بارزانی استعفا نکرد،مجبور به استعفا شد

عبدالباری عطوان
رای  الیوم انگلستان

جبهه مخالف بارزانی در داخل حزبش و دیگر احزاب کرد روز به روز درحال افزایش بود.پافشاری وی بر برگزاری همه پرسی و مخالفتش با تمامی نصیحت‌های نزدیک‌ترین دوستانش ضربه کشنده‌ای بود که نقطه پایان حکومتش و چه بسا حیات سیاسی‌اش را بنا گذاشت.

بارزانی یک مسئله اساسی را در تمامی محاسباتش فراموش کرد و آن این بود که عراق تغییر کرده است و دیگر آن کشور ضعیفی نیست که در مقابل تمامی تجاوزات او از قانون اساسی ساکت بنشیند و در مقابل نیروهای پیشمرگ در کرکوک و سنجار فروبپاشد؛آنطور که قبلا در مقابل داعش در برخی مناطق شمال عراق از هم فروپاشیده بود.عراق امروز قدرتمندتر از هر زمان دیگری است و نیروهای نظامی دارد که نمی‌توان از اهمیت و اعتبار آن‌ها کاست. عراق امروز عضو محور منطقه‌ای جدیدی است که خود را بر تمامی منطقه تحمیل کرده است.

اوضاع در سوریه به نفع این محور پیش رفت و امروز در شمال عراق نیز اوضاع به نفع این محور پیش می‌رود. بعد از همه پرسی دیگر دشوار بود که هماهنگی و همکاری میان بارزانی و دولت بغداد صورت گیرد. مبالغه نمی‌کنیم اگر بگوییم بارزانی”هدیه‌ای” را تقدیم کرد که بغداد و تمامی کشورهای همجوار دیگر مثل ایران و ترکیه در بهترین حالت آن را تصور هم نمی کردند. اینجا درباره همه پرسی صحبت می‌کنیم که در زمان اشتباه و به دلایل اشتباه برگزار شد و به نتایج اشتباهی منجر شد.
شاید بارزانی درس‌هایی از این فاجعه گرفت؛ فاجعه‌ای که ۴۰ سال از میراث سیاسی و میراث خانواده وی را ویران کرد. مهم‌ترین این درس‌ها تکیه کردنش بر آمریکا و غرب و حساب باز کردنش بر این کشورها برای نجاتش بود. او فراموش کرد که آمریکا اعراب و کردها را تنها به عنوان مزدور و برگه برنده‌هایی می‌خواهد و به محض اینکه دیگر به آن‌ها نیاز نداشت آن‌ها را در سطل زباله می‌اندازد. آمریکایی که مسعود بارزانی خدمات بزرگی به او کرد،از جمله توطئه علیه دولت بغداد و تغییر نظام بعد از اشغال عراق و کشتن میلیون‌ها تن از ساکنانش، همین آمریکا اولین کسی بود که از بارزانی دست کشید و ازاستعفایش استقبال کرد و اکنون درباره جایگزین صحبت می‌کند.

بارزانی در این طرز فکر اشتباه کرد که شانسش با آمریکا و اسرائیل بهتر از شانس پدرش خواهد بود. او فکر می‌کرد کمک به آمریکا و تسهیل تجاوز به بغداد و مشارکت در آن مصونیت ابدی و حمایت مطلق آمریکا را برای او به همراه خواهد داشت اما اکنون آمریکا به روشی بسیار اهانت بار او را کنار گذاشت به روشی که هیچ گاه به ذهنش هم خطور نکرده بود.

با اظهارات بارزانی درباره اینکه نیروهای پیشمرگ در سلیمانیه به ویژه طالبانی‌ها مرتکب خیانت شدند زمانی که با نیروهای عراقی در کرکوک نجنگیدند، موافق نیستیم.این‌ها ملی گراتر و عاقل تر از نیروهایی بودند که علیه ارتش عراق جنگیدند. نیروهایی که بارزانی از پیشمرگ‌ها می‌خواست با آن‌ها بجنگند نیروهای دولت فدرال بودند،خود او قانون اساسی و قوانینش را تعیین کرد و به قرآن سوگند خورد که به آن‌ها احترام بگذارد اما عهد و پیمان را شکست و در امانت خیانت کرد.
بارزانی از عدم حمایت آمریکا از نیروهایش و عدم مقابله آن‌ها با نیروهای عراقی در کرکوک سؤال کرد؟ و حق دارد با خشم زیاد این سؤال را بپرسد. اما آیا حق ما نیست که همین موضوع را درباره هم پیمان اسرائیلی‌اش از او بپرسیم؛ اسرائیلی که به طور کامل از صحنه ناپدید شد و در لحظات ناگوار از بارزانی دست کشید. در حالی که روز همه پرسی پرچم‌هایش در آسمان اربیل برافراشته شده بود و اعضای موساد درحال جشن در میدان‌های عمومی شهر بودند؟
نمی‌خواهیم بارزانی همچنان به اشتباهاتش ادامه بدهد و به تشدید موضع بپردازد.اظهارات وی درباره ماندنش به عنوان یکی از پیشمرگ‌ها و رفتنش به کوه‌ها “فال” هولناکی است و نشان می‌دهد که وی نمی‌خواهد اوضاع کردستان را به درستی درک کند و درس بگیرد و بفهمد که آنچه ۴۰ سال پیش به نفعش بود امروز دیگر به نفعش نیست.
اکنون زمان سرزنش نیست؛ کردها که دوست و برادر ما بوده‌اند.ما میراث تمدنی و تاریخ مشترکی داریم و استعمارگران دنبال ایجاد دودستگی در بین ما هستند.ما این را می‌فهمیم که کردها در معرض بزرگترین ظلم‌ها در طول تاریخ قرار گرفتند، همانطور که دولت فدرال نیز اشتباهات زیادی در حق آن‌ها کرد و باید این اشتباهات درست شود و دولت فدرال نیز خود را درست کند.امیدواریم که کردها درک کنند اسرائیل هرگز به خاطر آن‌ها نخواهد جنگید و هیچ گونه دوستی با آن‌ها ندارد، بلکه از آن‌ها به عنوان ابزاری علیه برادران عرب و ترک و ایرانی استفاده می‌کند.همین مسئله درباره آمریکا نیز صدق می‌کند.به کردها می‌گوییم که بیایید صفحه جدیدی بگشاییم و با فتنه گران بجنگیم و در صلح و برابری زندگی کنیم.

چاپ نوشتار