تاریخ: ۹:۳۷ :: ۱۳۹۶/۰۷/۲۱
کردستان و تنگنای ژئوپلتیک: آنچه سیاست از تحقق آن عاجز ماند، جغرافیا انجام می‌دهد

عبدالحسین شعبان

العرب آنلاین (انگلستان)


کردها در عراق حتی اگر توانسته باشند از طریق برگزاری همه پرسی برای جدایی از این کشور مسیر جدیدی در سیاست خود در پیش بگیرند‏، نفرین جغرافیا همچنان در تعقیب آنان است و در جهت مختل کردن هر برنامه‌ای عمل می‌کند که ممکن است در مسیر استقلال کردها در هر منطقه‌ای باشد. گویاترین مثال در این زمینه، تلاش کردهای عراق برای دست و پا کردن جایگاهی برای خود در نقشه خاورمیانه به طور مستقل  از کشور عراق است.
جلال طالبانی رئیس جمهور سابق عراق که روز سه شنبه سوم اکتبر ٢٠١٧ درگذشت همواره این ضرب المثل کردها را تکرار می کرد که: «کردها دوستی بجز کوه‌ها ندارند». این ضرب المثل به همان میزان که تلخ است‏، بخش زیادی از واقعیت و دروس تاریخی در آن نهفته است که باید آن را دریافت‏، این که شرایط ژئوپلتیک همواره بر کردها مسلط بوده است.
بخش اعظم کردها در داخل مرزهای امپراتوری عثمانی زندگی می کردند و سپس به شهروندان سه کشور تبدیل شدند که بعد از جنگ جهانی اول تشکیل شدند یعنی: ترکیه که در سال ١٩٢٣ بعد از شکست در جنگ و طبق معاهده لوزان تاسیس شد‏، عراق که در سال ١٩٢١ تاسیس شد، و سوریه که در سال ١٩٢٥ تاسیس شد. بخش چهارم کردها در ایران بودند.
توافقنامه سایکس پیکو در سال ١٩١٦ کشورهای عربی را تقسیم کرد.  این تقسیم شامل کردها نیز می‌شد که قرن ها قربانی کشمکش بین امپراتوری ایران و امپراتوری عثمانی بودند. سرزمین های کردنشین بخشی از چانه زنی های تاریخی بین ایران و عثمانی بود که شامل معاهده هایی مثل ارزروم یکم در سال ١٨٢٣ و ارزروم دوم در سال ١٨٤٨ و توافقنامه تهران در سال ١٩١١ و توافقنامه قسطنطنیه (استانبول) در سال ١٩١٣ و معاهده سور بعد از جنگ جهانی اول می‌شد. به این ترتیب شرایط ژئوپلتیک و منافع بین المللی بر کردستان حاکم بود.
از زمان بی‌تاثیر شدن معاهده سور که در سال ١٩٢٠ امضا شد و بخشی از حقوق کردها را به رسمیت شناخت، و به ویژه بعد از امضا شدن معاهده لوزان، تا سال ١٩٩١ که قطعنامه ٦٨٨ شورای امنیت  به تصویب رسید‏، آرمان کردها در محافل بین المللی جایی نداشت. این قطعنامه به تضمین احترام به حقوق بشر و حقوق سیاسی در مناطق کردنشین و سایر مناطق عراق و توقف سرکوبگری به عنوان تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی مربوط می‌شود.
آن قطعنامه به اضافه چند قطعنامه بین المللی دیگر از نتایج ماجراجویی اشغال کویت در سال ١٩٩١ بود که اعمال تحریم های بین المللی علیه عراق را در پی داشت. این قطعنامه تحت تاثیر مهاجرت دسته جمعی صدها هزار کرد به سمت کوهها «به عنوان تنها دوستانشان» تصویب شد.
بعد از آن سه کشور انگلیس، فرانسه و آمریکا تصمیم گرفتند خط عرض جغرافیایی ٣٦ درجه را که شامل سه استان تشکیل دهنده کردستان یعنی سلیمانیه، اربیل و دهوک می‌شد به عنوان منطقه امن اعلام کنند و مانع پرواز هواپیماهای نیروی هوایی عراق در این منطقه شدند.
بار دیگر شرایط ژئوپلتیک به لطف هماهنگی ترکیه، سوریه و ایران خود را مطرح کرد. شرایط ژئوپلتیک از زمان شکل گیری تجربه کردها بعد از انتخابات سال ١٩٩٢ که با اشتباهات متعدد از جمله برقراری نظام سهمیه بندی و درگیری بین دو طرف اصلی کرد یعنی حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان همراه بود، در کمین آن بود.
شرایط ژئوپلتیک همچنین در مناقشه خونین کردها با یکدیگر نقش داشت. حزب دموکرات کردستان در سال ١٩٩٦ از ارتش عراق کمک گرفت تا رقیب خود را از اربیل بیرون براند و اتحادیه میهنی کردستان نیز با ایران علیه دشمن تاریخی خود و پیش از آن با دولت عراق در برابر نیروهای کمونیست هماهنگی می‌کرد.
شرایط ژئوپلتیک یکبار نیز برای «تعیین سرنوشت» کردها در سال ١٩٧٥ وارد میدان شد. ایران شاهنشاهی و آمریکا به سرعت به حقوق کردها پشت کردند در حالی که قبلا گفته بودند از آنان در برابر حکومت بغداد حمایت می‌کنند. اما پس از تشدید درگیری بین نیروهای کرد و دولت عراق در مارس ١٩٧٤ که تا مارس ١٩٧٥ طول کشید، کردها تنها ماندند. شاه محمد رضا پهلوی و صدام حسین که در آن زمان معاون رئیس جمهور عراق بود توافقنامه ای در الجزایر امضا کردند و این توافقنامه به متلاشی شدن جنبش کردها انجامید.
در آن زمان وعده های هنری کیسینجر وزیر امور خارجه وقت آمریکا یا حمایت های شاه فایده ای نداشت. این رویداد، تاثیر تلخی بر مصطفی بارزانی رهبر کردها گذاشت. ناگهان پیشمرگان کرد خود را در برابر کوه یعنی تنها دوست ثابت قدم خود دیدند که آنها را در آغوش خود جای داد و از گلوله باران ها و بمباران ها در امان نگه داشت. این دیکتاتوری ژئوپلتیک است که گریزی از آن نیست و فارس ها و ترک ها و عرب ها و کردها زیر سایه آن زندگی می کنند.
امروز بار دیگر تاریخ تکرار می‌شود. اگر دفعه نخست به فاجعه انجامید این بار مثل شوخی به نظر می‌رسد به ویژه که کردها بدون یاور یا حامی مانده اند و حتی کسانی که از حقوق آنها دفاع می‌کنند، خودشان موجب ایجاد ابهام و تنفر از کردها در این لحظه تاریخی سرنوشت ساز می‌شوند، مثل اسرائیل که از حقوق کردها حمایت می‌کند ولی خودش حقوق مردم فلسطین را زیرپا می گذارد و آنان را از کمترین حقوق خود محروم می ‌کند.
به استثنای باورهای فکری و اصولی درباره «حق تعیین سرنوشت» به عنوان اصل قانونی و حقوقی برای کردها، هیچ کس از آنها حمایت نمی‌کند به ویژه در سایه سیاست ها و اقداماتی که بسیار اختلاف برانگیز خواهد بود چرا که در شرایط منطقه ای و بین المللی که مدنظر قرار دادن آن ضروری است،  درباره این سیاست‌ها توافق به دست نیامده است.
انتخاب «لحظه‌ی انقلاب» یعنی همسو شدن شرایط واقعی با شرایط درونی، موضوعی بسیار مهم در برابر راهبرد و تاکتیک هر جنبش یا گروه سیاسی یا تشکیلات حزبی است. این مسئله فقط به همه پرسی مربوط نمی شود که برگزار شد ولی واکنش های شدیدی در خصوص زمان آن و پیامدهای آن به ویژه در مناطق «مورد مناقشه» و در خصوص اعلام تشکیل کشور که همچنان ابهامات زیادی درباره آن وجود دارد‏، به دنبال داشت. ولی بعد از همه پرسی چه خواهد شد و با توجه به دودستگی بین کردها و فقدان وحدت ملی و مخالفت دولت عراق، چگونه نتایج همه پرسی به اجرا گذاشته خواهد شد؟
طبقه‌ی شیعه سیاسی حاکم بر عراق با طبقه‌ی سنی سیاسی به توافق رسید که کشورهای منطقه ای را که تهدید به مداخله (در کردستان) می‌کنند در این ماجرا مشارکت دهد. این مداخله چه از طرف ترکیه یا ایران با استفاده از ابزارهای نرم یا خشن، مثل تحریم و محاصره اقتصادی و بستن گذرگاه های مرزی و تبانی با طرف های داخلی صورت می گیرد و حتی ممکن است از ابزارهایی که اکنون مدنظر نیست استفاده شود.
موضوع فقط این نیست، بلکه دوستان «جدید» کردها که منظورم نیروهای ائتلاف بین المللی از آمریکا گرفته تا اتحادیه اروپا است، به برگزاری همه پرسی اعتراض کردند یا واکنشی محتاطانه در برابر آن نشان دادند. نیروهای بین المللی متعددی مثل سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب و کشورهای عربی و کشورهای منطقه خلیج (فارس) و (آیت الله سیستانی) و موسسه الازهر، بر حفظ یکپارچگی عراق تاکید کردند. بسیاری از این نیروها جدایی کردستان از عراق را پیش درآمد تجزیه منطقه بر اساس نقشه های قومی و نژادی و دینی و طایفه ای دانستند که موجب کشمکش های جدیدی خواهد شد که اگر شروع شود ممکن است دهها سال ادامه پیدا کند.
به علت منافع نفتی، قدرت های بین المللی مایل نیستند از متحدان اصلی خود مثل ترکیه که از اعضای اصلی پیمان ناتو است دست بکشند. اما عراق ممکن است به سمت ایران حرکت کند از این رو حمایت از این کشور و یکپارچه نگه داشتن آن اقدامی در جهت حفظ منافع بین المللی و منطقه ای در این کشور است.
همچنین مسئله حقوق کردها در سوریه در روند مذاکرات ژنو و آستانه و در هر راه حل بین المللی برای بحران سوریه مطرح خواهد بود به ویژه آن که نیروهای ائتلاف بین المللی (به فرماندهی آمریکا) از نیروهای سوریه دموکراتیک حمایت می کنند و همین مسئله زمینه ساز تفاهم روسیه و آمریکا بر سر راه حلی توافقی است که مورد رضایت طرفین باشد و موضع ترکیه را نیز مدنظر بگیرد.
در خصوص ایران‏ باید گفت آمریکا و کلا غرب به دنبال ایجاد تغییری ریشه ای در آن هستند و احتمالا در هرگونه تغییری در ایران یا ترکیه، مسئله کردها مطرح خواهد بود. به این ترتیب کردستان تحت سلطه دیکتاتوری ژئوپلتیک باقی می ماند که نیاز به تغییرات عمیقی دارد تا راه حل هایی دموکراتیک در منطقه ایجاد شود و ایجاد تشکیلات کردی به نوعی مورد قبول قرار گیرد. با توجه به اختلاف چشمگیر در زمینه تعادل قوا، تصور ایجاد تشکیلات کرد مستقل و یکپارچه با توجه به وجود نداشتن وحدت ملی بین کردها، زودهنگام است.
آغاز گفتگو به منظور مهار کردن آنچه روی داده‏، ضروری است. چنین کاری را می توان به شکل های مختلف انجام داد از جمله: پذیرش مرزهای پیش از ١٩ مارس ٢٠٠٣ و گفتگو درباره مناطق مورد مناقشه و مسائل مرزی و نفت و شکل روابط آینده‎‎ ؛ یا باقی ماندن در عراق و در چارچوب کشور فدرال یکپارچه یا در چارچوب ساختاری جدید که می‌تواند با اصلاحاتی در قانون اساسی به ساختار کنفدرالیسم تبدیل شود، هرچند وضع کنونی به چنین ساختاری نزدیک است. اما اگر همزیستی غیرممکن باشد، جدایی کردستان از عراق پرهزینه خواهد بود و هر دوطرف مسئولیت آن را برعهده خواهند داشت، البته اگر احتمال وقوع جنگ را نادیده بگیریم که فاجعه بارترین گزینه به شمار می‌رود.
در خصوص منطقه کردستان، باید نقشه ژئوپلتیک آن به خوبی مطالعه شود چرا که اطراف این منطقه را همسایگانی گرفته اند که از ایجاد تشکیلات جدید، مخصوصا اگر قرار باشد به زور و بدون توافق با طرف های ذیربط ایجاد شود، استقبال نمی‌کنند به ویژه که موضع بین المللی نیز از چنین اقدامی استقبال نمی‌کند.

چاپ نوشتار