نتانیاهو در تحریک پوتین برای حمله به ایران شکست خورد… آیا با ترامپ در این مورد به به توافق می رسد؟

عبدالباری عطوان

رای الیوم انگلستان


نتانیاهو در تحریک پوتین برای حمله به ایران شکست خورد… آیا با ترامپ در این مورد به توافق می رسد؟ آیا اسرائیل به واقع برای ورود به جنگی در آینده نزدیک علیه سوریه پس از شکستن محاصره دیرالزور آماده می شود؟ چهار علتی که این ترس را بر می انگیزاند کدامند؟
چنانچه بخواهیم نتیجه جنگ در سوریه را پس از نزدیک هفت سال درگیری شدید خونین بدانیم؛ تنها کاری که لازم است انجام دهیم این است که به واکنش های سیاسی و میدانی اسرائیل و مسئولان بلندپایه این کشور نگاه کنیم.
مبالغه نخواهد بود اگر بگوئیم دولت اشغالگر اسرائیل در وضعیت ترس و وحشت به سر می برد، به ویژه پس از این که ارتش سوریه توانست محاصره شهر دیرالزور را در نبردی تعیین کننده بشکند، نبردی که چه بسا آخرین نبرد بزرگ در این کشور باشد و به تکمیل سیطره خود بر چاه های نفت و گاز در آن نزدیک شود، این مسئله دولت سوریه را قادر خواهد ساخت روزانه ٣٠٠ هزار بشکه نفت صادر کند مانند وضعیتی که پیش از بحران داشت و بیشتر نیازمندی خود را به گاز تأمین کند.
ترس اسرائیل به چهار علت اصلی برمی گردد:
نخست: شکستن محاصره شهر دیرالزور و بیرون راندن نیروهای دولت اسلامی از بیشتر بخش های شهر و مناطق پیرامون آن به معنای گشایش دوباره خط امداد رسانی راهبردی از ایران به حزب الله در لبنان از طریق سوریه و عراق می باشد و این خطی است که در طول سه سال گذشته بسته شده بود.
دوم: نزدیک بودن پایان جنگ در سوریه به معنای بازگشتن نیروهای حزب الله به جنوب لبنان می باشد که تجربه های جنگی میدانی بزرگی در دو جنگ کلاسیک و شهری به دست آورده اند و نیز به معنای تمرکز دوباره این نیروها بر دشمن راهبردی یعنی اسرائیل است.
سوم: تأثیر نپذیرفتن ارتش سوریه از جنگ شش ساله و ادامه انسجام و افزایش تجربه و توانایی اش و از میان رفتن امیدها به فروپاشی یا انحلال آن با وجود جنگ فرسایشی سختی که در معرض آن قرار گرفت؛ باعث خواهد شد به قدرت نظامی منطقه ای تبدیل شود که نمی توان آن را نادیده گرفت.
چهارم: تثبیت حضور سیاسی و نظامی ایران در سوریه و منطقه که نقش فراوانی در کنار روسیه در بقای نظام سوریه و تثبیت آن ایفا کرد.
سایت اطلاعاتی “استراتفورد” آمریکا دو روز پیش گزارشی را منتشر کرد که در آن تأکید می کند اسرائیل برای ورود به جنگی جدید پیش از پایان یافتن جنگ در سوریه آماده می شود و علت آن نگرانی از قدرت ارتش سوریه است و در این راستا رزمایش های نظامی دارای دو بعد تهاجمی و دفاعی را آغاز کرده است که در آن بیش از ١٠ هزار سرباز شرکت کردند و این رزمایش بزرگ ترین در نوع خود از بیست سال پیش تا کنون به شمار می رود.
مسئله ای که باعث می شود این گزارش پذیرفتنی باشد و نگرانی و ترس اسرائیلی ها را تأیید می کند؛ اظهاراتی است که امروز “ایالیت شاکید”، وزیر دادگستری اسرائیل در کنفرانس بین المللی مبارزه با تروریسم بیان کرد. وی گفت: “چنانچه اسد می خواهد باقی بماند باید ایران را خارج از مرزهای خود نگه دارد و اسرائیل فشار فراوانی بر قدرت های بزرگ برای جلوگیری از ایجاد زیر ساخت های نظامی (برای تولید موشک) در سوریه و لبنان توسط ایران وارد خواهد آورد و در صورت عدم پاسخ گویی [این قدرت ها به فشارها] اسرائیل می داند چه اقدامی باید انجام دهد”.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از ترس به مسکو سفر کرد و از رئیس جمهور ولادیمیر پوتین خواست به حضور ایران در سوریه پایان دهد و آماده است همین ترس را با رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ در هنگام دیدار چند روز آینده خود با وی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد مطرح کند.
رئیس جمهور پویتن به نتانیاهو گوش فراداد، اما به وی این گونه پاسخ داد که روسیه آنچه در خدمت منافع خود باشد و نه منافع اسرائیل انجام می دهد و ایران متحد نیرومند روسیه است و بدین ترتیب نتانیاهو به نیروی هوایی خود برای بمباران مرکز پژوهش های سوریه در نزدیکی حمص از طریق استفاده از حریم هوایی لبنان به منظور تحریک روسیه و در تنگنا قرار دادن رئیس جمهور این کشور، چراغ سبز نشان داد.
برخورد سرد روسیه با این اقدام تحریک آمیز از برف های سیبری سردتر بود و این سردی در ایجاد رویارویی جدید و کشاندن روسیه، سوریه و ایران به آستانه جنگ جلوگیری کرد.
نمی دانیم آیا نتانیاهو شانس بهتری با ترامپ رهبر یک قدرت بزرگ دیگر دارد یا نه اما در سایه این بحران با روسیه، اختلافات میان متحدان در حاشیه خلیج فارس، افزایش چالش مسئله هسته ای کره شمالی و طوفان ویرانگر “ایرما” و هزینه های سنگین آن درباره این مسئله تردید داریم به ویژه این که ارزش راهبردی اسرائیل در نقشه های آمریکا کاهش پیدا کرده و به میزان بیشتر هم کاهش پیدا خواهد کرد.
اسرائیل در تمام جنگ های منطقه از زمان جنگ اکتبر سال ١٩٧٣ شکست خورده است و ارتش آن حتی یک نبرد را هم در لبنان یا نوار غزه با پیروزی به پایان نبرده است و هرگونه جنگ جدیدی علیه سوریه یا ایران یا حزب الله شاید زیان هایش سنگین تر باشد.
سال های شکست های کشورهای عربی همان گونه که آرزو داریم چه بسا رو به پایان باشد به عللی که پیش از این ذکر شد و بازگشت رهبری کشورهای مرکزی عرب پس از بیست سال وقفه در حال شتاب گرفتن است و در پس هر سقوطی، صعودی نهفته است و روزهای آتی این نکته را ثابت خواهد کرد.

چاپ نوشتار