تاریخ: ۱۰:۳۹ :: ۱۳۹۶/۰۷/۱۹
کردستان عراق به سمت سرنوشت سودان جنوبی پیش می‌رود

الحیات (انگلستان)
بعد از اعلام نتیجه همه پرسی درباره استقلال کردستان عراق، کشور کوچک جدیدی به بخش‌ های از هم گسیخته جهان عربی ما افزوده خواهد شد. صرفنظر از میزان واکنش کردها و موضع طرف های منطقه ای درباره این رویداد از جمله عراق که از زمان استقلال از اشغال انگلیس در سال ١٩٣٢ یکپارچه بوده است، شاهدیم که جدایی منطقه کردستان «حقی است که از آن باطلی مطالبه می شود» زیرا با برنامه ها برای تجزیه کشورهای عربی به کشورهای کوچک حاشیه‌ای که از به اصطلاح انقلاب های بهار عربی سال ٢٠١١ ناشی شده است، همسو است.
آنچه امروز شاهد آن هستیم نتیجه مطرح شدن اصطلاحاتی مثل «هرج و مرج سازنده» و «خاورمیانه جدید» و دیگر اصطلاحاتی است که به همراه آنها نقشه جدید جهان عرب پدیدار شد و تهیه کنندگان آن به دنبال تحمیل کردن آن هستند به طوری که بسیاری از ناظران، جهان عرب را در مقابل توافقنامه «سایکس پیکوی» جدیدی دیدند که حوادث پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در سال ١٩٢٢ و تشکیل کشور ترکیه به ریاست مصطفی کمال آتاتورک را در ذهن تداعی می کند. جدایی منطقه کردستان از عراق ضربه ای به حاکمیت عراق و ثبات عراقی هاست . آنها بعد از رها شدن از دست «داعشی‌ها» با برنامه دیگری مواجه می شوند که اساس آن را ایجاد مشکل بین اقلیت ها در چارچوب طرح تجزیه کشورشان تشکیل می دهد. این طرح قرار بود از سال ٢٠١٣ اجرا شود ولی انقلاب ٣٠ ژوئن در مصر آن را به شکست کشاند و تهیه کنندگان این طرح تصمیم گرفتند اجرای آن را تا سال ٢٠١٨ به تعویق اندازند. ولی نشانه های اجرای آن پیش از پایان سال ٢٠١٧ با جدایی منطقه کردستان از عراق نمایان شده است.
جدا نشدن منطقه کردستان از عراق به دلایلی که به امنیت و منافع ایران و به ویژه ترکیه مربوط می شود برای این دو کشور اهمیت دارد. همه پرسی در کردستان عراق، کردهای این دو کشور را تشویق می کند در همین مسیر گام بردارند و حتی سایر اقلیت های موجود در عراق مثل ترکمان ها و شیعیان را به درخواست استقلال تشویق می کند در حالی که شاهدیم کشورهای عربی از حد مخالفت کردن و محکوم کردن همه پرسی فراتر نرفتند و مسئله را به اتحادیه عرب واگذار کردند که آن هم با صدور قطعنامه ای با همه پرسی برای استقلال منطقه کردستان از عراق مخالفت کرد.
خطر آنچه اتفاق می افتد در این است که اجازه داده می شود آتش شعله ور شود و از کشوری به کشور دیگر سرایت کند در حالی که عرب ها کاری جز صدور بیانیه از دستشان بر نمی آید. مسئله استقلال کردستان عراق من را به یاد حوادث پس از استقلال سودان جنوبی از سودان در نهم ژوئیه ٢٠١١ می‌اندازد که شکاف بین مناطق شمالی ثروتمندتر که ساکنان آن عمدتا عرب و مسلمان هستند، و مناطق جنوبی فقیرتر که ساکنان آن عمدتا بی‌دین و برخی نیز مسیحی هستند آشکار شد. اکنون سودان جنوبی از پیامدهای سالها جنگ و عقب ماندگی اقتصادی رنج می برد. ساکنان جنوب سودان گمان می کردند بعد از استقلال از سودان وضع آنان بهتر خواهد شد ولی اوضاع بدتر شد و جدایی این منطقه از سودان به نیروهایی که به دنبال منافع منطقه ای بودند و در رأس آنها اسرائیل امکان داد به سودان جنوبی نفوذ کنند.
به رغم متفاوت بودن شرایط در سودان و عراق از این نظر که سودان کشوری فقیر و عراق کشوری نفت خیز است، نتیجه ای که در سودان جنوبی به دست آمد، منزوی شدن و جنگ و نفوذ و سلطه دیگران بود. آیا انتظار داریم پس از استقلال کردستان از عراق شاهد تشدید تنش مشابهی باشیم؟
به طور کلی بین این دو منطقه تفاوت وجود دارد چرا که سودان جنوبی به کلی از توسعه دور مانده است در حالی که منطقه کردستان بر خطوط لوله نفت که از کرکوک به ترکیه کشیده شده است سیطره دارد و به همین علت از ثروتمندترین مناطق عراق محسوب می شود. جدایی کردستان قطعا موجب وقوع کشمکش بین بغداد و اربیل خواهد شد و پس از آن وارد دور باطلی از کشمکش منطقه ای خواهیم شد که قطعا کشور عراق را فرسوده خواهد کرد و کردها نیز با در نظر گرفتن واکنش ترکیه، احساس امنیت و ثبات نخواهند کرد زیرا تشکیل کشور کردنشین در همسایگی ترکیه تاثیری منفی بر منافع این کشور خواهد داشت و کشور کوچک جدید کرد بین چکش آنکارا و سندان بغداد گیر خواهد افتاد.
ولی کردها مصمم هستند چالش های مخالفت منطقه ای و بین المللی با استقلال خود را بپذیرند و معتقدند به سرعت خواهند توانست دیگران را در برابر عمل انجام شده قرار دهند و جامعه بین المللی و طرف های منطقه ای، شرایط جدید را خواهند پذیرفت و در نتیجه طوفان ها فروکش خواهد کرد و دولت بغداد مجبور خواهد شد با تشکیلات جدید کرد کنار بیاید همانطور که خارطوم با جوبا کنار آمد زیرا شرکت و تفاهم با کشور جدید به رغم آن که آتش زیر خاکستر است و خطر جنگ داخلی هرچند وقت یکبار سر بر می‌آورد، به نفع عراق است.
آنچه به ما مربوط می شود این است که ایستادن در برابر گسترش استقلال طلبی به نفع جهان عرب است زیرا گسترش این پدیده، موجودیت عربی و ثبات امت عربی را تهدید می کند. درباره ادامه یافتن برنامه های تجزیه در سال ٢٠١٨ هشدار می دهیم به ویژه که کانون های مناقشه های عربی همچنان شعله ور است. مشکل سوریه حل نشده است و جنگ داخلی در یمن ادامه دارد و همچنان کشور لیبی به دنبال ثبات می‌گردد و تروریسمی که همه کشورهای عربی را تهدید می‌کند هنوز ریشه کن نشده است.
سئوالی که باقی می‌ماند این است: آیا تصمیم گیرندگان در جهان عرب اجازه خواهند داد همچنان تشکیلات کوچکی از پیکر کشورهای عربی که زخم خورده از تجزیه است بریده شود؟ یا این که این گونه تشکیلات مهار خواهند شد و جلوی انتشار ویروس جدایی طلبی گرفته خواهد شد؟ امیدوارم که پاسخ این سئوال نزد طرف های منطقه ای غیرعربی نباشد.

چاپ نوشتار