تاریخ: ۱۰:۱۲ :: ۱۳۹۶/۰۶/۲۵
نزدیکی قطر و ایران … راهبردی یا تاکتیکی است؟

صالح السید باقر

رای الیوم انگلستان


کوچک ترین تردیدی ندارم که ایران تلاش های دامنه داری را برای گسترش روابط خود با کشورهای همسایه، اسلامی و تمامی کشورهایی به کار می گیرد که در سطح راهبردی نیت سوئی نسبت به این کشور در سر ندارند.
علل بسیاری وجود دارد که ایران را برای افزایش روابط با کشورهای دوست در سطح راهبردی سوق می دهد اما از آن جا که برشمردن تمام این علل زمان زیادی از ما خواهد گرفت از این رو تنها به نام بردن از یک علت اکتفا خواهم کرد و شاید این علت، علت اصلی در جریان تلاش ایران برای توسعه و تقویت روابط با برادران و دوستان خود می باشد.
این علت درگیری همیشگی میان ایران و اسرائیل است که همچنان کسانی وجود دارند که درباره آن تردید دارند. با وجود شواهد قانع کننده ای که درباره شدت گرفتن آن وجود دارد و شاید علت اصلی در تردید درباره وجود این درگیری به این مسئله باز می گردد که تردید کنندگان بهانه ای برای توجیه دشمنی و خصومتشان نسبت به ایران پیدا نمی کنند به غیر از این که بگویند دشمنی این کشور با اسرائیل دروغ و تنها یک سناریو است.
در این جا ما در صدد بیان علل این دشمنی و درگیری قدیمی میان ایران و اسرائیل و تلاش تهران برای محقق شدن هدف های خود از قطع رابطه با اسرائیل و مخالفت با هرگونه عادی سازی روابط با این رژیم نیستیم، اما باید گفت ایران هزینه فراوانی به علت این درگیری پرداخته و همچنان می پردازد. بلکه فراتر اکثر مشکلاتی که از آن رنج می برد نتیجه این درگیری و کشمکش است و علی رغم تمام این ها هیچ روزی اعلام نکرده است که درگیری با اسرائیل را متوقف کرده است و به نظر نمی رسد در آینده نیز این مسئله را اعلام کند.
تهران به خوبی می داند وجود دوستان و متحدان و روابط راهبردی با سایر کشورها به وی در جنگ با اسرائیل کمک خواهد کرد، به ویژه این که این درگیری تنها محدود به تل آویو نیست بلکه با فهرستی طولانی از دوستان و متحدان این رژیم است که آمریکا در رأس آن ها قرار دارد بلکه فراتر می توان گفت درگیری ایران – اسرائیل باعث درگیری با بسیاری از کشورها و در رأس آن ها آمریکا شد که نتیجه حمایت شدید این کشور [آمریکا] از اسرائیل است.
مطمئناً چنانچه این روابط توسعه پیدا کند و به سطح راهبردی برسد که چه بهتر، اما با وجود این تهران امید کم ترین دستاورد را از این روابط دارد و آن هم این است که این کشورها را از کشورهایی که دشمن ایران هستند دور کند و بی طرف سازد.
بی تردید ایران به خوبی می داند راهی که در آن قدم برمی دارد بسیار خطرناک و آکنده از چالش ها و تهدیدها است و از این رو به هیچ عنوان روی باقی ماندن کشورها و حکومت ها در کنار خود تا ابد حساب نمی کند بلکه ادامه دادن به این درگیری را برعهده گرفته است حتی اگر نزدیک ترین نزدیکان تنهایش بگذارند و یاری اش ندهند اما این به معنای آن نیست که با دستی که به سویش دراز شده دست ندهد بلکه کاملاً برعکس در طول دهه ها ثابت کرده است که به سلام با کلامی نیکوتر پاسخ می دهد و تنها به پاسخ سلام دادن اکتفا نمی کند.
سال های گذشته ثابت کرده است که ایران از هر طرفی که به این کشور بدی کرده یا باعث سختی این کشور شده گذشت کرده است و فراتر  از آن از اهانت کننده گان خواستار عذرخواهی نیست بلکه این ایران است که آغاز دوران جدید را با آن ها اعلام می کند. تنها به این علت که اعتقاد دارد درگیری اش با اسرائیل و آمریکا نیازمند این است که از برانگیختن درگیری های دیگر پرهیز کند.
درباره نزدیک شدن ایران و قطر به یکدیگر که نشانه های آن در حال ظهور است پس از محاصره ای که عربستان سعودی، مصر، امارات متحد عربی و بحرین علیه دوحه اعمال کردند و با بازگشت سفیر قطر به تهران به اوج رسید؛ مبالغه نکرده ایم اگر بگوییم مشکل واقعی میان تهران و دوحه وجود نداشت بلکه کاهش روابط و فراخواندن سفیر قطر در نتیجه انگیزه های ذاتی قطر نبود بلکه برای احترام به تصمیم عربستان سعودی و پیروی از قطعنامه صادره از سوی شورای همکاری خلیج فارس در پی حمله گروهی از ایرانی ها به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد و سوزاندن ساختمان های آن ها در اعتراض به اعدام شیخ نمر النمر از سوی ریاض بود.
شاید تهران و دوحه درباره بحران سوریه اختلاف داشتند اما بعضی اوقات به توافق هایی میان طرفداران ایران و طرفداران قطر در سوریه منجر می شد مانند توافقی که میان حزب الله و جبهه النصره درباره فوعه، کفریا از یک سو و مزایا، الزبدانی، حجر الاسود و اردوگاه یرموک از سوی دیگر و نیز توافق میان این حزب و جبهه النصره درباره خروج آن ها [النصره] از دو شهر عرسال و القاع در لبنان صورت گرفت.
از این رو می توان گفت قطر مانند کویت و امارات متحد عربی با اکراه و نارضایتی به خواسته عربستان سعودی درباره کاهش روابط با ایران پاسخ مثبت داد و سفیر خود را [از تهران] فراخواند و چنانچه می دانست ریاض بدین صورت به این کشور پاداش خواهد داد به این درخواست پاسخ مثبت نمی داد بلکه تصمیمی را که کشور پادشاهی عمان اتخاذ کرده بود، به كار مي بست.
مطمئناً روابط میان دو کشور تحول و توسعه پیدا خواهد کرد و تقویت می شود تا زمانی که قطع رابطه میان دوحه و ریاض ادامه دارد اما ارتقای این روابط در سطح راهبردی به تصمیم حکومت قطر در این رابطه بستگی دارد با این وجود سیاستی که دولت قطر از زمان حکومت امیر سابق شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی تا به امروز اتخاذ کرده نشان داده است که قطر به سیاست متعادل و متوازنی با همه ملتزم و پایبند است.

چاپ نوشتار