تاریخ: ۱۰:۲۹ :: ۱۳۹۶/۰۶/۳۱
جنگ عربی – عربی تحت عنوان اختلاف با قطر: پایگاه‌های جدید آمریکایی و ترکیه‌ای و میلیاردها دلاری که دود می‌شود!

 طلال سلمان

الشروق مصر

«عرب ها» درگیر زنجیره ای از بحران های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی هستند. تفاوتی بین کشورهای دارای منابع نفت و گاز یا کشورهای دارای کارشناس و متخصص (مثل مصر و لبنان و ..) وجود ندارد. پوچ بودن «روابط برادرانه» که می‌بایست آنها را بر اساس منافع مشترک و سرنوشت مشترک به یکدیگر پیوند می‌داد، برملا شده است.
اگر آرمان فلسطین را کنار بگذاریم که روزی «مقدس» به شمار می رفت و امروز تا حدودی به فراموشی سپرده شده و فقط دشمن ما اسرائیل بدون هیچ شریکی آن را اداره می‌کند، و اگر سخن گفتن درباره آینده عراق را که با خطراتی سرنوشت ساز در حد جنگ با «داعش» و هزینه های جانی و مالی آن مواجه است به آینده موکول کنیم،‌ و اگر سخن گفتن درباره آینده سوریه را که یکپارچگی آن در معرض تهدید قرار دارد و بازسازی آن به امکاناتی فراتر از توان این کشور جنگ زده نیاز دارد به تأخیر بیندازیم… اگر همه این ها را کنار بگذاریم و بر کشمکش شدید کنونی بین عربستان سعودی و امارات و بحرین (که به تازگی مصر نیز با هدف انتقام جویی به آن پیوسته است) از یک سو و امیرنشین قطر که برخوردار از منابع گاز است متمرکز شویم، برای ما روشن می‌شود که عرب ها منقرض شده اند یا در آستانه انقراض قرار دارند.
گویا عرب ها این بحران را در منطقه خلیج [فارس] کم داشتند که وارد چنین کشمکشی شدند. عربستان سعودی بانفوذترین کشور در بین این چهار کشور به شمار می رود که به نفوذ مذهبی خود متکی است و امارات شیخ محمد بن زاید ثروتمندتر از قارون است و بین آنها پادشاهی بحرین قرار دارد که با کمک های عربستان سعودی و اجاره‌ای که بابت پایگاه های نظامی آمریکایی و انگلیسی دریافت می کند روزگار می گذراند.
این بحران همچنان ادامه دارد هر چند علل آن به ظاهر هنوز نامعلوم است و اسرار آن را فقط کاخ سفید و دستگاه های اطلاعاتی انگلیس و روسیه و فرانسه و طبعاً اسرائیل می‌دانند.
***
قطر حتی اگر غرور خود را کنار بگذارد توانایی رقابت با ثروت و نفوذ سیاسی عربستان را ندارد چه رسد به این که مصر نیز (به عللی دیگر) به عربستان پیوسته باشد و امارات متحده عربی و بحرین نیز در کنار آن قرار گرفته باشند. همچنین عربستان و همراهانش نیز توانایی آغاز جنگ با قطر برخوردار از منابع گاز را ندارند زیرا صاحبان واقعی نفت و گاز خواستار چنین جنگی نیستند بلکه می خواهند این منابع با قیمتی پایین به سمت آنها جریان داشته باشد از این رو مانع وقوع جنگ در اطراف منابع نفت و گاز می شوند تا متحمل هزینه زیادی نشوند.
علاوه بر این، کسی که قطر را به علت گستاخی در برابر اراده عربی و به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی – اسرائیل – و تأسیس کنسولگری اسرائیل در خاک خود که به سرعت می‌تواند به سفارتخانه تبدیل شود تنبیه نکرده است، اکنون نیز به علت اختلافات «داخلی» قادر به این کار نیست،‌ اختلافاتی که آمریکا در تداوم آن دست دارد بدون آن که اجازه از کنترل خارج شدن آن را بدهد و کلید پایان دادن به آن را نیز در دست دارد.
اگر عربستان برای دولت آمریکا عزیز باشد، قطر هم برای آن عزیز است زیرا آمریکا علاقه زیادی به اختلافات بین عربستان و قطر و بهره برداری از آن به شکل قراردادهای فروش هواپیما و سلاح هایی دارد که هیچ گاه از آنها استفاده نمی شود ولی برایش مهم است که بهای آن به صورت نقدی از سوی عربستان و قطر پرداخت شود و البته در این میان امارات را نیز فراموش نکرده ایم.
جدال بین سلاطین نفت و گاز از نظر غرب و شرق جایز است به همین علت توجه واشنگتن و مسکو و برلین و پاریس و لندن و آنکارا را به خود جلب کرد. در این میان پیشنهاد میانجی گری ترکیه رد شد و این کشور به سهم خود از گاز و شراکت در پایگاه نظامی العدید آمریکا در قطر و برخوردار شدن از نفت عربستان و امارات اکتفا کرد.
میانجی گری کویت به واشنگتن امکان داد حضور قدرتمندانه خود را در سراسر منطقه خلیج [فارس] به بهانه مقابله با  ایران تقویت کند در حالی که منافعی که آمریکا از حضور در منطقه به دست می آورد چه از نظر سود مستقیم یا از نظر راهبردی برای مقابله با ایران،‌ فراتر از آن است که قابل محاسبه باشد.
درست است که اکثر کشورهای عربی خلیج [فارس] از عربستان در برابر قطر حمایت می کنند ولی این کشورها ترسوتر از آن هستند که تصمیمی مانند تصمیمی که پنج یا شش سال پیش درباره سوریه گرفتند اتخاذ کنند. آنها سوریه را از اتحادیه عرب اخراج کردند سپس سازمان های اصولگرا و مسلح از جمله القاعده و داعش را به سوریه فرستادند تا با نظام بشار اسد در سراسر سوریه بجنگند.
از این رو تبلیغات منفی که درباره قطر صورت می گیرد در حد حرف باقی می‌ماند بدون آن که تصمیمی برای جنگ اتخاذ شود. حتی «تحریم» قطر نیز با استثناهایی همراه شد که برجسته ترین نمونه آن به حج رفتن قطری ها بود. همچنین آنچه درباره «نفوذ» عربستان سعودی به درون نظام قطر گفته می‌شود تبلیغاتی توخالی است چرا که شبکه «الجزیره» به علت تجربیاتش – نه به علت درستی موضع یا تصمیم گیری هایش – همچنان قدرتمندتر از کل رسانه‌های ائتلاف ضدقطر است.
***
جدال در منطقه خلیج [فارس] وجهه عرب ها را در جهان مخدوش کرد. مشکلی معمولی بین «برادران ثروتمند» به جنگی بی‌امان تبدیل شد که معنای برادری و سرنوشت مشترک را از بین برد آن هم در حالی که دشمن اسرائیلی در حال برگزاری گسترده ترین رزمایش نظامی تاریخ خود است و در آن جنگ ژوئیه ٢٠٠٦ را علیه مقاومت اسلامی لبنان (حزب الله) شبیه سازی می‌کند بدون آن که با اعتراض یا ابراز انزجار مواجه شود یا درباره اهداف واقعی این رزمایش که در آن تمریناتی با استفاده از مهمات واقعی در جنگی جدید صورت می گیرد مورد سئوال قرار گیرد.
در حالی که عرب ها به جنگ غیرقابل توجیه بین خود مشغول هستند،‌ اسرائیل به نفوذ در کشورهایشان به ویژه در منطقه خلیج [فارس] ادامه می‌دهد و فعالانه در جنگ یمن حضور دارد و هواپیماهایش به سوریه که گرفتار جنگ با گروه های مسلح در سراسر خاک خود است حمله می‌کنند و دیوار صوتی را در لبنان می‌شکنند. اسرائیل از تلاش برای بلعیدن باقیمانده سرزمین دست بر نمی‌دارد و از گروه های تروریستی حمایت می‌کند که بی‌وقفه سرگرم آزار دادن ارتش مصر در شبه جزیره سینا هستند.
اسرائیل حتی مانع همگرایی گروه های فلسطینی می‌شود و سرزمین های حکومت فلسطینی را در کرانه باختری می‌بلعد و ساخت شهرک ها را در کرانه باختری و قدس متوقف نمی‌کند به طوری که تشکیل کشور فلسطینی به پایتختی قدس شریف را غیرممکن می‌کند.
اکنون همه کشورهای غربی و شرقی در حال تقسیم غنائم جنگ جدید در خلیج [فارس] هستند در حالی که سران کشورهای خلیج [فارس] به پایتخت های کشورهای غربی و شرقی می‌روند تا سلاح های بیشتری را با پول نفت و گازشان بخرند. عربستان سعودی «ممنوعیت ها» درباره روسیه را کنار می گذارد و وزیر خارجه این کشور را در خاک خود می‌پذیرد و ملک سلمان تصمیم می‌گیرد به مسکو سفر کند. ریاض، نخست وزیر لبنان را به تحکیم روابط با روسیه تشویق می‌کند و قول می‌دهد در بازسازی سوریه مشارکت کند در حالی که سال ها در جنگ بی‌امان علیه نظام سوریه دست داشته است.
جهان در حال تغییر است و عرب‌ها که از یکدیگر دور شده و در برابر هم قرار گرفته‌اند تلاش می‌کنند عقب نمانند از این رو کشورهای دور دست را به مداخله بیشتر در امور خود فرا می‌خوانند و روابط برادرانه بین خود را به فراموشی می‌سپارند و به این ترتیب ثروت آنها به همراه ارزش های سیاسی آنها دود هوا می‌شود.
بهترین مثال در این زمینه منطقه «العدید» قطر است که تنها گذرگاه زمینی بین قطر و امارات بود و عربستان سعودی به آن چشم طمع دوخت و دوحه از آمریکا درخواست حمایت کرد و شرط آمریکا نیز به رسمیت شناختن اسرائیل بود که تحقق یافت.  متاسفانه ما منتظریم تا کشورهای عربی جدیدی رژیم اسرائیل را به رسمیت بشناسند!

چاپ نوشتار