تاریخ: ۱۳:۴۴ :: ۱۳۹۶/۰۷/۱۱
ایران و تنش های اقتصادی باعث دشواری قرابت روسیه و عربستان سعودی می شود

هیات تحریریه پراودارو (روسیه)
انتظار می رود که در اوایل ماه آینده، سلمان بن عبد العزیز آل سعود، شاه عربستان سعودی، به مسکو سفر کند تا با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، دیدار کند. این سفر، نماد بهبود روابط میان عربستان سعودی و روسیه خواهد بود. در این اواخر، میان این دو طرف درگیر نبرد در عصر جنگ سرد همکاری هایی صورت گرفته است که روابطشان، طی ١٥ سال اخیر، بسیار متزلزل بوده است: کاهش مشترک حجم استخراج نفت با هدف افزایش نرخ جهانی؛ تاسیس چندین کارخانه نفتی و گازی که براساس خبرهای رسیده در مرحله آماده سازی قرار دارند و شایعات جدید در خصوص خرید سلاح روسیه توسط ریاض. به ویژه، می بایست خاطر نشان کرد که ظاهرا، عربستان سعودی از حمایت از شورشیان سوری که برای سرنگونی رژیم اسد تلاش می کنند، چشم پوشی کرده و به تلاش های روسیه در راستای حل و فصل این مناقشه پیوسته است. اما، آیا سفر پادشاه عربستان به مسکو، نشانه حاصل شدن پیشرفت ها در روابط دو کشور می باشد؟
هر گونه روابط برقرار شده میان مسکو و ریاض شکننده است. اگرچه، عربستان سعودی هنوز احتمال دارد، خواهان برکناری بشار اسد باشد، اما ریاض عملا، بیشتر نگران رقیب اصلی اش – ایران، متحد روسیه است. درجه آمادگی و توان مسکو برای کمک در این جبهه، نامشخص است. در این میان، روسیه به جاری شدن سرمایه های سعودی ها امیدوار است، اما نرخ پایین نفت، کسری بودجه عربستان سعودی و جنگ نظامی این کشور در یمن، به طور چشمگیری، این کشور پادشاهی را در تنگنا قرار داده است. از این جهت، برقراری موازنه میان منافع ژئو سیاسی و اقتصادی دو کشور چندان آسان نخواهد بود.

سفر جدید بر روی ریل های قدیمی آمریکا
تجربه تاریخی اخیر نشان می دهد که راه قرابت عربستان سعودی و روسیه احتمال دارد، پر پیچ و خم باشد و یا به بن بست ختم شود. حتی، بعد از پایان جنگ سرد، روابط میان مسکو و عربستان سعودی به خاطر بروز اختلاف نظرها پیرامون مسائلی نظیر چچن، ایران، تجارت و سرمایه گذاری دو جانبه و حتی، سیاست استخراج نفت، در حد چشمگیری، خصمانه بوده است. در سال ٢٠٠٣ میلادی، در پی سفر شاهزاده عبدالله، روابط روسیه و عربستان سعودی بهبود یافت. در سال ٢٠٠٧ میلادی، پوتین به همراه هیات کثیری از تجار روسی به ریاض سفر کرد. عدم تمایل روسیه برای پیوستن به عربستان سعودی و اوپک در رابطه با طرح کاهش استخراج نفت به منظور افزایش نرخ آن، بعد از پایان بحران مالی جهانی در سال ٢٠٠٨ میلادی، عامل بروز تنش در روابط این دو کشور شده بود. در پی آغاز بهار عرب در سال ٢٠١١ میلادی، روابط دو کشور وخامت بیشتری یافت، یعنی زمانی که روسیه به همراه ایران، بشار اسد را در ضدیت با گروه های مورد حمایت عربستان سعودی مساعدت کرد.

دوران دشوار در سرزمین پر برکت
به رغم وجود منافع مشترک و مشخص مسکو و ریاض که در نتیجه آسیب پذیری این دو کشور در برابر نرخ های پایین نفت ایجاد گردیده، احتمال دارد که همکاری آنها در عرصه اقتصادی، با محدودیت های چشمگیری مواجه شود.
نخست این که ظاهرا، ازسرگیری روابط میان دو کشور برای همکاری در عرصه استخراج نفت، نتیجه یاس و ناامیدی متقابل آنها در برابر افزایش حجم استخراج نفت شیل آمریکا بوده است. در این زمینه، این خطر مطرح است که عدم همکاری میان روسیه و عربستان سعودی، نرخ نفت را پایین تر بیاورد و به درآمدهای صادراتی آنها ضربه وارد آورد. مساله این است که اگرچه، در چشم انداز کوتاه مدت، تثبیت نرخ نفت، مسکو و ریاض را کمک خواهد کرد، اما تداوم این تاثیر بخشی، مستلزم بهره برداری های مکمل از نفت شیل امریکا است که در سایه تکنولوژی های جدید، پر هزینه تر خواهد شد و احتمال دارد که در آینده نه چندان دور، به آغاز فشارهای بزرگ در راستای کاهش نرخ نفت منجر شود. با توجه به کسری بودجه هم در روسیه و هم در عربستان سعودی – در سال ٢٠١٧ میلادی، تولید ناخالص داخلی، به ترتیب، ١ درصد و ٧,٧ درصد با کاهش مواجه بوده است – این چشم انداز تیره و تار به نظر می رسد.
دوم، شرایط اقتصادی تحمیل شده بر عربستان سعودی یا افزایش مبادلات دو جانبه کالا با سطح پایین را دچار مشکل خواهد کرد – کمتر از نیم دلار در سال ٢٠١٦ میلادی – و یا به پیدایش برخی شرایط مطلوب خواهد انجامید که پوتین می تواند به آن امیدوار باشد، برای نمونه، توسعه سرمایه گذاری های سعودی در روسیه و خرید هنگفت تسلیحات روسیه که در خصوص آن، مسکو و ریاض مدتها پیش به توافق رسیده اند.

مساله ایران
انتشار خبرهای اخیر پیرامون این که رهبران سعودی با تثبیت موقعیت بشار اسد موافقت کرده اند، بیشتر از ضرورت تصریح اولویت های سعودی حکایت دارد تا احتمال آشتی واقعی ریاض و دمشق. رویدادهای چند ماه اخیر ریاض را در موقعیت دشواری قرار داده است: امریکا و ترکیه بیش از این، تمایلی به حمایت از مخالفان اسد ندارند و عربستان سعودی نیز در یمن، به اهداف خود دست نیافته است (که روسیه در آن، میان نیروهای درگیر لابی گری می کرد). با توجه به تمامی این موارد، ریاض این امکان را ندارد که به شورشیان سنی در سوریه اجازه دهد که حتی، در مناطق محدود و تحت کنترلشان، در برابر عملیات تهاجمی به پشتیبانی روسیه و ایران پایداری کنند. در این میان، ریاض مانند سابق، به شدت نگران قدرت نفوذ ایران در سوریه و در مجموع، در منطقه است و معتقد است که فقط از طریق روسیه، متحد دیگر اسد، می تواند نفوذ این کشور را محدود کند.
اما، آیا این امر امکان پذیر است، به ویژه با توجه به استقرار ناپایدار نیروها در سوریه و عراق؟ در سال های اخیر، خبرهای منتشر شده حاکی از آن است که مقامات روسی از همتایان خود در اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس می خواهند که اگر آنان واقعا، نگران نقش ایران در سوریه هستند، بهتر است، به منظور ممانعت از نفوذ تهران، به نیروهای روسی ملحق شوند و در نهایت، از حضور مسکو حمایت کنند. تا وقتی که «داعش» در سوریه و عراق اعمال زور می کرده، مسکو حتی می توانست از اهمیت تهران به عنوان متحد علیه این تهدید جمعی سخن بگوید. اما، از آنجایی که داعش بسیار ضعیف شده است، موفقیت های ایران و متحدان این کشور (از جمله، «حزب الله» و شبه نظامیان شیعه در عراق) نیز هم در سوریه و هم، در عراق محسوس گردیده است.
اکنون که متحد مشترک آنها – اسد – در امنیت کامل قرار گرفته است و «داعش» و دیگر دشمنان اسد به عنوان دشمنان مشترک، به طور چشمگیری، ضعیف شده اند، تعجبی ندارد که مسکو و تهران شخصا در مبارزه بر سر نفوذ در سوریه وارد عمل شوند. این مساله که مسکو با کردها چه در سوریه و چه، در عراق، همکاری می کند و تهران و آنکارا مخالف این همکاری هستند، نشانگر بروز اختلاف نظرات میان آنها است. از آنجایی که خصومت میان عربستان سعودی و ایران حتی، به رغم بروز نشانه هایی از تنش زدایی، به احتمال زیاد، محفوظ خواهد ماند، امیدهای ریاض برای این که مسکو در مبارزه برای نفوذ در دمشق بر تهران فائق آید، کاملا معقولانه است.
اما، تمایل مسکو برای به خطر انداختن و وخیم کردن روابط با تهران، به خاطر نفوذ بیشتر در سوریه و تاحدودی، بهبود روابط با ریاض تا چه حد است؟ گفتنی است که مسکو همه چیز را یکجا می خواهد: نفوذ برتر در سوریه، بهبود روابط با ریاض و حفظ روابط سابق با تهران. اما، مشخص نیست که آیا روسیه قادر خواهد بود، عملا، به تمامی این اهداف خود برسد یا خیر.
سوی ضد و نقیض قضیه این است که خصومت دولت ترامپ در قبال ایران می تواند اهرم های نفوذ مسکو را بهبود بخشد. در سال های ریاست جمهوری اوباما، مسکو از آن بیم داشت که تمایل واشنگتن برای عقد توافق هسته ای با تهران، به قرابت بسیار جامع امریکا و ایران منجر شود و در نتیجه، کاهش وابستگی ایران به روسیه را به همراه داشته باشد. در آن ایام، مسکو برای امتناع از درگیری با تهران، از بیم تشویق قرابت ایران و امریکا، دلایلی وزینی در دست داشت. مشارکت ایران در جنگ سوریه و روی کار آمدن دولت جدید در واشنگتن به نفع مسکو تمام شد و این مشکل را از میان برداشت.
دشمنی دولت ترامپ در قبال ایران، باعث تشدید همکاری های ایران و مسکو می شود – احتمال دارد، حتی تا درجه ای پیش رود که اگر مسکو تدابیری را در راستای ضدیت با برنامه های دولت ایران اتخاذ کند، تهران در موقعیتی نباشد که بتواند دست به حمله متقابل بزند. حتی، تشدید نفوذ روسیه در سوریه و یا بهبود روابط روسیه و عربستان نیز احتمالا، ایران را به دوستی با ترامپ ناگزیر نخواهد ساخت. در این میان، تهران بدون تردید، با مسکو بر سر نفوذ در سوریه رقابت خواهد کرد و همزمان، از تمایل خود برای همکاری با مسکو علیه تهدید مشترک امریکا سخن خواهد گفت.

اگر امتحان نکنی، ممکن نیست بفهمی
پیش بینی روند رخدادهای آینده غیر ممکن است. فقط یک چیز بسیار محتمل است: اگر آمادگی ریاض برای بهبود روابط با مسکو بر پایه اعتقاد به این باشد که فقط روسیه قادر است، نفوذ ایران را در سوریه و دیگر کشورها محدود کند، در آنصورت، پیدایش زمینه های قانع کننده در اثبات این که روسیه نمی تواند و یا قادر به انجام آن نیست، به افت مرحله ای روابط روسیه و عربستان سعودی منجر خواهد شد. به این ترتیب، نخست آمادگی عربستان سعودی برای خرید تسلیحات روسی زیر سوال خواهد رفت که ریاض اشاره کرده، اگر مسکو از تهران فاصله بگیرد، در طول سالیان دراز به این کار ادامه خواهد داد.

چاپ نوشتار