سال پیش، روسیه و سرزمین پارس (ایران) کشورهای دشمن بودند: در نتیجه جنگ سال های ١٨٢٨ – ١٨٢٦ میلادی، روسیه بخش چشمگیری از اراضی ماورای قفقاز سرزمین پارس را تصرف کرد.
در حال حاضر، دشمنان قدیمی آشتی ناپذیر از دوستان معتمد یکدیگر شده اند: ایران متحد راهبردی روسیه است. این کشور به عنوان تنها کشور حاشیه دریای خزر در میان پنج کشور که به خلیج فارس نیز دسترسی دارد، از موقعیت جغرافیایی مهمی برخوردار است.
روسیه، ایران و آذربایجان – کشورهای صادر کننده نفت و گاز هستند و در حقیقت، یکی از موضوعات اصلی در دستور کار این اجلاس، مساله پیرامون همکاری در زمینه استخراج و ترانزیت مواد هیدرو کربنی بوده است.
افزون بر آن، مسکو، تهران و باکو کوریدور حمل و نقلی بین المللی «شمال – جنوب» را احداث می کنند که در چارچوب آن، طرفین، پروژه احداث خط راه آهن اصلی رشت (ایران) – آستارا (آذربایجان) را نیز طرح ریزی می کنند. طول این مسیر ١٧٢ کیلومتر می باشد. این خط اصلی که اروپای شمالی را به آسیای جنوب شرقی متصل خواهد کرد، شرایط حمل و نقل از ٥ الی ١٠ میلیون تن بار در سال فراهم خواهد ساخت.
اجلاس تهران و وضعیت دریای خزر
نتیجه مهم این اجلاس، توافق سه رهبر پیرامون این موضوع بود که به زودی و به صورت نهائی، در خصوص طرح کنوانسیون وضعیت دریای خزر توافق حاصل شود. از سال ٢٠٠٢ میلادی، همه ساله، موضوع وضعیت دریای خزر در اجلاس ها بحث و بررسی می شود، اما طی ١٥ سال اخیر، کشورهای این منطقه – روسیه، ایران، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان – موفق نشده اند، در خصوص گزینه نهائی طرح کنوانسیون به توافق برسند.
ولادیمیر پوتین اعلام کرد: «من امیدوارم که در آینده نزدیک، ما بتوانیم در خصوص تمامی ابعاد و توافق هایمان که باید به زودی در رابطه با مساله دریای خزر و وضعیت این دریا به امضا برسند، به قرار نهائی برسیم».
نبود کنوانسیون از جمله، مانع از آن می شود که ترکمنستان اقدام به لوله کشی در بستر دریای خزر کند که می تواند امکان آغاز صادرات گاز ترکمنستان به اروپا از طریق خط لوله گاز رسانی باکو – تفلیس – ارزروم را فراهم سازد.
و اما، در رابطه با خطوط گاز رسانی باید گفت که وقتی، سه رهبر موضوع تامین گاز مناطق شمالی ایران را بحث و بررسی می کردند، الهام علی اف ارسال گاز روسیه به این مناطق از طریق خط لوله گاز رسانی آذربایجان را پیشنهاد کرد و توافق مربوط نیز حاصل شد.
ولادیمیر پوتین اعلام کرد: «ما برای ارسال گاز روسیه از طریق خط لوله گاز رسانی آذربایجان به شمال ایران اعلام آمادگی می کنیم. این می تواند برای یاران ما از لحاظ اقتصادی، مقرون به صرفه باشد».
ایران موظف است، سهم تعیین شده از سوی اوپک را رعایت کند
به گفته کارشناسان، در جریان این اجلاس، ولادیمیر پوتین به پیروزی مهمی دست یافت: او از [آقای] حسن روحانی قول گرفت که ایران سطح استخراج نفتی را افزایش ندهد. پیشتر نیز در جریان سفر اخیر پادشاه عربستان سعودی به مسکو، این کشور چنین قولی را داده بود.
دیپلماسی نفتی پوتین نتایج مهمی را به همراه داشته است: در روز ٢ ماه نوامبر، نفت مارک برنت تا نرخ ٦٠,٤ دلار در ازای هر بشکه افزایش یافت.
انتظار می رود که در اجلاس ماه نوامبر اوپک، کشورهای این کارتل نفتی مهلت قانونی افزایش استخراج نفت را برای شش ماه دیگر تمدید کنند.
در چارچوب اجلاس تهران، همچنین، حاصل شدن توافق مهم دیگری نیز اعلام شد. شرکت «روس نفت» و شرکت ملی نفت ایران نقشه راه پیرامون بهره برداری مشترک و استخراج نفت و گاز در خاک ایران را امضا کردند. حجم سرمایه گذاری در این پروژه بزرگ می تواند بالغ بر ٣٠ میلیارد دلار باشد و حجم استخراج نفت به ٥٥ میلیون تن در سال برسد.
«اتحاد سه جانبه» راهبردی
اجلاس تهران آشکارا، مشخص کرد که مسکو، تهران و باکو نمی خواهند فقط به مسائل اقتصادی و انرژی اکتفا کنند. آنها قصد دارند، «اتحاد راهبردی موسوم به سه کشور» را تشکیل دهند که هدف از آن – پیشبرد سیاست خارجی مورد توافق طرفین است.
از جمله، پوتین، [آقای] روحانی و علی اف به واشنگتن پاسخ قاطعی دادند که تلاش می کند، توافق «هسته ای» جامعه جهانی با ایران را بازبینی کند. آنان نیت دونالد ترامپ در راستای فسخ برنامه جامع اقدامات مشترک (برجام) پیرامون برنامه هسته ای ایران را محکوم کردند.
برجام در روز ١٥ ماه ژوئیه سال ٢٠١٥ میلادی، میان ایران و کشورهای گروه ١+٥ (امریکا، فرانسه، بریتانیای کبیر، آلمان، چین و روسیه) منعقد شد که در نتیجه آن، تهران از برنامه هسته ای خود در ازای لغو تحریم ها علیه این کشور چشم پوشی کرد. ایران باید به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه بازدید از تاسیسات هسته ای خود را دهد و کشورهای غربی نیز به نوبه خود، گام به گام، تحریم های اعمالی علیه ایران را لغو کنند.
موضع واحد در قبال سوریه
نتیجه سیاسی دیگر اجلاس تهران، نمایش موضع واحد از سوی رهبران روسیه، ایران و آذربایجان در قبال سوریه بود. از جمله، الهام علی اف با قاطعیت، از عملیات نظامی مشترک نیروی هوایی روسیه و ارتش ایران در سوریه حمایت کرد که تقریبا، به قلع و قمع کامل تروریست ها انجامیده است.
رئیس جمهور ایران اعلام کرد: «همکاری ایران و روسیه در سوریه، بر روند مبارزه علیه تروریسم در منطقه تاثیر زیادی داشته است و این کار مشترک در مراحل نهائی این مبارزه نیز بسیار مهم است».
در واقع، موفقیت عملیات مشترک نظامی روسیه و ایران در سوریه به بروز تغییرات چشمگیری در موضع بندی نیروها در خاور نزدیک انجامیده است. روسیه و ایران بر نفوذ خود در منطقه تشدید بخشیده اند که اسرائیل و عربستان سعودی، دشمنان قسم خورده تهران، را به جستجوی راهی برای سازش با مسکو ناگزیر ساخته است.
پوتین به عنوان حکم ثالث در خاور نزدیک
سفر اخیر پادشاه عربستان سعودی به مسکو و سفر کاری سرگی شویگو، وزیر دفاع روسیه، به اسرائیل – هر دو رویداد، به بحث و بررسی واقعیت های جدید ژئو سیاسی اختصاص یافته بود. ریاض و تل آویو نگران رشد نفوذ نظامی ایران نه فقط در سوریه، بلکه در عراق نیز هستند که در آنجا، سرداران ایرانی در روند عملیات های نظامی حضور دارند. از جمله، براساس گزارشات رسانه های گروهی، فرماندهی عملیات ارتش عراق در آزاد سازی شهر موصل بر عهده قاسم سلیمانی، سردار ایرانی، بوده است.
نباید از یاد برد که ایران همچنین، به حوثی های شیعه نیز کمک نظامی می کند. آنان علیه دولت یمن مبارزه می کنند و این دقیقا، نقطه حساس برای عربستان سعودی است.
در حقیقت، کاخ کرملین ماهرانه، از هراس های عربستان سعودی و اسرائیل در رابطه با توسطه طلبی ایران در خاور نزدیک برای رشد نقش روسیه در این دو کشور استفاده می کند. مسکو به ریاض و تل آویو ممانعت از اشتهای نظامی تهران را وعده می دهد. اما، نه به این سادگی، بلکه در ازای نرمش های سعودی ها و دولت یهودی.
ولادیمیر پوتین در سایه سیاست حفظ موازنه میان ایران و رقبای این کشور، موفق شده، تمامی این کشورها را برای تایید نقش خود به عنوان حکم ثالث و میانجی گر وا دارد. و دقیقا، چنین نقشی باب طبع کاخ کرملین است.

چاپ نوشتار